سخنرانی حجت السلام والمسلمین مصطفي پور محمدي؛ بايد مواظب سوپر انقلابی ها بود

 

 اشاره: حجت الاسلام والمسلمين مصطفي پورمحمدي كه اكنون رياست سازمان بازرسي كل كشور را بر عهده دارد، در سال 1338 در قم متولد شد. او پس از تحصيلات دوره ی ابتدايي، وارد حوزه ی علميه ی قم شد و به تحصيل علوم ديني پرداخت. وی با تحصيل در دوره ی مقدماتي حوزه ی علميه ی قم در سطح عالي فقه، اصول و فلسفه به تحصيل مشغول شد و دوره خارج فقه و اصول را در مشهد،  قم و تهران به پايان رساند و حايز رتبه سطح 4 (دكتري) حوزه علميه شده است.

پورمحمدي از دوران جواني اشتغال در سمت هاي مختلف را تجربه كرده و تا كنون در پست هاي مختلفي مشغول به فعاليت بوده است. دادستان انقلاب اسلامي خوزستان،  بندرعباس، كرمانشاه و مشهد و دادستان نيروهاي نظامي در مناطق غرب كشور از جمله فعاليت هاي او در قوه قضاييه به شمار مي رود.

حجت الاسلام پورمحمدي پيش از اين به عضويت هيأت مديره جامعۀالزهرا(س) و عضويت هيأت مؤسس حوزه علميه مسجد سليمان نيز درآمده است.

وزير كشوري دولت نهم نيز از جمله مهم ترين پست هاي پورمحمدي در سابقه ی فعاليت او به شمار مي رود.

حجت الاسلام پورمحمدي همچنين كتاب هايي در ارتباط با حقوق سياسي، مباني نظري انديشه سياسي در اسلام و مباحث سياسي و اجتماعي تأليف كرده است. وي علاوه بر اين، مقالاتي درباره ی مباني نظري حكومت ديني و نظارت و سياست خارجي نگاشته است.

پورمحمدي اكنون با حكم رئيس قوه قضائيه، سمت رياست سازمان بازرسي كل كشور را بر عهده دارد.

 

بايد مواظب سوپر انقلابی ها بود

چكيده:

اين نوشتار که متن صحبت هاي مصطفي پورمحمدي در قم است، با اشتباه خواندن تحليل مادي گرايانه ي انقلاب آغاز شده، هر چند که معتقد است برخي از تحليل گرايان غربي رمز پيروزي انقلاب که ولايت مداري و شهادت طلبي است را دريافته بودند. وي پس از تجليل از مردم قم و خيابان چهارمردان، بيان مي دارد که يکسان بودن شعار اسلام خواهي انقلاب با نسل کنوني، حاکي از عدم انحراف انقلاب است. از ديدگاه او برگزاري چندين انتخابات  و سرعت قانون مند شدن ايران، حاصل اعتماد به مردم و هوشياري امام خميني(ره) بوده است. به اعتقاد او با اين که هنوز جنگ سخت تمام نشده، زيرا تهديد به حمله نظامي، محاصره ي اقتصادي و استفاده از گروهاي تروريستي ادامه دارد؛ اما تهاجم  فرهنگي از اين جهت که فکرها و رفتارهاي اجتماعي را تغيير مي دهد و همه ي حوزه هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و مديريتي را در برمي گيرد، از اهميت بيشتري برخوردار است. وي در پايان، ايجاد فضاي آرام با تبعيت از رهبري، تعيين مرز با دشمنان، راضي  نگه داشتن مردم و روشن گري را از وظايف نخبگان و مديران برمي شمرد.

کليدواژه ها: انقلاب اسلامي، تحليل مادي گرايانه، اسلام، تهاجم  فرهنگي، امام خميني(ره)، تبعيت از رهبري.

بسم الله الرحمن الرحيم

در آستانه ی اربعين شهادت اباعبدالله الحسين و ايام اسارت آل الله و غم جاودانه ی تمام نشدني همه ی انسان هاي آزاده هستيم و بزرگداشت ايام مبارک دهه ی فجر سي و يکمين سالروز پيروزي انقلاب را برگزار مي کنيم، انقلابي که هر چه دارد از حماسه ی حسيني دارد.

رمز جاودانگي و ماندگاري انقلاب ايران

مردانگي، حرّيت، حق طلبي، ايستادگي، مقاومت، گذشت، ايثار، جان فدا کردن، عزيز دادن، صبر کردن و هر آنچه که از ارزش هاي انقلابمان به شمار مي رود، همه درس هايي است که از عاشورا و کربلا گرفته ايم، ملت ما توانست آموزه هاي عاشورايي را به خوبي فرا بگيرد و نداي «هل من ناصر ينصرنی» حضرت اباعبدالله الحسين را پاسخ دهد و رمز جاودانگي و ماندگاري را از عاشورا بيابد و انقلابي بدين عظمت برپا کند. انقلابي که پيروزي اش را هر تحليل گري غيرممكن مي شمرد. هر صاحب نظري که شرايط ما را بررسي مي کرد، پيروزي انقلاب را بعيد مي دانست؛ انقلاب در کشوري که تا دندان مسلح است و پنجمين قدرت نظامي دنيا را دارد. مي خواستند در منطقه ژاندارم داشته باشند و با پول و سربازان ايراني، از منافع نظام سلطه و نظام استکبار دفاع كنند تا منافع آن ها تأمين شود، تا انرژي آن ها، نفت آن ها بدون دغدغه با قيمت هايي که آن ها دوست دارند به کشورهاي آن ها گسيل شود.

انقلاب ايران چگونه پيروز شد؟

در اين کشور پليس با اقتدار، و نيروهاي امنيتي با خشونت مردم را سرکوب مي کردند و تمام کشورها از رژيم سلطنتي حمايت مي کردند. به تازگي مقاله اي  خواندم كه يکي از صاحب نظران غربي به همه اين نکات اشاره مي کند؛ نوشته بود كه  ما مانديم که انقلاب اسلامي چگونه پيروز شد و چرا پيروز شد؟ اولاً درست است كه مردم فقير بودند و مشکلات اقتصادي داشتند ولي شاه پول نفت داشت و مي توانست مشکلات خودش را پشت سر بگذارد. يک جاهايي اگر فشار مردم زياد  شود توزيع مي کند ـ دو سه سال آخر هم اين کار را کردند ـ جنس از خارج وارد کردند که جنس ارزان مثلاً بين مردم توزيع بشود؛ دستگاه امنيتي رژيم خيلي مقتدر عمل کرد، نيروهاي مسلح رژيم هم که يکي از ارتش هاي بزرگ دنيا بود؛ همه ی ما هم از او حمايت کرديم؛ كشورهاي غربي و كشورهاي منطقه از او حمايت مي كردند؛ در موازنه اي حتي شوروي از شاه حمايت مي كرد. رئيس جمهور چين در سال 56 به ايران مي آيد؛ يا رئيس جمهور آمريکا (كارتر) همان سال به ايران مي آيد؛ اين چنين از غرب و شرق مي آيند و اعلام حمايت و وفاداري مي کنند، اما انقلاب پيروز شد و اين هنوز معماي خيلي بزرگي براي آنهاست و هنوز هم مي خواهند آن را تحليل مادي کنند.

«نه» بزرگ ملت ايران به حكومت شاهنشاهي

مردم مشکل فقر داشتند؛ فشار امنيتي رژيم خيلي زياد بود؛ مردم به تنگنا آمده بودند؛ جاهاي ديگر كه تحولاتي اتفاق مي افتد، آزادي مي دهند و انتخاباتي برقرار مي شود؛ رژيم شاه هم چند بار اين فرم ها را دادند، نخست وزيرها که ماه هاي آخر عوض مي شدند همين حرف ها را مي زدند که ما حاضريم شاه سلطنت کند و به عنوان

يک مقام تشريفاتي حکومت نکند؛ مثل خيلي از کشورها که ملکه و پادشاه دارد، انگلستان ملکه دارد، هلند ملکه دارد و بعضي کشورهای دیگر؛ ایران هم مثل این ها باشد و حکومت نکند، حکومت را مردم و مجلس انتخاب کنند. دولت و نخست وزیر با رأی اعتماد مجلس باشد؛ همان طور که در قانون اساسی زمان مشروطه تصویب شده بود، شاه طبق قانون اساسی عمل کند. جبهه ملی ها و نهضت آزادی ها از مسئله سلطنت و قانون اساسی دفاع می کردند که شاه سلطنت کند و ما طبق قانون اساسی کشور را اداره کنیم. مدلی بود که طبق این مدل به زعم آن ها آتش خشم ملت ما به اصطلاح فروکش می كرد. آخرش این بود كه اگر خیلی فشار می آمد، می گفتند روابط سیاسی با اسرائيل قطع شود؛ ولی ملت ایران تسلیم نشدند.

خيابان چهارمردان قم نماد انقلاب است

یک جمله ی ديگر از این تحلیل گر غربی نقل می کنم. می گويد: ما باید این را در آموزه های اسلامی و شیعی ببینیم، اگر می خواهیم رمز پیروزی انقلاب ایران را بشناسیم باید آموزه های اسلامی را بررسي كنيم. تحلیل گر برجسته سیاسی امریکا چند سال پیش در اسرائیل می گفت: ایران با قدرت رشد مي كند و از دو بال برخوردار است؛ يك تفکر ناب شیعی و شهادت خواهی وآموزه های ولایت مدارانه ای که بر اساس حاکم حق و عدل استوار شده، به اين دو بال نيرو مي دهد تا ايراني ها اين سه را دارند ما نمی توانیم بر آن ها مسلط شویم. اول باید ولايت فقيه را سست كنيم، بعد بال هاي آن ها را قطع کنیم تا بتوانیم از اوج گرفتن و پرواز کردن بازشان بداریم. بالاخره انقلاب ما پیروز شد و شاید خاطره انگیزترین منطقه انقلاب، خیابان انقلاب و خیابان چهارمردان باشد. 13 ماه تعطیلی در این خیابان بود، از 19 دی 56 تا 22 بهمن، یك روز درمیان چند ساعت باز مي شد دوباره بچه ها از این کوچه پس کوچه ها جمع مي شدند و تظاهرات و شعار؛ و دوباره ورود گارد و دوباره تعطیلي، این داستان هر روز بود. این خیابان که به عنوان نماد انقلاب در کشور شناخته شده و خوب است كه خاطرات این خیابان را ثبت کنیم، اگر شهرداری می توانست مثل برخی از کشورها كه به خصوص بعد از جنگ جهانی اول و دوم اين كار را كردند یعنی برای درگیری هایی که در هر منطقه شده بود تابلویی تهیه کردند و نوشتند فلان اتفاق اينجا افتاده است، شهرداري هم می تواند بنويسد كه چه كسي دراين جا شهید شد؛ این جا درگیری خونینی رخ داده است. البته خیابان هاي ديگر قم هم همین طور است ولی این خیابان بیشتر اتفاق داشت. دعوت انقلاب از این پایگاه منتشر شده است.

آيا به ارزش هاي انقلاب وفادار مانديم؟

مطلب ديگر اين كه آيا شعارهاي مان در انقلاب ارزش ها و اصالت خودش را حفظ كرده است؟ اين ايام فرصت خوبي است كه خاطرات گفته شود و آرمان ها بيان شود تا معلوم شود كه چقدر به ارزش هاي انقلاب وفادار مانده ايم. در شعارهای انقلاب خدا خواهی در رأس همه شعارها بود خدا حاکم در جامعه باشد، حرف خدا قانون باشد، کلام خدا مشعل راه ما باشد، امر و نهی خدا مبنای عمل زندگی ما باشد؛ این حرف اول انقلاب است.

عدالت مبنای رفتار اجتماعی ما شود؛ مردم به عنوان صاحبان حقوق این کشور و این سرزمین اختياردار امورات كشور خود باشند؛ سرنوشت این کشور و جامعه به دست صاحبانش یعنی مردم باشد؛ منافع این کشور برای خود مردم ثبت شود و برای دیگران صرف نشود؛ منابع کشور در اختیار خود مردم باشد؛ مردم ما بتوانند روی پای خودشان بایستند و با استقلال زندگی کنند و با شخصیت و عزت خودشان زندگی کنند؛ این مطالبات مردم در انقلاب بود. مردم از زیر یوغ استبداد و حاکمان مستبد با اندیشه های ضعیف خارج شوند و حاکمانی را که شایسته ی حکومت برای خودشان می دانند انتخاب کنند. رهبری جامعه در اختیار کسانی باشد که خداوند مشخصات آن ها را اعلام کرده و آن ها را مجاز دانسته که در جامعه ی دینی و انسانی حکومت کنند؛ نظام ولایی برقرار شود، تبار علوی و تفکر علوی حاکم بر کشور شود. این ها همه خواستِ مردم بود. 31 سال گذشت و ما بايد بررسي كنيم كه این شعارها زنده است یا زنده نیست و آيا انقلاب در مسیر خودش حرکت می کند یا آرمان های خود را از دست داده است؟

نسل جديد خواهان حاكميت دستورات اسلامي است

اسلام خواهی از مطالبات این مردم بود. به تازگي بين جوان ها در دانشگاه نظرسنجی شده است. نزدیک 90% جوان ها و دانشجوها گفته اند كه ما می خواهیم دستورات اسلامی در کشورمان حاکم باشد. این نسل انقلاب را ندیده؛ جنگ را هم ندیده؛ امام انقلاب را هم ندیده، پيروزي انقلاب را هم ندیده و در فضاي ديگري تربیت شده؛ ولی انقلاب پیامش را به نسل جدید رسانده است که اين نسل خواهان اسلام است و این خواسته و این مطلوب هم چنان در جامعه زنده است. مردم نمی خواهند حکومت شان دست ناشایستگان و عناصری باشد که اسلام را نمی شناسند و یا اسلام را نمی خواهند یا با اسلام خدای نکرده دشمن هستند. مردم نمی خواهند حکومت در اختیار افرادی باشد که به عدالت رفتار نمي کنند. این انقلابی است که اصالت های خودش را حفظ کرده، امروز هم خواسته ی مردم اين است كه عدالت حاکم باشد. در عرصه های مختلف زندگی در عرصه سیاسی، در عرصه اجتماعی، عرصه اقتصادی، عدالت مطلوب جامعه است. ديگر اينكه کسی تردید ندارد که مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند و تردیدی نیست كه امروز اراده ی مردم در این کشور حکومت می کند؛ انتخابات، خود بيانگر اين مطلب است. مردم هركسي را بخواهند به او رأي مي دهند؛ صندوق هاي انتخابات رأي مردم را نشان مي دهد. من 3 سالی که در وزارت کشور بودم سه تا انتخابات بزرگ را برگزار کردم و می فهمم که برگزاری انتخابات چقدر زحمت و دردسر دارد. یک سال باید می دویدیم تا همه امکانات را بسیج كنيم تا مردم بتوانند آن كس را که دوست دارند انتخاب کنند. پوستمان کنده می شد تا انتخابات برگزار شود و مردم به حق شان برسند و خودشان سرنوشت خودشان را انتخاب کنند.

پنج انتخابات در سال اول انقلاب

سال اول انقلاب 5 انتخابات برگزار شد؛ کسی باور نمی کند كه 5 انتخابات در این کشور انقلاب زده انجام شده باشد. من سال اول و برگزاری 5 انتخابات را جزو بزرگترین حوادث تاریخ انقلاب می دانم. امام با هوشمندی آمد و دو حرف بزرگ به دنیا زد: یکی ما به مردم مان متکی هستیم، همین هم شد که اگر امام چیزی می گفت من و شما هیچ گاه شک نمی کردیم. امام شخصیتی داشت که برایش جان می دادیم. امام نیاز نداشت که به مردم بگوید رأی بدهید؛ اگر امام می گفت جمهوری اسلامی. می گفتیم: آقا مخلصیم، دست شما را هم می بوسیم.

امام به مردم اعتقاد و اعتماد داشت

اگر امام می گفت قانون اساسی را که عده ای از علما و بزرگان و حقوق دانان نوشته اند من هم خوانده ام و تأییدش می کنم؛ مردم هم قطعاً قبول می کردند. اگر امام می گفت من این آقا را به عنوان رئیس جمهور انتخاب می کنم، همین طور که نخست وزیر را تعیین کردم ـ دو سه روز قبل از 22 بهمن امام بازرگان را به عنوان نخست وزیر انتخاب کرد ـ مردم می پذیرفتند؛ اما امام گفت: من می خواهم خود مردم پای صندوق رأی بیایند و به یک نفر رأی بدهند، من هر کاری کردم به اتکا مردمم کردم؛ من به مردمم اعتماد دارم.

تأكيد امام بر قانون مداري از ابتداي انقلاب

مردم هم پاداشی آسمانی، ماندگار و جاودانی به امام دادند و در 5 انتخابات جانانه حضور پیدا کردند. وقتی این رابطه ی آسمانی و الهی برقرار شد، امام پیام بزرگ تری داد که همه چیز باید قانونی شود و بر اساس قانون حکم شود، انتخابات خبرگان، پس از آن رأی مردم به قانون اساسی، حتی نگفت این که خبرگان نوشته اند کافی است؛ گفت باید مردم رأی بدهند تا پس از 31 سال نگویند شما مثل نظام های انقلاب سر کار آمدید و هر چه دلتان خواست حکم راندید و فرمان دادید. در یک سال همه نظامات این کشور بر اساس قانون شکل گرفت.

تأكيد مصرانه رهبر معظم انقلاب بر قانون گرايي

این که امروز مقام معظم رهبری می فرماید: مردم نقش تعین کننده دارند، همان شعار و آرمان امام در 31 سال قبل بوده است که تکرار می شود. 

انقلاب هویت خودش را حفظ کرده است؛ اگر امروز مقام معظم رهبری می فرماید: قانون و قانون گرایی، من زیر بار حرف های غیر قانونی نمی روم و به کسی هم باج نمی دهم؛ هر کس هر چه می خواهد بگوید؛ نقض قانون را هم تحمل نمی کنم؛ چون 31 سال قبل، امام فرمود: این کشور باید بر اساس قانون اداره شود. این که انقلاب اسلامی با صلابت تا به امروز حیات خودش را حفظ کرده، به خاطر این است که شعارها و آرمان های انقلاب حفظ شده است.

اگر امام 31 سال پیش، سه ـ چهار روز بعد از انقلاب دستور ایجاد کمیته ی امداد را داد، یعنی به فکر محرومان و فقرا باشیم؛ به فکر ضعفا و دور افتادگان باشیم.

حمايت مقام معظم رهبري از محروميت گرايي دولت نهم

امروز هم مقام معظم رهبری همان شعار را تکرار می کند و یکی از دلایلی که مقام معظم رهبری از دولت نهم تا امروز حمایت کرده به خاطر شعار محرومیت گرایی دولت بوده است. شاید دولت خیلی ضعف ها داشته باشد کسی هم انکار نکرده، ولی یکی از شعارهایی که مورد نظر رهبری بوده و به این دلیل دولت مورد حمایت ایشان واقع شد به خاطر این شعار بود که دولت گرایش به محرومین داشت و سعی کرده این گرایش در اقصی نقاط کشور به نحوی متجلی بشود. شعار محرومیت زدایی شعار انقلاب است، که هم چنان زنده است و استحکام دارد؛  چون از آرمان های انقلاب بوده است.

انقلاب گفت باید دست دشمن از این کشور کوتاه شود. دشمنان معلوم هستند: آمریکا بود اسرائیل و انگلیس و جبهه استکبار بودند. 31 سال است که دشمن به دشمنی خودش ادامه می دهد، یعنی این که انقلاب هویت خودش را حفظ کرده است. باید با بصیرت به این مسائل دقت بکنیم و از دشمن غافل نشویم.

شعار اول انقلاب، نابودي اسراييل

این که دشمن با حفظ شعارهای ما با ما راه می آید، خیال موهومی است. خداوند فرمود: «ای پیامبر، یهود ونصاری از تو راضی نمی شوند حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ  تا اینکه از این ها تبعیت کنی». شعار اول انقلاب از بین رفتن اسرائیل است و فلسطینی ها باید به حق خودشان برسند؛ «یهود هرگز از تو راضی نمی شود، پیوسته با شما خواهند جنگید حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ  تا شما از عقیده تان برگردید».

جنگ بي پايان دشمنان عليه انقلاب اسلامي ايران

دشمن دست به هر کاری زده است؛ جنگ نرم، جنگ آشکار، محاصره و تحریم اقتصادی، همه برای این است که ما را از آرمان هایمان برگردانند. افزون بر آن از هر کسی هم که علیه ما اقدامی می کند، آشکارا حمایت میکنند. به منافقین مکان و امکانات می دهند و از سوی دیگر با جنگ نرم تلاش دارند فضای فرهنگی و سیاسی کشور ما را آن طور که می خواهند رقم بزنند تا بتوانند ما را از انقلاب و آرمان های آن دور کنند.

ایجاد بدبینی بین مردم از ترفندهای جنگ نرم است

از دیگر کارهای شان تلاش برای رواج بی انظباتی در جامعه و بی احترامی به قانون است. از بین بردن حس مسئولیت و تعهد در میان کارمندان و مسئولین این مردم است. این اتفاق که بیفتد هزینه ها بالا می رود، مردم عاصی و بدبین می شوند؛ نخبگان فرار می کنند و هزاران مشکل برای جامعه درست می شود؛ این از مصادیق جنگ نرم است. ما مسئولین خدمت گزار مردم هستیم؛ نباید هیچ گاه فراموش کنیم که بدهکار مردم هستیم و اگر مسئولیتی داریم، برای اجرای قانون، راه اندازی کار مردم و خدمت رسانی به مردم و محرومین است، در قبال مردم و جامعه انقلاب مسئولیم.

راه هاي نفوذ دشمن را در فتنه ها ببنديم

ما اگر بخواهیم از انقلاب مان خوب حفاظت و از آرمان هایمان خوب دفاع کنیم، باید محلّی را که دشمن می تواند نفوذ کند و آسیب برساند، شناسایی کنیم و حساسیت نشان بدهیم. باید از نظر علمی، صنعتی، فناوری و تکنولوژی پیشرفت کنیم. اگر درجا می زنیم نگران شویم که خواسته ی دشمن محقق می شود. اگر در این چند ماهی که از انتخابات گذشته به جان هم بیفتیم و از پیشرفت و توسعه باز بمانیم و محیط کشورمان ناامن شود، خواسته دشمن را فراهم آورده ایم. تنازع و دعوا خواسته ی شیطان است؛ چرا به حرف شیطان گوش کنیم؟ خدا می فرماید: وَلا تَنازَعُوا «جنگ و نزاع نکنید» پس ما چرا به جان هم بیفتیم و چندین ماه کشور را زمین گیر کنیم؟ چرا برای حل اختلافات و تنازع اقدامات منطقی انجام ندهیم؟ خداوند می فرماید: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا  «به ریسمان الهی چنگ بزنیم و از تفرقه بپرهیزیم» تا به جامعه ما آسیب نرسد؛ بر فرض اگر حق هم با ما باشد، در میدان تنازع همه بازنده ایم؛ چون آسیب آن به جامعه می رسد؛ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا به ما مبنا داده است. وحدت کلمه، آن هم در مسیر الله و آرمان های انقلاب، و سر حلقۀ این اتحاد ولایت فقیه است. اوست که می تواند ما را از آسیب برهاند؛ او نقطه ی اتصال گروه هاست. با بصیرت و درایت او از اختلاف رهایی پیدا می کنیم؛ وگرنه فتنه دامن کشور را می گیرد. از فتنه بترسیم که جامعه را به مرز سقوط می برد. خداوند می فرماید: وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ  «از فتنه ای بترسید که به خاطر ظلم عده ای دامن شما را می گیرد».

امروز ولی فقیه در کشور مبنا و شاخص است

مرحوم علامه تعبیر زیبا و لطیفی دارند؛ می فرماید: برای این که گرفتار اختلاف نشویم باید اطاعت از خدا و رسول خدا کنیم، یعنی اگر بخواهیم جامعه دچار اختلاف نشود یک مبنا و شاخص می خواهد؛ شاخصش فرمان خدا و فرمان رسول و فرمان رهبر الهی است.

امروز ولی فقیه آن شاخصش است، سعی کنیم عقب نمانیم و جلو هم نزنیم. باید دقت کنیم قدم به قدم پا جای پای رهبر بگذاریم پشت سر رهبر؛ کسی که جلو می افتد خسارت می بیند و کسی که عقب می ماند شکست می خورد.

برخي  خوراك رسانه هاي بيگانه را تأمين مي كنند

متأسفانه الان در کشور با عده ای که خیلی پرمدعا هستند، مواجه می باشیم؛ سابقه ی انقلابی دارند. شرایط ممتاز مدیریتی در کشور داشتند. اما متوجه نیستند که دشمن از شرایط امروز کشور سوء استفاده می کند. آقایان! حرف شما را رادیوهای دشمن بازگو می کنند، بیانیه هاتان خوراک 

آن هاست، ادعای نخبگی و سیاست مداری می کنید؟ این همه مقام معظم رهبری تأکید می کنند مرز خودتان را از دشمن مشخص کنید؛ رهبر معظم انقلاب این همه تحمل می کنند و مجال می دهند که آقا خط خود را از دشمن جدا کن، بگو من با دشمن نیستم؛ بگو شعار من از دشمن جداست؛ اشکال یا اعتراض داری، مخالف هستی، من تحملت می کنم. به چه زبانی رهبری باید این ها را به راه بیاورد؟

تفاوت نوع برخورد با جبهه داخلي و دشمن بيروني

این نصّ فرمایش رهبری خیلی گویا است؛ همان مشی پیامبر گرامی اسلام و حضرت امیر است که حضرت امیر با خوارج این گونه عمل کردند؛ تا آن جا که فرصت بود، فرصت دادند و تا آن جا که می شد تحمل کردند. شمشیر را اول حضرت علی نکشید؛ در میدان جنگ گفت: چند نفر را کشتید، کشتگان را تحویل بدهید تا حکم خدا را در مورد آن ها اجرا کنیم، با بقیه کاری نداریم. اما شمشیر کشیدند و تیراندازی کردند. حضرت گفت: تحمل کنیم تا متفرق شوند. اما نشدند. اینجا هم مقام معظم رهبری این قدر مجال می دهند، این اندازه فرصت می دهند تا از جامعه تنازع برکنده شود. اشتباه نکنیم، با تنازع نمی توانیم به اهداف مان برسیم. حضرت امام هم بسیاری را تحمل کردند. ما که جوان و احساساتی بودیم، شعار می دادیم: آقا کی؟ اما حضرت امام تحمل کرد و گفت به وقتش؛ این رسم و راه مدیریت اسلامی و الهی است.

مديران اجرايي حق دخالت در امور سياسي كشور را ندارند

ما باید تلاش کنیم مردم را راضی نگه داریم و خواسته های مردم را انجام دهیم، این وظایف ما مدیران است؛ ما مدیران حق کار سیاسی را در کشور نداریم. مردم ما را انتخاب کردند تا معیشت و فرهنگ جامعه را متحول کنیم؛ پشت سر رهبری حرکت کنیم و با حمایت، اطاعت، پشتیبانی و همدلی به وظیفه خود عمل کنیم. اگر ما می خواهیم به انقلاب و آرمان های انقلاب خدمت کنیم باید از امام و رهبری پیروی کنیم و در سایه ی پیروی از او به مردم خدمت کنیم. وظیفه ی نخبگان این است که سعی کنند آرامش جامعه را حفظ کنند؛ بین مردم روشن گری کنند؛ از تنازع پرهیز کنند؛ دشمن را به مردم معرفی کنند و شعارهای شان را از دشمن جدا کنند.

 

و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته