هویت تاریخی و تمدنی برای امروز ما یک امتیاز است. انکار گذشته و بازگشت به گذشته زیبنده یک ملت متمدن نیست.


Image11111
خبر آتلاین، سیاست > احزاب و شخصیت‌ها -

عضو هیأت‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌اسلامی گفت: هویت تاریخی و تمدنی برای امروز ما یک امتیاز است. انکار گذشته و بازگشت به گذشته زیبنده یک ملت متمدن نیست.
حجت الاسلام دکترمحسن مهاجرنیا در جلسه هفتگی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم، گفت: هویت تاریخی و تمدنی برای امروز ما یک امتیازاست ما در مقابل کشور جدیدالتأسیسی مثل امریکا که سابقه آن به چند قرن می رسد امتیاز داریم. بی ریشه نیستیم. اما این تمدن زمانی برای ما ارزشمند است که سبب رشد و پیشرفت و حرکت ما باشد و اگر بخواهد به یک گذشته گرایی و باستانگرایی قهقهرایی تبدیل شود، هویت تاریخی مانع پیشرفت می شود و ارزشش را از دست می دهد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تصریح کرد: دو نوع باستانگرایی قابل تصور است، یکی باستانگرایی برای تقویت پشتوانه ها و افتخارات برای بازگشت به خویشتن و حرکت رو به جلو است و نوع دیگرش باستانگرایی است که مانع حرکت می شود و سلفیت و باستان تبدیل به الگو و خودش هدف می شود و این مانع توسعه است. تاریخ را باید در ظرف خودش و به اندازه خودش مطالعه و ارزش‎گذاری کرد و بیشترین بهره را باید از آن برد.
حجت الاسلام مهاجرنیا در ادامه رویکردهای پنجگانه؛ 1-رویکرد شرق شناسی وارونه روشنفکران غربگرا، 2-رویکرد سیاسی شوکت گرایان، 3-رویکرد ناسیونالیستی شکوه گرایان، 4- رویکرد روانی واگرایانه و 5- رویکرد سناریوی سیاسی انگلیسی صهیونیستی را مورد بررسی قرارداد.
وی دررابطه با سناریوی سیاسی انگلیسی صهیونیستی با بیان اینکه صهیونیست های غاصب که بزرگ ترین دشمن انقلاب اسلامی هستند، با استفاده از روایات تاریخی عهدعتیق و کتاب تورات به تقویت جریان باستانگرایی ایرانی، پرداختند.اظهارداشت: صهیونست ها معتقدند یهود مدیون شخصیت کوروش کبیر است زیرا در جنگ با امپراتوری بابل ، ایشان به اسارت هفتادساله یهود پایان داد. صهیونیستها با جمع آوری روایات تاریخی و تفسیری کتاب مقدس، آثاری را تهیه و به فارسی منتشر ساختند و در دوره پهلوی به رویکرد احیای کوروش کمک کردند و بعد از انقلاب هم در راستای تضعیف اسلام به این ماجرا دامن زدند.
مهاجر نیا تصریح کرد: جالب است انگلیسی ها که کتیبه منشور کوروش را غارت کرده بودند در زمان شاه به مناسبت جشن‌هاي 2500 ساله پهلوي به مدت 10 روز به شاه آن را امانت می دهند و پس از گذشت 40 سال مجدداً در دوره باستانگرایان دولت دهم در 19 شهريور سال 1389 منشور كوروش وارد ايران شد و تا پايان فروردين‌ 1390 در ایران بود و مجدداً به انگلیس برگشت.
وی در خصوص رویکرد سیاسی شوکت گرایان گفت:نهضت عدالتخواهی عالمان دوره قاجار که به نهضت مشروطه معروف شد با قصد اصلاح قدرت مطلقه شاهان و کاهش ظلم و تعدی آنها به ملک و ملت بود اما به دلیل انحرافاتی که در آن پدید آمد نه تنها شاهنشاهی حذف و تعدیل نشد بلکه در قانون اساسی به مثابه « موهبتی الهی» تلقی گردید و شاه به عنوان « ظل الله» در زمین، شناخته شد. با شکست مشروطه رضاشاه و روشنفکران ضد دینی رسماً خواهان احیای تاریخ 2500 ساله شاهنشاهی وبازگشت به هویت سیاسی ایرانشهری شدند و در طول دوره پهلوی با برگزاری جشن ها و آیین های باستانی و تغییر تاریخ هجری شمسی به تاریخ 2500 ساله شاهنشاهی و طرح تغییر خط و ادبیات و بازگشت به میراث شکوهمند کوروش و احیای اقتدارگرایی در ایران بودند.
حجت الاسلام مهاجرنیا به رویکرد شرق شناسی وارونه روشنفکران غربگرا پرداخت وتصریح کرد : بخشی از روشنفکران به تبع فیلسوفان غربی بر این باورند که فکر ، اندیشه وعقلانیت در غرب باستان تولید شده و محل زایش تفکر در یونان باستان و آتن بوده است ایران باستان هم تحت تأثیر این سرچشمه تفکر، به نوعی عقلایت بومی ایرانشهری رسیده بود . این عقلانیت اروپامحور، در دوره میانه اسلامی از طریق دارالحکمه بغداد وارد جهان اسلام شد و توسط فارابی « نیمروزی » در جهان اسلام وجود داشت و بعد از وی هم به دلیل اینکه عقلانیت فلسفی به عقل شرعی و دینی تبدیل شد، به « زوال » رسید و ایران و اسلام در «انحطاط» کامل قرار گرفت و حدود هزار سال این انحطاط ادامه یافت تا در دوره معاصر در جریان جنگ های ایران وروس و بعد از آن نهضت مشروطیت ما با عقلانیت جدید اروپایی ،آشنا شدیم و برای ورود به عقلانیت خیز برداشتیم اما به دلیل حضور اندیشه شریعتمداران و فقیهان منحرف شدیم و بیش از یک سده ما در دم دروازه تجدد ایستادیم و هنوز وارد مدرنیته نشدیم . به دلیل اینکه با عقلانیت و خودآگاهی فاصله گرفتیم قدرت اندیشیدن نداریم و کیستی و چیستی خود را فراموش کردیم پس راه حل این است که ما به احیای تفکر دوره «ایران باستان» و اندیشه ایرانشهری قبل از اسلام و منشور کوروش برگردیم .
وی در ادامه رویکرد ناسیونالیستی شکوه گرایان را بیان کرد وتصریح نمود: اندیشه ناسیونالیستی و ملی گرایی که در متعاقب عصر استعمار در همه جهان اسلام مطرح شد در ایران به باستانگرایی و میراث تمدنی گذشته گره خورد و درسه نحله فکری باستان گرای ضد عرب، ملی گرایی کاذب و ملی گرایان شوکت گرا ،قابل شناسایی است
مهاجرنیا درخصوص نحله ملی گرایان « باستان گرای ضد عرب» گفت: برخی از اینها مخالف اسلام نبودند اما تعصبات ضد تازی و ضد عربی آنها بسیار آشکار هست .افرادی مانند کسروی و تقی زاده را می توان داخل این نحله دانست طرفداران این نحله اشعار فردوسی را الگوی فکری خودشان می دانند. نحله دوم ملی گراهایی هستند که به عنوان «ملی گرایی کاذب » شناخته می شوند و بازگذشت به تفاخرات تمدن ایرانی را برای مقابله با اسلام تعقیب می کنند. افرادی مثل میرزا آقاخان کرمانی، آخوندزاده و پورداود و صادق هدایت، از این صنف هستند. نحله سوم ملی گراهای مسلمان بودند که بازگذشت به هویت و تاریخ و تمدن گذشته را برای تقویت ایرانی مسلمان و بازگشت به خویشتن امروزی، تلقی می کنند و به عنوان « ملی گرایان شوکت گرا» شناخته می شوند که عمده طیف ملی گرای مذهبی اخیر از این صنف هستند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، رویکرد روانی واگرایانه را مورد تشریح قرار داد واظهار داشت: شکست ایران در جنگ با روس ها و ورود ناموفق به دنیای جدید سبب انباشت سرخوردگی ها ،عقده ها و عصبیت هایی در میان روشنفکران ایرانی گردید که به تدریج در قالب مخالف با اسلام یا برخی از مقررات اسلامی و عرب ها ، ظاهر شد.بعد از انقلاب اسلامی ، انتظاراتی در نسل جدید ایجاد شد که با عدم تحقق آن انتظارات که ناشی ازکاستی ها، شرایط سیاسی، ناکارآمدی حکومت، بی تجربه گی کارگزاران ، ضعف ساختارها بود، همه اینها به لحاظ روان شناختی ، سبب یأس و سرخوردگی هایی از کارکرد حاکمیت دینی گردید که به دلایل مختلف بخشی از این عقده ها در گرایش به باستانگرایی و ایرانشهری و بالطبع عرب ستیزی و یا حتی اسلام ستیزی گردید.در سال های اخیر ، حسب برنامه ریزی هایی این جریان ها با شعار هایی علیه نظام در سالروز بزرگداشت کوروش ، علاقمند به دیده شدن هستند. اخیراً‌بخشی از این افکار خواهان ثبت رسمی این تاریخ در تقویم ملی کشور شدند.
مهاجرنیا گفت: از موضوعاتی که این روزها در فضای فکری و شبکه های اجتماعی به آن دامن زده می شود مقوله باستان گرایی و تمدن گرایی و ایرانشهرگرایی به مناسبت 7 آبان سالگرد کوروش است .
وی تصریح کرد: گذشته هر ملتی هویت تاریخی اوست و اگر مثبت باشد باعث افتخار آن ملت است و اگر جنایت و فساد و انحطاط باشد سبب ناخوشایندی است، اما یک واقعیت را باید پذیرفت که گذشته خوب یا بد قابل انکار نیست،انکار هویت تاریخی حماقت است همانطوری که بازگشت به گذشته حماقت است.
وی با بیان اینکه ما ایرانی ها ملت ریشه دار تاریخی هستیم تمدن بسیار تاریخی و قدیمی در دوره باستان ما قبل از اسلام داشتیم . در این تمدن فرازو فرودها ، پیروزی و شکست ها، افتخارات و انحطاطات ، انسانیت وبی رحمی ، اخلاق و عدالت و قتل و جنایت زیاد نقل شده است و شخصیت های بزرگ مانند کوروش و داریوش ، جمشید، خشایار و هوشنگ و زرتشت و مزدک، رستم و سهراب ،داشتیم و بعد از اسلام هم شخصیت های دینی فراوانی در پیشینه تاریخی ما وجود دارد، هویت تاریخی و تمدنی برای امروز ما یک امتیازاست.
حجت الاسلام مهاجرنیا گفت: در تمرکزی که در سال های اخیر روی ایران باستان که شامل غرب آسیا و باصطلاح امروزی ها ،منطقه اورآسیا است و همچنین تمرکزی که در مورد کوروش و پاسارگاد و تخت جمشید شده ، من هر دو رویکرد توسعه گرایانه و سلفی گرایانه را می بینم. گاهی دیده می شود که عصر هخامنشی به صورت افراطی به مثابه مدینه فاضله اوتوپیایی تلقی می شود که فقط یک بار در تاریخ اتفاق افتاده است و دیگر هم قابل تکرار نیست و به مثابه پتکی روی سر ایرانی امروز و ایرانی مسلمان قرار داده شده است و گاهی به شکل تفریطی واقعیت های تاریخ نادیده و تحریف و حذف می شوند. هر دو رویکرد منفی است ما باید از امتیازات و تجربیات گذشته امان در جهت پیشرفت و اقتدار امروزمان استفاده کنیم .
وی تصریح کرد: هخامنشیان مانند سلسله های پادشاهی دیگر کارهای مثبت و منفی را با هم داشتند، منشور کوروش و تمدن هخامنشی در 2500 سال پیش که نوعی توحش در دنیا حاکم بود برای ما ایرانی ها یک امتیاز است در کنارش نابودی تمدن عیلامی ولیدایی و مادها و قتل عام نینوا و برده گرفتن انسان ها در این دوره مذموم و مایه ننگ است. اما بالاخره این دوره با خوبی و بدی اش بخشی از تاریخ ما است و باید در ذاکره ملی ما بماند که ما کی بودیم و الان کی هستیم ؟ اما در یک صد سال اخیر رویکردهای مختلفی به تاریخ گذشته ما شده است . یک رویکرد با انطباق کوروش بر « ذوالقرنین» کوروش را در زمره انبیاء بالا برده اند . ابوالکلام آزاد پاکستانی ، علامه طباطبایی از جمله کسانی هستند که چنین ادعایی را مطرح کرده اند و بعدها مدعیانی پیدا کرد در مقابل این دیدگاه برخی هم دنبال انکار تاریخ گذشته و نادیده گرفتن آن بوده اند. در سال های اخیر من پنج رویکرد را می بینم که به رغم تفاوت هویتی و ماهیت فکری، اما در یک چیز اینها به هم رسیده اند و آن اینکه باستانگرایی را در مقابل اعتقادات اسلامی و فرهنگ دینی امروز قرار دهند .
وی با بیان اینکه این پنج رویکرد امروز به هم رسیده اند و با همگرایی عجیبی با سرزنش واقعیت های امروز جامعه ایرانی به دنبال احیای گذشته هستندافزود:بازگشت به گذشته را برخی بازگشت به عقلانیت، برخی مسکنی برای التیام زخم ها و کاستی ها و مشکلات امروز می بینند و با عقده گشایی ، راه حل اقتدار و سربلندی را در گرایش به تبار ایرانی و باستان می بینند و نوعی همگرایی برای مقابله با انقلاب اسلامی و تضعیف باورها و « عصبیت دینی» و وفاداری به نظام اسلامی، شکل گرفته است .
حجت الاسلام مهاجرنیا تصریح کرد: جریان وفادار به اندیشه انقلاب اسلامی باید با برنامه ریزی دقیق و هوشمندانه و با رویکرد فرهنگی به این گرایش ها بنگرد و با حوصله به مدیریت بحران بپردازد و متوجه باشد نه انکار تاریخ درست است و نه تعصب به تاریخ و با کسانی هم که در این خصوص افراط می کنند باید با منطق و فهم تاریخی، مواجهه شود.
http://www.khabaronline.ir/detail/721858/Politics/parties