سخنراني مهندس محمدرضا باهنر؛ دفاع مقدس براي صدها سال كشور را از تجاوز نظامي مصون كرد

  

اشاره: مهندس محمدرضا باهنر در سال 1331 در كرمان متولد شد. او در دوره هاي دوم، سوم، چهارم، پنجم، هفتم و هشتم توانسته است با رأي مردم به مجلس شوراي اسلامي راه يابد و طي مدت حضور در مجلس عملكرد فعالي از خود به جا گذاشته است.

باهنر در دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي رياست فراکسيون اکثريت و در مجلس هفتم نايب رئيسي را بر عهده داشت.

او اكنون نماينده و نايب رئيس مجلس شوراي اسلامي و و دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين است.

وي برادر محمدجواد باهنر نخست وزير سابق ايران است که در سال ۱۳۶۰ شهيد شد.

 

دفاع مقدس براي صدها سال كشور را از تجاوز نظامي مصون كرد

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم. «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّه الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ».

آغاز چهارمين دهه استقرار نظام جمهوري اسلامي را خدمت عزيزان و بزرگواران شهر قيام تبريك عرض مي كنيم. و از خداوند متعال مسألت مي كنيم كه همواره سربازي آماده، براي فداكاري در راه اسلام و نظام مقدس اسلامي مان باشيم و تا زماني كه در قيد حيات هستيم، از هيچ كوششي براي ارتقاء سطح نظام فروگذاري نكنيم.

خدا را شكر مي كنيم كه توفيق پيدا كرديم در اين مراسمي كه در قم سنتي شده و همه سال به همت بعضي از دوستان و همت شما عزيزان اين جلسات انس و جلسات عزت بخش برگزار مي شود، شركت كنيم.

خب سي سال استقرار نظام جمهوري اسلامي هم از نظر مدت زمان قابل بحث و بررسي است و هم از نظر نقطه اي كه بوديم و نقطه اي كه در آن هستيم. در اين سي سال فراز و نشيب هاي زيادي داشتيم، اشك ها و لبخندهاي فراواني داشتيم، در شدت بوديم، در رخا بوديم، در دفاع مقدس بوديم، در سازندگي بوديم، در حصرهاي اقتصادي بوديم و در ارتقاء معجزه آساي دستاوردهاي اقتصادي و فرهنگي و سياسي و علمي نظام هم بوديم. چه خوب است كه بتوانيم اين تجربيات عظيم را براي راه در پيش رويمان چراغي بكنيم. نقاط ضعف و نقاط قوت خودمان را بشناسيم، تلاش بكنيم كه نقاط قوت را افزايش بدهيم و نقاط ضعف را زايل بكنيم. آنچه كه باعث سرافرازي و افتخار نظام است را تقويت بكنيم و آن چيزهايي را كه قصور بوده زايل بكنيم.

 در جمهوري اسلامي ميزان هميشه راي ملت بوده است

سي سال گذشته را از زواياي مختلف مي توانيم به بخش هاي گوناگوني تقسيم بكنيم. اما من اگر بخواهم خيلي سريع و صريح، نقاط عطف مسائل مان را در سي سال گذشته خدمتتان عرض كنم، فكر مي كنم كه دو سال اول استقرار نظام به دو مقوله مهم صرف شد كه شناسنامه و نقشه راه نظام جمهوري اسلامي را تعيين كرد: از شكل حقوقي و قانوني نظام جمهوري اسلامي تا تعريف خط اصيل امام و اسلام ناب محمدي كه قرار شد در آن مسير طي طريق بكنيم. شكل گيري حقوقي نظام جمهوري اسلامي بارها و بارها گفته شده و اينها بايد براي تاريخ بماند. حضرت امام شايد يكي ـ دو روز بيشتر از 22 بهمن نگذشته بود كه اعلام كردند بايد براي جمهوري اسلامي از مردم سؤال بشود. خيلي از مشاورين، نزديكان و ياران امام تعجب مي كردند. حرف شان هم اين بود كه مردم با خون خودشان در خيابان ها به جمهوري اسلامي رأي دادند. ديگر نظرخواهي از مردم ضرورتي ندارد، اما به قول مشهور، امام آن چيزي را در خشت خام مي ديد كه خيلي ها در آينه نمي توانستند ببينند. اصرار بر اين كه نه، نظام جمهوري اسلامي بايد به رأي گذاشته بشود و مردم مشخص كنند كه چه مي خواهند. و شكل نظام، تدوين قانون اساسي، انتخاب رئيس جمهور، انتخاب نمايندگان مجلس، بايد همه پرسي شود. اين كه مشخص بشود كه همه مسؤولين نظام بلااستثنا با رأي و اراده مردم مي توانند مسؤول بشوند و قدرت پيدا بكنند. قبل از پيروزي انقلاب، انقلاب هاي گوناگون و رنگارنگ و متنوعي در سطح دنيا اتفاق افتاده بود، اما در بسياري از اين انقلاب ها بعد از پيروزي يك عده آمدند و حكومت كردند و ديگر كاري به رأي و نظر مردم و انتخابات و اين مسائل نداشتند. نكته اول اين بود كه براي پايگاه هاي حقوقي نظام جمهوري اسلامي و تعريف قانوني حق مردم در ادارة نظام جمهوري اسلامي دو سال صرف شد و همان طور كه عرض كردم، قرار شد همه مسؤولين نظام يا مستقيم و يا با يك واسطه توسط مردم انتخاب بشوند. نكته مهم تر در اين رابطه مسأله نقشه راه و خطي بود كه قرار بود انقلاب روي آن راه برود و قدم بزند. اولِ انقلاب يك خطي در مقابل خط امام ترسيم شد. در اين خط چپ و راست و آمريكايي و روسي و توده اي و مرتجع و همه و همه و همه آنهايي كه خط امام را به هر دليلي قبول نداشتند، با همديگر يك صف در مقابل خط امام درست كردند. در آن خط از آمريكايي ناب بود تا توده اي و فدايي خلق و منافق و ليبرال و نهضتي و قس علي هذا. همه اينها با هم دست به يكي كردند و خط ليبراليسم را در مقابل خط امام به وجود آوردند. خطي كه حكومت ديني را باور نداشت. اينها قبل از پيروزي انقلاب هم مي گفتند كه اصولاً با تكيه بر دين نمي شود انقلاب كرد. مي گفتند دين مال قرن هاي پيش است. پنجاه سال در دنيا شعار داده بودند كه دين افيون ملت هاست. اصلاً اين جمله در خيلي از جاهاي دنيا جا افتاده بود. حتي در كشور خودمان. در دانشگاه هاي آن موقع بچه مسلمان ها بودند، اما يك عده زيادي هم بودند كه خلاصه بچه مسلمان ها را به عنوان امّل و شهرستاني و مرتجع تعريف مي كردند. مي گفتند دين توجيه كننده ظلم است. مي گفتند دين افيون ملت هاست. اين شعار محوري ماركسيسم و ملحدين در سطح دنيا بود كه مي گفتند هر كس مي خواهد انقلابي باشد، شرط اولش اين است كه بايد مبدأ و معاد را كنار بگذارد. اصلاً قبل از پيروزي انقلابِ ما، در دنيا به كسي كه متدين بود مي گفتند تو اصلاً ذاتت نمي تواند انقلابي باشد. انقلابي آن كسي است كه متافيزيك، ماوراءالطبيعه، مبدأ و معاد را كنار بگذارد. و بعد كه با رهبريت مرجع عاليقدر مسلمين و شيعيان، نهضت به پيروزي رسيد، حرفي نداشتند، گفتند حالا يك دري به تخته اي خورده و يك اتفاقي افتاده؛ اما نمي شود با دين حكومت كرد. حداكثر رحمي كه مي خواستند به مردم بكنند مي گفتند: مسؤولين بايد آدمهاي مسلماني باشند؛ اما نظام اسلامي غيرقابل استقرار است. مي گفتند: حالا كه شاه را بيرون كرديم، چاره اي نداريم يا بايد آمريكايي ها را دعوت كنيم يا روس ها را. اصلاً مفهوم ندارد كه آدم بدون تكيه به شرق و غرب بتواند يك حكومتي را اداره بكند. همة اينها صف كشيدند و هر كدام سهميه اي مي خواستند. صف كشيدند تا آن جا كه دست به اسلحه بردند، شخصيّت ها را ترور كردند. بسياري از شهداي اول انقلاب مان، شهداي راه دفاع از خط امام و اسلام ناب بودند. از شهيد مطهري(رضوان الله تعالي عليه) گرفته تا شهيد مفتح، شهيد باهنر، شهداي هفتم تير، شهداي محراب، بسياري از اين شهدا، شهيد راه استقرار خط امام بودند. سال 58 و 59. و شايد شصت، تا اواخر شصت براي تعيين خط مشي نظام صرف شد و براساس قانون اساسي مشخص شد كه راه انقلاب و راه نظام، راه امام است و راه اسلام ناب محمدي است. و البته اگر بحث سياسي هم بخواهيم بكنيم

 ـ كه حق است و جزو حقوق مسلم ملت ايران مي باشد ـ بارها گفتيم و باز هم تكرار مي كنيم كه ما بيشترين قرباني را از ناحيه تروريسم داريم. تروريست هايي كه امروز اروپايي ها براي منافع خودشان تصميم مي گيرند كه نام آن تروريست ها (منافقين مزدور و سفاك) را از ليست تروريست ها خارج بكنند.

 دفاع مقدس براي صدها سال كشور را از تجاوز نظامي مصون كرد

بعد از آن تقريباً بلافاصله دوران دفاع مقدس ما شروع شد. هشت سال دفاع مقدس در جنگ ناخواسته اي كه اول انقلاب به ما تحميل شد. خيلي نمي خواهم روي آن بايستم. اما يك جمله خدمتتان عرض مي كنم كه اولاً باز در طول صد سال گذشته، قبل از پيروزي انقلاب، آن زماني كه حكومت مان زير بيرق انگليس و آمريكا بود و به اصطلاح ژاندارم منطقه بوديم، تا در مقابل شوروي سدي باشيم، ما را تا دندان مسلح كرده بودند و اسلحه ها هم البته همه اش دست خودشان بود. در طول صد سال قبل از پيروزي انقلاب، هيچ زماني نبود كه ما با يكي از همسايگان مان درگير بشويم و بعد از پايان جنگ، يك تكه  مفصلي از خاك مان را نكَنَند و نبرند. شما آسياي ميانه و افغانستان را نگاه بكنيد. جنوب (بحرين) را نگاه بكنيد. اينها همه جزو خاك ما بود. و زماني اينها از كشور ما جدا شدند كه حكومت مان به اصطلاح تحت حمايت انگليس و آمريكا بود. اما اين هشت سال دفاع مقدس، تنها جنگي بود كه يك طرفش هر دو ابرقدرت حضور داشتند. اين نكته را باز هم عرض مي كنم كه قبل از جنگ ايران و عراق ظرف پنجاه سال قبل از آن، هيچ جنگي در دنيا نبود كه يك طرفش آمريكا باشد و طرف ديگرش شوروي نباشد. جنگ دو كره، جنگ ويتنام و حتي جنگ اعراب و اسرائيل. شوروي به اصطلاح نيروهاي كشورهاي عربي و آمريكا هم كشور صهيونيست را مسلح مي كرد. دفاع مقدس، اولين جنگ بعد از جنگ جهاني دوم بود كه همه قدرت هاي جهاني يك طرف جمع شده بودند. زمان جنگ برخي مي گفتند كه ايران تبليغ مي كند. اما بعد از جنگ ديگر مشخص شد صدام مدفون و ملعون همزمان، هم سوپر اتاندارد فرانسوي و هم چيفتن انگليسي داشت. هم به اصطلاح آواكس-هاي آمريكايي و هم ميگ روسي داشت. همه اسلحه هاي ابرقدرت ها در عراق جمع شده بود و صدام با همان ها كار مي كرد. اين هشت سال دفاع مقدس ـ ظرف پنجاه سال تاريخ كشور ايران ـ تنها جنگي بود كه بعد از پايان جنگ، يك وجب از خاك مملكت ما جدا نشد و شوراي امنيت و سازمان مللي كه امروز مي بينيد چه يك جانبه گرايي دارند، مجبور شدند همه حقوق ما را به رسميت بشناسند.

از اين مهم تر خدمتتان عرض كنم كه هشت سال دفاع مقدس براي ده ها و شايد صدها سال، كشور ما را از تجاوز نظامي بيمه كرد. يعني هر كس ديگر به ذهن، به مخيله اش بيايد كه به ايران حمله بكند و درگير بشود، آن كابوس هاي هشت سال دفاع مقدس سراغش مي رود. هشت سال دفاع مقدس و خلق چنين معجزه اي كه در تاريخ هيچ سابقه نداشته كه يك ملتي دست خالي و فقط با تكيه بر دين و اعتقاد و ائمه معصومين و پيروي از رهبر ديني و سياسي خودشان اين معجزه را خلق مي كنند، گذشت.

بعد از آن دوران سازندگي نامگذاري شد، بازسازي خرابي هاي ناشي از جنگ و بازسازي اقتصاد كشور كه حالا بعضي از نيروهايي كه يك مقدار حساسيت هاي بيشتري روي مسائل فرهنگي دارند و درست هم هست، ممكن است كه راه افراط را بروند و در ذهن شان بگويند كه كاش ما دوران سازندگي را نداشتيم. اما من خدمت شما عرض مي كنم كه دوران سازندگي، دوران بازسازي خرابي هاي ناشي از جنگ و بازسازي اقتصادي و عمران و آبادي و جاده سازي و غيره جزء لوازم ضروري و غير قابل اجتناب انقلاب بود. بسياري از كارهاي اساسي و زيربنايي آن موقع شروع شد و يا همان زمان تمام شد و يا ادامه پيدا كرد و ما الآن از منافعش استفاده مي كنيم. البته در دوران سازندگي يك اشتباه استراتژيك اتفاق افتاد، حتماً عمدي در آن نبود، اشتباه استراتژيك آن بود كه دولت و مسؤولين آن زمان با توجه به هشت سال دوران دفاع مقدس كه يك فضاي عشق و شعار و انقلاب و ولايت و اين حرفها در تمام كشور و سرزمين ما پراكنده بود و هر روز ما يا تشييع داشتيم يا اعزام داشتيم، يا مراسم چهلم شهدا داشتيم، بعضي ها تصور كردند اين فضا، فضاي طبيعي است و گفتند: اين فضا كه هست، ما برويم سازندگي و عمران و آبادي و توليد ثروت و توليد پول و چيزهاي ديگر را راه بيندازيم. از مسائل فرهنگي يك مقدار غفلت شد و البته ضربات و خسارتهاي سنگيني را به وجود آورد، ولي عرض كردم در هر صورت دوران، دوران غير قابل اجتنابي بود. اما اگر يادتان باشد آنهايي كه حالا سن شان ياري مي كند، فكر كنم سالهاي 72-70 بود كه تقريباً ترجيع بند تذكرات مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، اخطار براي تهاجم فرهنگي بود. مقام معظم رهبري تأكيد داشتند كه تهاجم فرهنگي در راه است، دشمن دارد عقبه شما را مي زند، دشمن دارد شبيخون مي زند، و اخطارهاي زيادي دادند. حالا بعضي از گوش هاي ما متأسفانه ناشنوا بود و حس نمي كرديم. بعضي ها هم كه مي شنيدند، مي گفتند كاري از دست ما برنمي آيد. و يك مقدار فضاي فرهنگي جامعه تحت تأثير تهاجمات شديد فرهنگي خارج قرار گرفت و البته در كنارش سازندگي بود، آباداني بود، عمران بود و بسياري از سرمايه هايي كه امروز داريم بود. اشتغال بود و قس علي هذا. اما متأسفانه اين غفلت هم شد.

 در دوران اصلاحات افراط كاران و تفريط كاران به مردم ظلم كردند

بعد از آن رسيديم به اصطلاح به دوران اصلاحات. من فكر مي كنم به

2 خرداد 76، يا به دوران اصلاحات، دو گروه ظلم كردند: يكي آنهايي كه مي خواستند 2 خرداد را چماقي بكنند و بزنند به سر هر كسي كه مخالف شان بود و راه افراط را رفتند و ميدان كار را به دست يك عده راديكال تندرو ساختار شكن دادند، اينها گفتند ما مصلحيم. يك عده هم كه ظلم كردند مخالفين اصلاحات بودند كه گفتند خيلي اتفاق مهمي نيفتاده، يك موقع چپي ها مي برند، يك موقع راستي ها مي برند، نه، مسأله مهمي نيست و اصلاً مشكلي وجود ندارد. اين هر دو گروه به داستان دوم خرداد ظلم كردند. من بهترين تعبيري كه در رابطه با مسائل اصلاحات و تهاجم فرهنگي و اين حرف ها، شنيدم، اين بود كه مي گفت: دوم خرداد يك زلزله پنج ـ شش ريشتري بود كه از يك زلزله هشت ريشتري پيشگيري كرد. يك تلنگر حسابي به نيروهاي ارزشي، نيروهاي اصولگرا، نيروهاي انقلابي زد. اينها به تدريج اشتباهاتي را مرتكب مي شدند. عمده اشتباه هم اين بود كه خلاصه ادبيات نيروهاي فعال سياسي اصولگرا متناسب با روز و متناسب با نسل دوم و سوم و چهارم انقلاب تغيير نمي كرد. يك اتفاق افتاد، البته خسارت هاي زيادي را ما ديديم و باز به تعبير مقام معظم رهبري ـ فكر كنم سال 78 بود، يا 79 بود كه خطبه هاي نماز عيد فطر را كه مي خواندند ـ قرار نبود نااهلان رسوخ در انقلاب بكنند ولي رسوخ كردند. هم در مجلس مان رسوخ كردند، هم در دولت مان رسوخ كردند. اشتباه نشود، به هيچ وجه قصد ندارم همه كساني را كه مسمي به اصلاح-طلب هستند با يك چوب برانم. من همين الان هم مي گويم آدمهايي هستند كه خودشان را اصلاح طلب مي دانند اما متدين هستند، خط امامي هستند، ارزشي هستند، اصول گرا هستند. بهترين تعبير را مقام معظم رهبري داشتند كه اصلاً اصولگراي غيراصلاح طلب و اصلاح طلب غير اصولگرا نداريم. هر اصولگرايي بايد اصلاح طلب باشد و هر اصلاح طلب واقعي بايد اصولگرا باشد. البته مشروط بر اين كه به تعبير قرآن كريم از آنهايي نباشد كه فساد بكنند و بعد بگويند ما مصلحيم. مفسديني كه خودشان را مصلح مي نامند، آنها را كار ندارم. اما همراهي و همسويي اصولگرايي و اصلاح طلبي از ديدگاه معارف اسلامي غيرقابل اجتناب است.

اين داستان هم بالاخره گذشت و چه دوران سختي بود. ما در آخرين سال مجلس هفتم خدمت مقام معظم رهبري شرفياب شده بوديم، هفتم خرداد سهميه ما نمايندگان است، به عنوان سالگرد مجلس خدمت مقام معظم رهبري شرفياب مي شويم و از محضرشان استفاده مي كنيم. آخرين سال مجلس هفتم بود كه خدمت مقام معظم رهبري رسيديم. ايشان به تعبير من از آن موقع كليد انتخابات مجلس هشتم را زدند. فرمودند كه يادتان نرود در مجلس گذشته ـ مجلس ششم را مي گفتند ـ كساني بودند كه از پايگاه هاي نظام به دشمن علامت مي دادند. از تريبون مجلس چراغ مي زدند، دعوت مي كردند. اين كه گفتم مي گفتند دين افيون ملت هاست و امام اين سحر را باطل كرد، بعضي ها از تريبون مجلس گفتند كه دين نه تنها افيون ملت هاست، بلكه افيون حكومت ها هم هست. استدلال كردند كه اگر حكومت ما بخواهد منافع ملي را حراست بكند، نبايد ايدئولوژيك باشد. از تريبون مجلس شوراي اسلامي استدلال كردند، نه از مجلس صدام، مجلس آمريكا و مجلس انگليس. از تريبون مجلس شوراي اسلامي استدلال مي كردند كه اگر مي خواهيم منافع ملي را حفظ بكنيم، بايد ايدئولوژيك بودن انقلاب را كنار بگذاريم. اما عرض كردم از آن طرف هم منافع خوبي داشت. تلنگر خوبي بود به آنهايي كه اصولگرا بودند، ارزش مدار بودند، اما كم كم به تعبيري ـ البته تعبير تندي بود ـ جمهوريت و رأي مردم را ممكن بود تشريفاتي به حساب بياورند. بگويند حالا مردم هم يك رأي مي دهند، همين که راهپيمايي مي كنند ديگر كافي است. امام رأي مردم را اول انقلاب آن جوري تعيين كرد. گفت اصلاً نظام مستقر نمي شود مگر اين كه مردم رأي بدهند. (همه پرسي نظام جمهوري اسلامي). ولي اين اواخر بعضي ها مي گفتند حالا رأي مي دهند. قانون اساسي و خون شهدا حافظ جمهوريت و اسلاميت نظام است. بله، بايد هر دو تا به عنوان دو جناحي كه جمهوري اسلامي را به پرواز در مي آورد حفظ بشود. من فكر مي كنم هر كس به بهانه جمهوريت، اسلاميت نظام را تحت حمله قرار مي دهد و هر كس كه اسلاميت نظام را به بهانه دفاع از جمهوريت تحت فشار و هجمه قرار مي دهد، هر دو به يك اندازه به جمهوري اسلامي يادگار مانده از امام، ظلم مي كنند. «جمهوري اسلامي» نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد. و جالب است كه آخرين اصل قانوني اساسي هم كه در اصلاح قانون اساسي آمد، نحوه بازنگري در اصول قانون اساسي را كه آورده مي گويد: قانون اساسي را با يك مسيري ـ چگونگي آن مسير را قانون اساسي گفته ـ مي شود تغيير داد، اما همان جا گفته كه اصولي كه ضامن جمهوريت و اسلاميت نظام هستند، غير قابل تغيير است. يعني با آن فرايند هم نمي شود تغييرشان داد. بعد از اصلاحات، تقريباً دولت نهم روي كار آمد و مشيت خداوند بر اين قرار گرفت كه كساني كه ادعاي اصولگرايي دارند هم در مجلس، هم در دولت مستقر شدند و كار خدمت بدون منت را آغاز كردند. در دوران قبلي، خيلي وقت ها ما و بسياري از كساني كه دل شان براي ارزش ها مي سوخت، با يك نااميدي خاصي مي گفتند: خدايا مي شود روحيه اول انقلابي مجدداً زنده بشود. رقبا بعضي وقت ها كه مي خواستند مسخره بكنند مي گفتند: طرف هنوز پنجاه و هفتي است. يعني ارزش هاي 57، ارزش هاي دفاع مقدس به سخره گرفته مي شد. ما مي گفتيم: آيا واقعاً مي شود مسؤولين ما بسيجي وار كار بكنند، بسيجي فكر بكنند، بسيجي بينديشند. بسيجي بگويند و امروز در اين فضايي كه زندگي مي كنيم، واقع قضيه من معتقدم كه هر لحظه بايد در ذهن مان باشد كه چه فضايي از سر گذرانديم. من شفاف تر بگويم، زماني رسيده بود كه سربازهاي اسلام احساس مي كردند كه فرمانده ندارند و فرمانده اسلام احساس مي كرد كه دورش خالي است. و بحمدالله با خون دلي كه ارزش مداران خوردند، اصولگرايان خوردند و آنهايي كه متعهد به خط امام مانده بودند، تلاش كردند و با تدبير بسيار داعيانه مقام معظم رهبري، انقلاب از اين گردنه سخت و صعب عبور كرد. امروز الحمدلله رب العالمين، شايد تعبير خوبي نباشد، ولي من خدمتتان عرض مي كنم دولت براي خدمت رساني به مردم حرص و ولع دارد. بعضي وقت ها كه شتابزده عمل مي كند، اين از عمق نياز به خدمت رساني اش است. همه تلاش، همه وقت، همه عمر و سرمايه اش را به ميدان گذاشته براي اين كه يك ذره خدمت بيشتر به مردم بكند. روحيه ، روحيه بسيجي، روحيه ايثار، روحيه خدمت بدون منت است و شبانه روز كار كرده، تلاش كرده.

 دولت و مجلس از اينكه شعارهاي اول انقلاب را سر مي دهند افتخار مي كنند

از يك طرف اين، از يك طرف هم احياي كامل شعارهاي اول انقلاب انجام داده. يعني دولت ما، مجلس ما ديگر از اين كه شعارهاي امام را بدهد خجالت نمي كشد. يك زماني رسيده بود كه يك عده از اين شعارها خجالت مي كشيدند. از آن موقعي شروع شد كه حضرت امام(رضوان الله تعالي عليه) فرمان قتل سلمان رشدي مرتد را اعلام كردند. يكي ـ دو نفر در دولت گفتند: دوباره امام براي ما مشكل درست كرد. از آن موقع شروع شد. امام بعضي وقت ها مي گفت كه شما دلتان خيلي نلرزد. اگر به شما سخت گرفتند، بگوييد آن طلبه اين حرف ها را زده. امروز دولت و مجلس ما از احياء كردن و زنده كردن شعارهاي اول انقلاب خجالت نمي كشد. حداقلش اين است. حرف ها را رك و پوست كنده و شجاعانه مي زند و موقعيت هم الحمدلله موقعيت خوبي است. امروز موقعيت نظام جمهوري اسلامي در نظام بين الملل بسيار خوب، عالي و بي نظير است. در طول سي سال گذشته، هيچ زماني نظام جمهوري اسلامي اين قدر اقتدار در دنيا نداشته. حالا ديگر كم كم خودشان اعتراف مي كنند. عده اي از حكومت جنايتكار آمريكا گرفته تا بقيه، گفتند كه آقا، بدون ايران در منطقه خاورميانه هيچ كاري نمي شود كرد. و پيروزي هايي هم كه در خارج وجود دارد، پيروزي هاي عجيب و غريبي است. داستان جنگ 33 روزه رژيم صهيونيستي با حزب الله و 22 روز حمله هاي سفاكانه و تهديد كننده حقوق بشر به نيروهاي مقاومت، داستان هاي كوچكي نبود. حالا بعضي ها اينها حرف هاي ديپلماتيك را مي گويند كه نبايد رك گفت. اما من خدمتتان عرض كنم بعضي ها يواشكي در گوش ما مي گويند: حزب الله هاي لبنان، بعضي بچه هاي ما (ايراني ها) بودند كه مي جنگيدند. نه اينطور نيست. اگر در اين جنگ ها بچه بسيجي ها و سپاهي هاي ما، آن جا رفته بودند و يكي-شان شهيد يا اسير مي شدند قشرقي در دنيا راه مي انداختند كه نگو و نپرس. اصلاً نيروهاي ما نبودند. اما همه شان فرزندهاي امام بودند. در اين قسم ترديد ندارم. بعد از جنگ 33 روزه حزب الله لبنان با رژيم صهيونيستي، ما نگفتيم، بلكه تحليل گران خبرگزاري هاي رسمي آمريكا گفتند، اين جنگ ظاهراً بين حزب الله و اسرائيل بود، اما در واقع جنگ بين ايران و آمريكا بود. خودشان گفتند. آنها اين جوري ترجمه مي كنند. اين جوري برداشت مي كنند.

 بايد به نداي ياللمسلمين شيعيان در نقاط مختلف جهان پاسخ دهيم

يك صحبت ديگر هم اين جا بكنم، نمي دانم مصلحت باشد در رسانه ها منعكس بشود يا نه؟ بعضي وقت ها بعضي ها مي گويند آقا، موقعي كه ما هنوز در كشور بيچاره داريم، بدبخت داريم، چرا شما به بعضي از كشورهاي خارجي كمك مي كنيد؟ من اين سؤال را از دو منظر پاسخ مي-دهم: يكي اين كه اولاً، كل پولي كه ما به خارجي ها و نهضت ها مي دهيم و اين ور و آن ور مي دهيم و اين حرف ها، به نسبت خرجي كه خودمان مي كنيم به اندازه قيمت كبريت آشپزخانه هم نيست. يعني عددي هم كه مي خواهم بگويم شايد حدود مثلاً يك صدم و حداكثر دو صدم هم معلوم نيست بشود. حتماً زير اين دو صدم از درآمدهايمان ممكن است آن جا خرج كنيم. بعد هم اين كه نداي ياللمسلمين، اگر ندايي مي شنويم بايد جواب بدهيم، اسلام چه مي گويد، انقلاب چه مي گويد، شيعه چه مي گويد. اينها همه را داشته باشيد. از سوي ديگر موقعي كه حزب الله با رژيم صهيونيستي مي جنگد و پيروز مي شود؛ يعني عمق دفاعي خاك ايران پانصد، ششصد كيلومتر از ايران دور مي شود. موقعي كه آمريكا مي گويد: من ايران را در لبنان تجربه كردم، خودشان هم مي دانند سربازهاي ما آن جا نيستند. بچه هاي سپاهي ما آن جا نيستند، موشك ابريشم و فلان و اين حرف ها هم آن جا نيستند. اينها سربازهاي امامند. در انقلاب يك زماني مي گفتند كه حضرت امام چرا مي خواهد انقلاب را صادر بكند. امام تعبير زيبايي داشتند. مي گفتند: اين تيري است از چله كمان در رفته. ديگر خود تيرانداز هم نمي تواند اين را برگرداند. آن كه بايد صادر بشود، شده. البته توسعه پيدا مي كند. اين تير به هدف هاي دورتر مي خورد. اما عمق خطوط دفاعي ما هم از كشورمان دور مي شود. اگر عرض كردم آن مسائل معنوي و اخلاقي و وظايف شرعي را هم كنار بگذاريم، از نظر اقتصادي هم به نفع ماست خيلي به نفع ماست. كه مثلاً يكصدم بودجه مان خرج بشود و مرزهاي دفاعي ما چهارصد، پانصد كيلومتر عقب تر برود. البته دشمن هم مي داند. يك زماني همين بحث هسته اي را مي خواهند اذيت بكنند. مي خواهند حرف ناحساب بزنند و الا خودشان مي دانند كه ما نيازي به بمب هسته اي نداريم. ما به بمب هسته اي نه اعتقاد داريم و نه احساس نياز مي كنيم. مثالش هم خيلي روشن است. در همين منطقه ما چند تا كشور هستند كه بمب هسته اي دارند. حالا از خود آمريكا بپرسيد آيا آمريكا از آنهايي كه بمب هسته اي دارند مي ترسد يا ما كه بمب هسته اي نداريم. مگر ما قدرتمان را از بمب هسته اي گرفتيم.

بحمدلله رب العالمين الآن وضعيت ايران اسلامي در نظام بين الملل هم اين جوري شد. البته ما سال 1404 را براي خودمان يك نقطه عطف به نام چشم انداز بيست ساله نظام جمهوري اسلامي تعريف كرديم. و يك سري اهدافي را معين كرديم كه تا آن سال بايد به آن اهداف برسيم. مقام معظم رهبري، مجمع تشخيص مصلحت و مجلس همه هم تأكيد دارند كه چشم انداز بيست ساله مثل چراغ راهنماست. نبايد يادمان برود. هميشه بايد نگاهمان به آن جا باشد. ما در 1404 بايد اولين قدرت علمي منطقه باشيم. من خدمت شما عرض مي كنم با اين وضعيتي كه علم و فن آوري د كشور ما جلو مي رود، از آن سلول هاي بنيادي اش گرفته تا پيشرفت هاي پزشكي و هسته اي، تا پيشرفت هاي بيوتكنولوژي و قس علي هذا ـ نمي خواهم بيشتر باز كنم، ـ آخرين چشمه اش را هم كه ديديد. شديم جزو ده كشوري كه ماهواره دارند و توانستيم ماهواره مورد نظر خودمان را در مدار كره زمين قرار بدهيم. ده تا كشور در دنيا اين قدرت را دارند. اميدمان اين است كه ان شاءالله قبل از 1404 اين مرز را بشكنيم و سكوي اول را اشغال كنيم. اما در كنارش بايد قدرت اول اقتصادي هم باشيم. از بخش اقتصادي اش يك ذره نگرانيم. يعني ظرف اين سه ـ چهار سال گذشته، چشم انداز بيست ساله از 1384 شروع شده تا 1404، ظرف اين سه سال گذشته به اندازه سه بيستم جلو نرفتيم. بعضي وقت ها يك سري بحث هايي پيش مي آيد و مي گوييم آقا، يك مقدار ما بايد برنامه هاي ميان مدت و دراز مدت را هم داشته باشيم، ولو اين كه بعضي از رضايتمندي هاي كوتاه مدت را نتوانيم داشته باشيم، اين بحث و حديث ها اينجاهاست كه البته آن را هم بايد تلاش بكنيم و پيگيري بكنيم. هم مجلس، هم مجمع تشخيص مصلحت نظام و هم دولت كمك بكند و ما بتوانيم در آن بحث هم اميداور باشيم.

 مراقب آثار بحران جهاني اقتصاد باشيم

اما جمله آخرم اين كه ما سال آينده اگر چه اين فروپاشي بازارهاي مالي دنيا، آژير فروپاشي نظام غرب بعد از نظام شرق است و اميدواريم كه ديري نپايد، اما يك سري آثار را هم روي كشور ما دارد. بعضي ها مي گفتند: نه، الحمدلله خيلي خوب است. بله، براي دراز مدت به نفع ماست. اما كوتاه مدت، بالاخره ما سال آينده درآمد نفتي مان نسبت به امسال حدود 30 ميليارد دلار كمتر است. يعني سال 88 ما نفتي را كه مي فروشيم،30 ميليارد دلار بايد ارزانتر از سال 87 بفروشيم. خب اين هم به اقتصاد دولت فشار مي آورد، به بودجه دولت و بودجه هاي عمراني فشار مي آورد، هم ممكن است بعضي از حقوق ها ديگر اضافه نشود. و قس علي هذا. در كنارش هم بحث تحول اقتصادي كه دولت شجاعت كرده و لايحه اش را به مجلس داده، اين كار بسيار مهمي است. كار ضروري است. خطير است. عرض كردم كه بالاخره متأسفانه ـ خوشبختانه، امسال بيست و يكمين سالي است كه من در مجلس شوراي اسلامي هستم. با تجربه اي كه دارم، به بعضي از همكاران هم گفتم كه تصميم در مورد بودجه و تحول اقتصادي سال 88 مهم است من حداقل در طول دوازده سال گذشته؛ يعني سه مجلس گذشته، هيچ تصميمي را به اين مهمي و به اين خطيري سراغ ندارم. به همكارهاي عزيزم در مجلس مخصوصاً آنهايي كه اين دوره وارد مجلس شدند گفتم: بد دوره اي وارد شديد. نه بد بلكه حساس. بسيار خطير، بسيار حساس، هر تصميمي را كه مي خواهيد بگيريد روي تك تك زندگي هفتاد ميليون شهروند ايراني اثر مي گذارد. يك جا ضعيف مي شود، يك جا قوي مي شود، يك جا كم مي شود، يك جا زياد مي شود، يك جا فشار بيشتر مي شود، يك جا فشار كمتر مي شود، و لابد از اين تصميم هم هستيم. يعني اين جوري نيست كه بگوييم حالا پنج ـ شش سال تصميم نگيريم ان شاءالله پنج سال ديگر تصميم بگيريم. نه هر روزي كه ديرتر تصميم بگيريم، كار سخت تر مي شود. البته عرض كردم الحمدلله پايه ها و مباني اقتصادي ما قوي است. قدرتمند است. آنهايي كه، جوان هستند يادشان نمي آيد، آنها هم كه يك مقدار هم سن و سال ما هستند، فكر نكنند كه اوضاع فرقي كرده، مثلاً به دوران هفت دلاري، هشت دلاري و كوپني برگشتيم و همه چيز كمبود باشد و يخچال مثلاً شش ماه در نوبت باشد. نه اين خبرها نيست. الحمدلله رب العالمين اين طرازها را نظام جمهوري اسلامي گذرانده، يعني همين الآن كه ما مثلاً چهل ميليارد يا پنجاه ميليارد دلار درآمد نفتي داريم توليد ناخالص ملي ما بيش از سيصد ميليارد دلار است. يك موقع هايي درآمد نفت ما پنجاه، شصت درصد، شصت هفتاد درصد توليد ناخالص داخلي ما بود. الآن درآمد نفتي ما هفت ـ هشت درصد توليد ناخالص داخلي ما است. اما بودجه عمومي دولت خيلي پر رنگ است. متأسفانه آن واسپاري كه بايد داشته باشيم و خودمان را از بودجه نفت جدا بكنيم نتوانستيم. يك مقدارش همين حرص و ولع دولت براي خدمت بيشتر بوده و مي خواسته كار كند، هر چي پول بوده خرج شده. دعا كنيد كه خدا توفيق بدهد اين جا هم بتوانيم به آن تصويري برسيم كه هم رضايت خداوند متعال باشد و هم خير آحاد مردم غيور، متدين و حزب الله ايران اسلامي.

اميد داريم هر سالي را كه جلو مي رويم ـ دهه چهارم را مقام معظم رهبري دهه پيشرفت و عدالت نامگذاري كردند ـ هم سكوهاي ترقي را خيلي سريع تر طي بكنيم و هم مسأله عدالت را يك مقدار پررنگ تر از گذشته به آن برسيم. از خدا مي خواهيم هر سال كه مي گذرد و هر سال كه اين جلسه و اين نوع جلسات برگزار مي شود، مسئولين بتوانند با سربلندي بيشتر، با افتخار بيشتر از عملكرد نظام گزارشي بدهند و ارتقاي سطح كيفي و كمي نظام را به طور ملموس هر سال ببينيم.

و السلام عليكم و رحمۀ الله.