مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم - مشروح سخنرانی مهندس محتاج- شب ششم فجر 93

مشروح سخنرانی مهندس محتاج- شب ششم فجر 93

http://mhpir.ir/images/phocagallery/daheh_fajr/fajre_93/06/thumbs/phoca_thumb_l_17-11-93%209.jpgبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ،
 «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَيِّدِنا وَ نَبِیِّنَا أَبِی ‌الْقَاسِمِ مُحَمَّد (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمْ)، رَبِّ اشرَح لی صَدری وَ یسِّر لی أِمری وَ أحلُل عُقدَة مِن لِسانی، یفقهوا قولی» یاد شهدای عزیز و گرانقدر انقلاب اسلامی‌خصوصاً شهدای عزیز شهر مقدس قم و بالأخص شهید عزیز این محل، شهید دل آذر، شهید روحانی، شهید اویسی و شهیدان دیگری که شما یاد و خاطره¬ی این عزیزان را همیشه به یاد دارید و باعث بزرگی این محل و از بزرگان این محل و این منطقه بودند. یاد این شهدای عزیز را گرامی‌می¬داریم. از عزیزانی که این سنّت حسنه را برگزار کردند و ابداع کردند و به مناسبت ایام الله دهه ی فجر، ده شب مراسم در مساجد مختلف برگزار می‌کنند، از این عزیزان به نوبه ی خود تقدیر و تشکر می کنم و افتخار داریم که چند سالی است که این مراسم در محله¬ی قدیمی‌ما برگزار می شود و افتخار داشتم که در چند نوبت هم در این مراسم حضور پیدا کردم. سنّت حسنه¬ای است کار شایسته¬ای است به نوبه ی خودم تقدیر و تشکر می کنم، این که به مناسبت این ایام دور هم جمع شویم و با هم گفتگو کنیم و از انقلاب و ارزش های انقلاب صحبت کنیم، خود آن موضوعیّت دارد حالا شاید در جمع سخنرانان بسیار خوبی که ذکر خیر ایشان شد از قضا یکی هم مثل من بیاید و موجب زحمت و تصدیع اوقات شریف شما شود. برای حقیر فرصت خوب و مغتنمی‌است خدا را شکر می¬کنم که این توفیق حاصل شد که هم در این جمع حضور پیدا کنم و هم چهره¬های نورانی و مبارک بزرگان و پیشکسوتان و بزرگان محله¬ی خود را از نزدیک ببینم و این موجب خوشحالی و خشنودی من است و برای من بیشتر همین موضوعیّت دارد که خدمت شما عزیزان رسیده باشم و عرض سلام و احوالپرسی خدمت بزرگان و پیشکسوتان خود داشته باشم. مجلس به مناسبت ایام الله دهه¬ی فجر است، به مناسبت پیروزی انقلاب و یاد و خاطره¬ی انقلاب و دستاوردهای انقلاب است. من به طور مختصر اشاره¬ای به قبل از انقلاب خواهم داشت و دستاوردهای انقلاب و بعضاً مشکلاتی که امروز داریم و مسئولیت و رسالتی که امروز بر دوش ما است. جمع قابل توجهی از حضّار محترم مجلس را، جوان¬ها و جوان¬ترها تشکیل می¬دهند، لذا خوب است که یک مروری هم به موضوعات قبل از انقلاب داشته باشیم. از عوامل و دلایل و علت¬های اصلی انقلاب و وقوع انقلاب در کشور ما، چند چیز بود که یک دلایل سلبی دارد و یکی دلایل ایجابی دارد. به دلایلی مردم رژیم شاه را نمی¬خواستند و نخواستند و به دلایلی مردم امام را انتخاب کردند و پیرو راه امام شدند و گوش به فرمان فرمایش امام شدند. دلایلی که مردم از رژیم شاه روی¬گردان شدند و بر علیه رژیم شاه اعتراض کردند و انقلاب کردند، یکی از آن دلایل استبداد رژیم شاهنشاهی بود، رژیم شاهنشاهی به هیچ¬وجه برای کسی حق نظر، حق اظهار نظر، اعتراض و اشکال قائل نبود. معمولاً در همه¬ی نظام¬ها و سیستم¬ها اشکالاتی وجود دارد و این اشکالات می¬تواند به روش¬های مسالمت¬آمیز اظهار شود و به روش¬های درستی اصلاح شود ولی در رژیم شاه هیچ¬گونه فرصتی برای اعتراض، اشکال و بیان اشکال و برای رفع اشکال دیده نمی¬شد. هر اعتراضی، هر اشکالی و هر مطلبی به عنوان مخالفت با کل نظام شاهنشاهی آن زمان به آن نگاه می¬شد. فکر می‌کردند که کشور باید با اراده¬ی یک نفر اداره شود و دیگران حق اظهار نظر و حق انتقاد و حق اشکال ندارند. این اواخر همان¬طور که عرض کردم پیشکسوتانی که در مجلس حضور دارند به یاد دارند که حزبی به نام رستاخیز درست کردند و اعلام کردند که همه¬ی کشور باید بیایند و عضو حزب رستاخیز شوند. علیرغم این¬که ظاهراً نشان می¬دادند و نمایش می¬دادند که ما به دروازه¬های بزرگ تمدن نزدیک می¬شویم، می¬خواهیم یک دموکراسی خیلی زیبایی در ایران مستقر کنیم ولی عملگرد آن¬ها خلاف حرفی که می¬زدند و نمایش¬هایی که می¬دادند. حزبی به نام حزب رستاخیر درست کردند و اعلام کردند که همه¬ی کشور باید عضو حزب رستاخیر شوند علیرغم این¬که ظاهراً نشان و نمایش می¬دادند که ما به دروازه¬های بزرگ تمدن نزدیک می¬شویم و می¬خواهیم یک دموکراسی خیلی زیبایی در ایران مستقر کنیم؛ ولی عملکرد آن¬ها خلاف حرف¬هایی بود که می¬زدند و خلاف نمایش¬هایی بود که می¬دادند. آن¬ها یک حزب رستاخیز درست کردند، حالا قبل از آن چند حزب خود ساخته و صوری در کشور وجود داشت، امّا همه¬ی احزاب را منحل کردند و یک حزبی به نام حزب رستاخیز درست کردند. ما آن روزها سال¬های آخر دبیرستان در قم بودیم. سر کلاس می‌آمدند و از همه¬ی دانش-آموزان امضا می¬گرفتند که بنویسید شما عضو حزب رستاخیز هستید، یک دفتری می¬آوردند. در دانشگاه هم دانشجویان را به اجبار می¬آوردند و جزو حزب رستاخیز می¬شوند. در کارخانه¬ها رفتند و به اجبار از کارگران امضا می¬گرفتند که شما عضو حزب رستاخیز هستند. شاه به تلویزیون آمد و شاید برنامه¬های مستند این وقایع را این شب¬ها تلویزیون نشان داده باشد و دیده باشید؛ خود ایشان اظهار کرد که کسانی که عضویت در حزب رستاخیز را نپذیرند از دو حال خارج نیست، یا این¬ها وابسته به گروه¬های مخالف هستند که جای این افراد در زندان است، یا پاسبورت آن¬ها آماده است و می¬توانند از کشور خارج شوند. این شیوه¬ی رفتار شاه با مردم بود. هیچ¬ کس هم حق نداشت و حتی وابستگان به خود رژیم و به تعبیر ما درباریان، با تشکیل حزب رستاخیز به دلایلی مخالف بودند، حالا چون خود آن¬ها یک حزب خودساخته¬ای داشتند در آن حزب بودند و یا مسائلی از این قبیل. شاه حتی نظرات نزدیکان، درباریان و آدم¬های داخل خود را هم تحمّل نمی¬کرد و به صراحت در تلویزیون اعلام کرد که عرض کردم فیلم مستند آن را سال¬های قبل خودم دیدم و نمی¬دانم امسال پخش شد دیده¬اید یا ندیده¬اید؟! پخش شد؟ عین همین کلمه گفت: دو حالت بیشتر ندارد یا جای آن¬ها در زندان است و یا پاسپورت ایشان آمده است و می¬توانند از کشور بیرون بروند. هیچ راهی برای اصلاح، اعتراض و انتقاد نبود. حالا ما یک سال قبل از پیروزی انقلاب به دانشگاه رفتیم، در دانشگاه سعی کرده بودند که یک شرایط رفاهی نسبتاً مناسبی ایجاد کنند، مثلاً خوابگاهی، سالن غذاخوری و تشکیلاتی؛ ولی آن¬چه که بیشتر از همه دانشجو را آزار می¬داد این بود که حق هیچ¬گونه اظهار نظر، انتقاد و اشکالی نداشت. به محض این¬که یک دانشجو دو کلمه اظهار نظر می¬کرد یک گاردی در دانشگاه بود و یک مینی¬بوسی هم بود که شیشه¬های آن را هم دودی کرده بودند و دانشجو را به داخل مینی-بوس می¬انداختند و حالا خدا می¬داند که چه اتفاقاتی می¬افتاد. با یک نظام و سیستم امنیتی سخت البته بعد معلوم شد که خیلی هم سخت نبود؛ ولی ظاهر بسیار سخت و خشن داشت و با یک سیستم امنیتی سخت و خشن که فکر می¬کرد می¬تواند کشور را اداره و مدیریت کند و کشور را در زیر سلطه¬ی خود درآورد و هر حرفی که خودش می¬زند همان باشد و غیر از آن هیچ¬ کس حق هیچ اظهار نظری را نداشته باشد. این اشکالات در جاهای مختلف و موضوعات مختلف، جمع و انباشته می¬شد و به انباشتگی اعتراضات و اشکالات می¬رسید؛ یکی از اشکالات بزرگ هر رژیمی‌می¬تواند این باشد. نکته¬ی دومی‌که باعث نارضایتی مردم از رژیم شاه بود، مسئله¬ی بی¬عدالتی و توزیع نامناسب ثروت در کشور بود. یک فاصله¬ی عجیبی بین مناطق برخوردار و مرفّه کشور که عمدتاً در منطقه¬ی خاصی از تهران هم خلاصه می¬شد با دورافتاده¬ترین روستاهای کشور وجود داشت. سال¬های اوّل انقلاب جهاد سازندگی به فرمان حضرت امام تشکیل شد و همان روزها در تابستان سال 58 یادم است که یک جمع دانشجویی به سیستان و بلوچستان برای کارهای سازندگی رفتیم. واقعاً روستاهایی را دیدیم که اصلاً باور نمی¬کردیم که انسان¬ها در چنین شرایطی زندگی کنند. فقر عجیب، عقب¬ماندگی عجیب ولی در یک نقطه¬ای هم می¬دیدید که بارها شنیده¬اید که چند صد میلیون دلار خرج جشن¬های 2500 ساله شد، یعنی در همان شرایطی که کشور این حمله مشکلات، عقب¬ماندگی و فقر در جاهای مختلف داشت، در یک گوشه¬ی کشور جشنی برگزار می¬کردند و چند صد میلیون دلار خرج می¬کردند که حالا از اسنادی که خود وابستگان رژیم گذشته در خاطرات خود گفته¬اند از سیصد یا چهار صد میلیون دلار تا هشتصد میلیون دلار و تا یک میلیارد دلار هزینه¬ی این جشن¬ را گفته¬اند. توزیع ناعادلانه درآمدها، فقر، روستاها خیلی از دوستان یادشان است که واقعاً از کمترین امکانات برخوردار نبودند، نه جاده¬ای، نه برقی، نه آب بهداشتی. آمار و ارقام عجیبی هم وجود دارد. مثلاً کشور ما الان یک چیزی حدود یک و دویست و یا یک و سیصد میلیون بشکه نفت می¬فروشیم، حالا با مشکلات و سختی¬های فراوانی که به دلیل تحریم¬ها وجود دارد؛ آن زمان بین پنج تا شش میلیون بشکه نفت فروخته می¬شد، نفت یک مرتبه از بشکه¬ای شش دلار و هفت دلار به بشکه¬ای 30 تا 35 دلار افزایش قیمت پیدا کرد، یک حجم وسیعی ثروت، ثروتی که خیلی هم زحمت نداشت، نفت را از چاه¬ها اخراج می¬کردند و می¬فروختند. یک درآمد عجیب ارزی وارد کشور می¬شد ولی همین درآمد ارزی به مصرف عموم مردم نمی‌رسید، توزیع نامناسب می¬شد، در جاهای نامناسب خرج می¬شد و هزینه¬های نامناسب برای آن تراشیده می¬شد. به طور کلی یکی از علل و عوامل نارضایتی مردم این بی¬عدالتی بود. موضوع سوم؛ مسئله¬ی بی¬اهمیت نشان دادن ارزش¬های مورد قبول مردم بود، بی¬توجهی به ارزش¬های مورد قبول مردم بود، بی¬اعتنایی به این ارزش¬ها و بعضاً اهانت به این ارزش¬ها و زیر پا گذاشتن این ارزش¬ها بود. جامعه¬ی ما یک جامعه¬ی مسلمان است به ارزش¬های اسلامی‌وفادار است، وقتی که نگاه کند و ببیند یک سیستم، یک مجموعه و یا فردی به ارزش¬های مورد احترام او بی¬اعتنایی، بی¬احترامی‌و اهانت می¬کند، بالاخره پادشاه یک کشور اسلامی‌زمانی که به تلویزیون می¬آید و در صحنه و در ملأ عام شراب¬خواری می¬کند، این مورد نارضایتی مردم قرار می¬گیرد و این اهانت به مردم و ارزش¬های مورد قبول مردم تلقی می¬شود. بی¬اعتنایی به دین، بی¬اعتنایی به ارزش¬های دینی و اهانت به ارزش‌های دینی باعث نارضایتی می¬شد. در جوامع مختلف همین نارضایتی¬ها انباشته می¬شد، جامعه¬ی روحانیت ما از یک موضوعی به شکل جدی رنج می¬برد، جامعه¬ی اقتصادی ما به یک شکلی، مسائل اجتماعی ما به گونه¬ای دیگر، دانشگاه¬های ما به گونه¬ای. به همه¬ی این¬ها که نگاه می¬کردی در درون جوامع مختلف و اصناف مختلف نارضایتی¬ها شکل گرفته بود. ولی فکر می¬کردند که با یک نظام امنیتی پیچیده و سخت و خشن می¬توانند این جامعه را کنترل کنند. از عواملی که باعث شد که انقلاب شکل بگیرد و با یک فاصله¬ی کمی‌به پیروزی برسد، خوب دوستان یادشان است که اولین جرقه¬های انقلاب، حالا ما در قم به مناسبت¬های مختلف اعتراضاتی داشتیم ولی این اعتراضات در حدّ یک جلسه¬ای، مجلسی و برنامه¬ای بود و ادامه پیدا نمی¬کرد. از فوت مرحوم حاج آقا مصطفی جرقه‌های جدیدی شروع به ایجاد کردن شد و نشانه¬های جدیدی شروع به ایجاد شدن شد. در قم و بعضی از شهرهای بزرگ مجالس ختم به مناسبت فوت مرحوم حاج آقا مصطفی برگزار شد و یادم است که جلسه¬ای که رفتیم اوّلین بار بود که نام مبارک امام در مجلس علنی برده می¬شد و مردم صلوات می-فرستادند. (صلوات) رژیم فکر می¬کرد که با یک حرکت تهاجمی‌می¬تواند این موضوع را سرکوب بکند، به روزنامه¬ی اطلاعات آمد و به تلافی آن اقبال و استقبالی که مردم از امام نشان دادند و آن‌ها پیش خودشان فکر می¬کردند که بالاخره امام را پانزده سال است که تبعید کرده¬ایم و بعد از دل برود هر آن¬که از دیده برفت، بالاخره امام که پانزده سال دیگر در ایران نیست و ارتباطی ندارد و مردم هم که ایشان را نمی¬بینند. روزنامه اطلاعات زمانی که دید به مناسبت فوت مرحوم حاج آقا مصطفی این¬طور مردم به صحنه آمدند و ارادت خود را به امام اظهار کردند، روز 17 دی مقاله¬ی توهین¬آمیزی بر علیه امام به مناسبت کشف حجاب نوشت،. روحانیون و مردم قم نسبت به این مقاله اعتراض خود را نشان دادند و جمعی از منزل علمای محترم، جمع می¬شدند و از منزل علما به منزل مرجع عالیقدر دیگری می¬رفتند و اعتراض خود را به این مقاله احضار می¬کردند و درخواست می‌کردند که بزرگان هم اعتراض خود را نسبت به این مقاله و اهانتی که به امام بزرگوار شده بود، اظهار کنند که خوب دوستانی که یادشان است در چهار راه بیمارستان آن روز و میدان شهدای امروز، نیروهای گارد شهربانی با مردم درگیر شدند که تعدادی شهید و زخمی‌دادند. ولی رژیم دیگر نتوانست ین حرکت را مهار و کنترل کند. در چهلم شهدای قم در تبریز در چهلم شهدای تبریز در یزد و همین¬طور اعتراضات خفته¬ی مردم و اعتراضاتی که رژیم فکر می¬کرد که این¬ها را مهار و کنترل کرده است، این¬ها روز به روز بیشتر شد. فاصله¬ی19 دی تا 22 و حالا یا 19 بهمن که 13 ماه می¬شود، شما اگر 19 دی به هر آدمی‌که اهل سیاست و تحلیل سیاسی و مسائل سیاست را می¬شناخت، می¬گفتید یک سال دیگر این رژیم سرنگون خواهد شد، می¬گفت این رژیم با این استواری، با این استحکام، با این همه ساواک، با این همه ارتش و با این همه نیرو مگر امکان دارد؟! ولی رهبری امام، نوع نگاه امام به مردم، خوب قبل از انقلاب خیلی جریانات مبارزی در کشور وجود داشت، شکل مبارزه به این شکل بود که می¬آمدند یک تشکیلات مخفی درست می‌کردند و مثلاً در بالاترین سطح اقدام به مبارزه¬ی مسلحانه با رژیم می¬کردند. امام این روش¬ها را قبول نداشت، نه این¬که مخالفتی کند شیوه¬ی امام شیوه¬ی دیگری بود. امام متکی به متن جامعه بود. متکی به متن مردم بود. می¬گفت همه¬ی مردم باید بخواهند تا همه¬ی مردم هم نخواهند چیزی تحقق پیدا نمی¬کند. ما هنوز واقعاً میزان ارزشی که امام به مردم می¬داد و اعتباری که امام برای مردم قائل بود، ما واقعاً هنوز آن را به درستی شاید نمی¬توانیم تحلیل کرده و بشناسیم. امام در انقلاب همین¬جور رفتار کرد و در جنگ هم همین¬طور رفتار کرد. در اداره¬ی کشور امام همیشه می¬گفت مردم، متن مردم. خوب مردم هم همین باور و همین نگاه را به امام داشتند. یعنی یک باور دو جانبه¬ای وجود داشت. مردم امام را قبول داشتند و گوش به فرمان امام بودند. می¬گفت مردم بیایند تظاهرات کنند، مردم می¬آمدند. می¬گفت تظاهرات نکنند، مردم تظاهرات نمی¬کردند. این رابطه¬ی بین مردم و امام که رابطه¬ی کاملاً دلی بود نه اجباری در آن بود و نه منفعتی و مادیاتی در آن بود. یک رابطه¬ای که واقعاً براساس دل¬ها و ارتباط دل-ها شکل گرفته بود. وجود امام با آن اعتمادی که به مردم داشت، با آن ارزش و قدر و منزلتی که برای مردم می¬دانست، یکی از عوامل اصلی پیروزی انقلاب بود با این سرعت فاصله¬ی زمانی کوتاه. دوم اتحاد مردم بود. مردم گروه¬های مختلف، اصناف مختلف، بازاری، روحانی، دانشجو، کارمند، ادارات؛ شما ببینید یکی از عواملی که پیروزی انقلاب را سرعت بخشید، خود ادارات دولتی بودند. اعتصاب شرکت نفت و بستن شیرهای نفت خیلی تأثیر در سرعت فروپاشی رژیم شاه داشت. کارمندان و مهندسین همه حقوق بگیر دولت بودند ولی وقتی که شیرهای نفت را می¬بستند باید نماینده¬ی امام به شرکت نفت می¬رفت کی؟ سال 57؛ هنوز شاه بود و رژیم شاهی برقرار بود، نماینده¬ی امام به شرکت نفت می¬رفت و موضوع نفت را تنظیم می¬کرد که چه¬قدر نفت تولید کنند، چه¬قدر نفت پالایشگاه توزیع شود و امام نماینده¬ای تعیین کرد که شما بروید و در شرکت نفت حضور پیدا کنید که زندگی مردم مختل نشود. بزرگان مجلس به یاد دارند که کمیته‌هایی در همان زمان در محله¬ها شکل گرفته بود که در زمستان سال 57 نفت توزیع می¬کردند و نفت را به در خانه-ها می¬بردند. هنوز آن زمان رژیم شاه بود. هنوز دستگاه¬های حکومتی بودند. دستگاه¬های دولتی بودند. همه گوش به فرمان امام بودند به خاطر آن رابطه¬ای که امام با مردم داشت و مردم با امام داشتند. اتحاد مردم، همدلی مردم دیگر بزرگان مجلس یادشان است که همان زمان تشکیلاتی درست شده بود که چون به شدت آن زمان مشکلات کمبود و مسائلی از این قبیل ایجاد شده بود که نمی¬گذاشتند زندگی روزمره مردم مختل شود چون همه در حال تحصّن و اعتصاب بودند، طبیعی بود که زندگی عمومی‌مردم دچار مشکلاتی شود، ولی باز با اتحاد و حضور مردم این مشکلات به کمترین میزان خود رسیده بود. پس یکی از عوامل دیگری که در پیروزی انقلاب نقش داشت، اتحاد مردم بود. مردم حول محول امام، گوش به فرمان امام متحد شده بودند. سوم و شاید بگوییم که مهم‌تر از نکته¬ی اوّل و دوم؛ اعتقادی که مردم به اسلام داشتند به عنوان زندگی، آخرت و به عنوان همه چیزشان، یعنی مردم حول محور امام و انقلاب خود با شعار اسلام وحدت پیدا کرده بودند. البته گروه¬هایی بودند که خیلی هم اعتقادی به اسلام نداشتند و بالاخره گروه¬های مارکسیستی هم در انقلاب ادعای حضور می¬کردند، گروه¬های ملی هم در انقلاب ادعای حضور می¬کردند ولی خوب این¬ها رفیق نیمه¬راه بودند و جایی که دیدند منافع آن¬ها تأمین نمی¬شود، جدا شدند. اگر بودند به خاطر منافع خودشان بودند نه به خاطر مردم. خوب این¬ها از عوامل سلبی و از عوامل ایجابی وقوع انقلاب بود. با رهبری امام الحمدلله انقلاب به پیروزی رسید. خاطرات انقلاب را همه¬ی عزیزان به یاد دارند. دشمن بعد از پیروزی انقلاب دست از توطئه برنداشت هر روز یک توطئه پشت توطئه. یادم است فروردین 58 ما با تعدادی از دوستان از قم یک گروهی با اسلحه به ترکمن صحرا رفتیم. 22 بهمن 57 انقلاب پیروز شده بود و 30 یا 40 روز بعدش ما رفتیم. اولین توطئه به شکل مسلحانه در گنبد، یک عده¬ای از کمونیست¬ها در گنبد آمدند و شروع به جنگیدن با نظام کردند. حالا بالاخره این انقلابی که تازه پیروز شده و هنوز ارکان آن مستحکم نشده، افرادی هم که می¬رفتند افراد خیلی به آن معنا، نظامی‌خیلی ورزیده¬ای نبودند ما دیگر حداکثر کار با یک تفنگ را بلد بودیم. ما وقتی به آن¬جا رفتیم دیدیم ما تنها نیستیم و یک گروهی از قم و از شهرهای دیگر همه آمده¬اند و خود مردم این فتنه¬ها را در نطفه خفه می¬کردند. می¬خواهم عرض کنم از همان اوّلین روز پیروزی انقلاب شروع به توطئه کردند. جریانات کردستان و خلق عرب را به یاد دارید. گوشه و کنار کشور هر روزی به بهانه¬ی دفاع از خلق فلان و دفاع از فلان و این¬ مسائل، شروع به ایجاد فتنه در کشور می¬کردند که مسئله پاوه را بزرگان مجلس یادشان است که وقتی در پاوه آن اتفاقات افتاد، امام فرمودند که اگر دستگاه¬های مسئول کاری نکنند من خود وارد موضوع خواهم شد که با این سخن قاطعی که امام گفت، مسئله¬ی فتنه¬ی پاوه به سرعت حل شد. خوب مسئله¬ی کردستان واقعاً یک موضوعی بود که با دست مردم فتنه¬ی کردستان و آن گروه¬های مختلفی که آمده بودند به نام دفاع از کُرد بیشترین ظلم را به مردم کردستان می¬کردند. وقتی هم از همه¬ی این فتنه¬ها و از همه¬ی این توطئه¬ها نتیجه¬ای نگرفتند، کودتا را یادتان است که کودتای بزرگی این¬ها برنامه¬ریزی کرده بودند. کودتا کردند، جنگ¬های قومی‌راه انداختند، به تعبیر امام دانشگاه¬ها را مرکز اتاق جنگ کردند. آخرین اقدام آن¬ها هم بر علیه انقلاب جنگ بود. بالاخره شرایط نیروهای مسلح ما شرایط بعد از انقلاب بود. فکر می¬کردند که چون نیروهای مسلح ما آمادگی ندارند، می¬توانند یک آدمی‌مثل صدام را تحریک کنند و تقویت کنند و به او پول و امکانات بدهند، بیاید و هدف صدام از حمله به ایران گرفتن به قول خودشان شطّ العرب و به قول ما رودخانه¬ی اروند نبود حتی استان خوزستان هم نبود. صدام به تلویزیون آمد و با خبرنگاران مصاحبه کرد که اسناد آن موجود است و اعلام کرد و گفت یک هفته¬ی دیگر در تهران با شما مصاحبه می¬کنم. خوب امام با همین مردم با اعتمادی به قدرت مردم داشت، امام گفت یک دیوانه¬ای یک سنگی در چاه انداخته است. مردم رفتند و جنگ را هشت سال اداره کردند. یا فرزندان آن¬ها در جبهه بودند، یا همسران آن¬ها در جبهه بودند، یا برادران آن¬ها در جبهه بودند. حتی آن افرادی که بضاعت این¬که خودشان در جبهه حضور پیدا کنند را نداشتند، می¬دیدیم با هر چه دارد دیگر حالا در خاطرات آن¬ها زیاد شنیده¬اید که مثلاً چند تا تخم مرغ و دو تا کمپوت و ... و واقعاً این¬ها بود. یعنی هر کسی به هر نحوی که می¬دانست و در توان او بود در این امر مشارکت داشت. خدا از همه قبول کند. مردم عزیزترین موجود زندگی خود را؛ بالاخره فرزند عزیزترین موجود زندگی انسان است، یعنی اگر به شما بگویند در زندگی چه چیز برای شما از همه چیز ارزشمندتر است، می¬گویید فرزندم. حاضر هستید تمام مال و اموال و جان خود را برای فرزند خود بدهید. مردم فرزند خود را می¬دادند، افتخار هم می¬کردند و موجب افتخار دیگران هم بودند. الان در هر محلی در هر جایی که یک خانواده¬ی شهید است موجب عزت و افتخار آن محل است. این ارتباطی بود که مردم با امام داشتند. از همه چیز خود می¬گذشتند، چرا؟ چون امام خود را وقف اسلام و کشور کرده بود. هیچ چیزی بین امام و مردم جز اسلام و کشور و منفعت مردم وجود نداشت. این اعتمادی که بین امام و مردم بود، مردم عزیزترین موجود زندگی خود را در راه انقلاب و امام و اسلام می¬دادند. این¬که امام فرمودند که شما از امت رسول الله بهتر هستید، این واقعاً مبالغه نبود. این جمله جمله¬ی عجیبی از امام است. امام اصلاً اهل مبالغه نبود. هیچ کس مثل امام مردم را نمی-شناخت و هیچ کس مثل امام با مردم رابطه برقرار نمی¬کرد و مردم همین¬گونه با امام رابطه داشتند. البته الحمدلله خداوند این عنایت بزرگی که نصیب امام و ملت شده بود، امروز همین رابطه بین مردم و مقام معظم رهبری وجود دارد. از عوامل پیروزی انقلاب؛ امام، اعتقاد مردم به اسلام، وحدت مردم و این¬ها عوامل اساسی بود که باعث پیروزی انقلاب شد و امروز بعد از گذشت سال¬های طولانی و پشت سر گذاشتن همه¬ی آن توطئه¬هایی که عرض کردم، جنگ هشت ساله که کشور ما به تنهایی حالا اعداد مختلفی هم است ولی تا 63 کشور شمرده می¬شود. یعنی 63 کشور نام برده می¬شود که این¬ها یا به طریق مالی، یا اطلاعاتی یا نظامی‌پشت صدام بودند. دیگر بعد از جنگ، کشورهای عربی رو کردند، یکی گفت من سی میلیارد دلار از عراق می¬خواهم، یکی گفت من پنجاه هزار دلار می¬خواهم؛ همه ادّعای مطالبات خود را از عراق کردند، عراق هم مزد آن¬ها را داد و هشت ساعت کویت را گرفت. یعنی عراق در هشت ساعت یک کشور را اشغال کرد و هشت سال نتوانست یک وجب از خاک ما را بگیرد، در حالی که 63 کشور هم پشت سر او بودند. ملت ما نشان داده که وقتی در صحنه باشد، حضور داشته باشد، مشکلات بزرگی را از سر باز خواهد کرد. دستاوردهای بزرگ انقلاب امروز در اختیار ما و شما است. اولین دستاورد بزرگ انقلاب، استقرار نظام جمهوری اسلامی‌است. نظام جمهوری اسلامی‌از دستاوردهای بزرگ انقلاب امام خمینی است (صلوات). و به یاد داشته باشیم این سخن ماندگار و حکیمانه امام را که فرمودند: حفظ نظام جمهوری اسلامی‌از اوجب واجبات است. این دستاورد بزرگی است. نظام جمهوری اسلامی‌از دستاوردهای بزرگی است و حفظ آن از اوجب واجبات است. قانون اساسی، یکی از دستاورهای بزرگ انقلاب است. ما جمهوری اسلامی‌را- بزرگواران یادشان است- دهم فروردین 58 امام فرمودند که مردم به پای صندوق¬های رأی بروند و به جمهوری اسلامی‌رأی دهند، آن زمان خیلی¬ها می¬گفتند امام که امام است و جای ایشان در سر ما است و هر چه امام بگوید ما گوش می¬کنیم و نیازی به رأی نیست. امام فرمودند که مردم باید رأی خود را به صندوق بیاندازند. خیلی¬ها آن زمان آمدند و گفتند که عناوین مختلفی به کار بردند، یکی گفت، جمهوری دموکراتیک، یکی گفت جمهوری دموکراتیک اسلامی، یکی گفت، حکومت اسلامی. شعارهای مردم در آن روزها یادتان است؛ استقلال آزادی جمهوری اسلامی. امام فرمودند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد. چون هر اتفاق دیگری که در این دو کلمه می¬افتاد باعث ایجاد سوء استفاده¬های بعدی می¬شد، امام با آن هوشمندی که داشتند فرمودند: جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد. یعنی یک حکومتی که بر رأی مردم و نظر مردم و بر حضور مردم و با مبانی اسلامی‌اداره می¬شود. یک دعوای قدیمی‌بود، دعوای مشروطه و مشروعه، حالا افرادی که علاقمند به تاریخ هستند، امام آمد و گفت جمهوری اسلامی‌است، حالا به تعبیر امروز مردم سالاری دینی. این یادگار بزرگی است، این دستاورد بزرگی است؛ جمهوری اسلامی. استقرار نظام جمهوری اسلامی، یک نظامی‌که مبتنی بر رأی مردم، بر نظر مردم و بر حضور مردم با توجه و اعتقاد به مبانی دینی است. امام نقش مردم را در حکومت نقش تزیینی نمی¬دانست. واقعاً امام به حضور و رأی مردم اعتقاد و باور قلبی داشت. اصلاً امام تعارف نداشت که بخواهد یک چیزی را برای خوشآمد یا بدآمد دیگران بگوید. امام وقتی می¬فرمود رأی مردم، اعتقاد به رأی مردم داشت، اعتقاد به انتخابات داشت. چرا 12 فروردین؛-دهم فروردین و یازدهم فروردین مردم رأی دادند و در 12 فروردین رأی اعلام کردند و 12 روز جمهوری اسلامی‌شد- چرا آن روز امام اصرار داشت برای این¬که مردم رأی خود را به صندوق بیاندازند؟ برای این که امام به رأی مردم باور داشت. رأی مردم را قبول داشت و رأی مردم را زینت نمی¬دانست و امروز هم مقام معظم رهبری می¬فرمایند رأی مردم امانت است. به جمهوری به معنای واقعی کلمه اعتقاد داشتند. نه به مدل غربی آن؛ مدل غربی هم یک نوع نمایش دموکراسی است. شما نگاه کنید در آمریکا که دیگر پیشتاز دموکراسی در دنیا است همه یک جورهایی از این جهت به این کشور نگاه می¬کنند، دو حزب است یک حزب حزب جمهوری¬خواه و یکی هم دموکرات است که معمولاً رئیس جمهور یا عضو حزب دموکرات است یا جمهوری¬خواه. دو حزب بیشتر نیست. شما نگاه کنید در پنجاه رئیس جمهور گذشته ببینید خارج از این قواره¬ای که چیده¬اند اصلاً  رئیس جمهوری از آن درآمده است؟! ولی شما در چند دوره¬ی گذشته¬ی انتخابات ریاست جمهوری نگاه کنید؛ ببینید رئیس جمهورها افراد محترمی‌که انتخاب شدند همه برخلاف آن پیش¬بینی¬ها بوده است. یعنی یک پیش¬بینی¬هایی از چند ماه قبل از انتخابات می¬شود، گروه-های سیاسی و جریان¬های سیاسی و نظرسنجی می¬شود که کدام شخص اوّل است و کدام دوم است و کدام آخر است؛ بعد نگاه کنید ببینید نتیجه¬ی انتخابات چه¬قدر با آن چیزهایی که پیش¬بینی می¬شد، متفاوت است. چون واقعاً رأی مردم حرف آخر را زده است. امروز یکی از دستاوردهای انقلاب همین جمهوری اسلامی‌است، یادگار بزرگ امام. ما باید به جمهوری اسلامی‌به معنای اتمّ کلمه هیچ برشی نزنیم، با این موضوع گزینشی برخورد نکنیم، به معنای اتمّ کلمه و به معنای همان چیزی که مدّ نظر امام و مقام معظم رهبری بوده است. این یعنی این¬که مردم باید در همه¬ی موضوعات در صحنه حضور داشته باشند که الحمدلله در انتخاباتی که در دوره¬های مختلف برگزار شده است، هر انتخاباتی از انتخابات قبلی خود باشکوه¬تر و با حضور پررنگ مردم است. من یادم است در همین گذر سفیدآب-بالاخره پدر ما در این¬جا کاسب بودند و کبابی داشتند- روزهایی که انتخابات بود یک عده¬ای جمع می¬شدند، شناسنامه جمع می¬کردند و می¬گفتند فردا برویم فلان جا و یک غذایی می¬دهند و یک رأیی هم بدهیم، شاید پیشکسوت¬ها در مجلس یادشان باشد. نماینده¬ی قم با 3000 و یا 3900 رأی مجلس می¬رفت آن¬ هم به همین شیوه¬ای که عرض کردم. قبل از انقلاب انتخابات بود ولی انتخابات کاملاً فرمایشی بود. از قبل همه چیز معلوم شده بود ولی امروز واقعاً نگاه می¬کنید و می¬بینید که نتیجه¬ی آن چیزی که از صندوق درمی¬آید برخلاف خیلی از پیش¬بینی¬ها و پیشگویی¬هایی است که ما انجام می¬دهیم، چون رأی مردم مؤثر و واقعی است و به تعبیر مقام معظم رهبری رأی مردم امانت است. باید این جمهوری اسلامی‌را ما به عنوان یکی از دستاوردهای انقلاب، حضور مردم در همین صحنه¬ها حفظ کنیم. قانون اساسی یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب است. ما باید قانون اساسی را به معنای اتمّ کلمه به آن وفادار باشیم و به آن احترام بگذاریم و همه¬ی قانون اساسی و تمام برنامه¬های قانون اساسی را؛ ما امروز به دلایل شرایط مختلف که در کشور که یک زمانی جنگ بوده و یک زمانی تحریم بوده است و شاید نتوانستیم بعضی از بندهای قانون اساسی را به معنای کامل اجرا بکنیم، باید به قانون اساسی وفادار باشیم. همین امروز شما دوستان و جوانان بروید و قانون اساسی را نگاه کنید ببنید ما همه¬ی خواسته¬هایی که داریم، خواسته¬های معنوی و مادی واقعاً قابل تحقق با قانون اساسی است. قانون اساسی ما یک قانون پیشرو، مترقی، کامل است؛ باید به قانون اساسی پایبند باشیم. از دستاورهای دیگر انقلاب خودباوری و استقلال است. ملت ما امروز استقلال رأی دارد. شما در عرصه¬ی خارجی نگاه کنید امروز جمهوری اسلامی‌با پنج کشور بزرگ و به قول خودشان که ابرقدرت هستند، جمهوری اسلامی‌ایران یک طرف نشسته و پنج کشور به عنوان ابرقدرت و تعیین کننده و آقای دنیا که فکر می-کنند، بالاخره جمهوری اسلامی‌در مقابل این¬ها حرف می¬زند و ادعا دارد، از حقوق ملت خود دفاع می¬کند، از حقوق اساسی خود دفاع می¬کند. سی سال کشور را تحریم کردند، جنگ را تحمیل کردند، هر کاری کردند که خودشان به تعبیر خودشان جمهوری اسلامی‌را به تغییر رفتار وادارند. گفتند ما باید جمهوری اسلامی‌را، که تندهای آن¬ها می¬گفتند که باید جمهوری اسلامی‌را نابود کنیم و متوسط¬های آن¬ها هم می¬گویند باید جمهوری اسلامی‌را به تغییر رفتار وادار کنیم. حالا بیایند و ببینند که این جمهوری اسلامی‌است که آن¬ها را به تغییر رفتار واداشته است یا آن¬ها توانسته¬اند جمهوری اسلامی‌را به تغییر رفتار وادارند. چند سال تحریم کردند از روز اوّل جمهوری اسلامی‌اعلام کرد که ما اصلاً دنبال سلاح هسته¬ای نیستیم و امروز هم همین حرف را می‌زند. ولی از حقوق مسلّم و قعطی خود هم حاضر نیستیم دست برداریم، امروز هم همین حرف را می‌زنیم. یعنی اصول ما اصول روشنی است. شما در سوریه دیدید که چه جوسازی¬هایی کردند بر علیه جمهوری اسلامی‌که از بشار اسد حمایت می¬کنند، از تروریست حمایت می¬کنند و فلان. خوب امروز نگاه کنید ببینید که چه کسی در عالم تغییر رفتار پیدا کرده است؟ ما همان حرفی که اوّل زدیم گفتیم باید سرنوشت سوریه به دست مردم تعیین شود، کسانی هم که در سوریه این کارها را می¬کنند تروریست هستند. به آن¬ها پول و سلاح و آدم دادند و حالا گردن خودشان را گرفته است. حالا آن¬ها باید تغییر رفتار دهند. آن¬ها خودشان با آن موجودات کثیفی که ایجاد کرده¬اند در ظاهر مبارزه می¬کنند، بمباران می¬کنند و .... خود شما درست کرده¬اید. امروز حتی نسبت به اسرائیل ما نشانه¬هایی از تغییر رفتار را در آمریکا می¬بینیم. امروز وقتی که نتانیاهو می¬خواهد به مجلس آمریکا برود و سخنرانی کند به او می¬گویند به مصلحت تو نیست که بیایی. حالا چرا می¬خواهد سخنرانی کند؟ می¬خواهد در مخالفت با سیاست¬های امروز آمریکا در مجلس آمریکا صحبت کند، چون آن¬ها می¬گویند که باید مذاکره انجام شود. امروز بین حزب جمهوری¬خواه و حزب دموکرات لایه¬هایی از حزب جمهوری¬خواه و دموکرات، امروز در آمریکا، علناً به سیاست¬های اسرائیل در منطقه اعتراض می¬شود. ما چون کلمه¬ی حق را بر زبان جاری می¬کنیم بر سر کلمه¬ی حق ایستاده¬ایم و آن¬هایی که کلمه¬ی باطل به کار می¬برند، باید تغییر رفتار دهند. یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب خودباوری بود که این دستاورد را ما به کشورهای منطقه و اسلامی‌داده¬ایم. امروز اگر لبنان، سوریه، عراق، یمن و ... این¬ها همه نشانه¬هایی از صدور تفکر انقلاب است. یک عده¬ای فکر می¬کردند که تفکر انقلاب یعنی ما یک ارتش مجهزی درست کنیم با توپ و تانک و فلان و این¬ها و به فلان کشور برویم و به همین روش¬هایی که امروز روسیه انقلاب خود را صادر می¬کرد. آن تفکر نابی که از امام به ما رسیده است این تفکر را به مردم دنیا نشان می¬دهیم. خوب شما ببینید اتفاقاتی که در یمن افتاده است. اتحاد مردم یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب است. ما نباید اجازه دهیم که به این اتحاد مردم که بین اصناف، گروه¬های مختلف، قومیت¬های مختلف و مذاهب مختلف، نباید اجازه دهیم آسیب وارد شود. یکی از چیزهایی که دشمن به شدت تعقیب می¬کند، تفرقه و اختلاف به شیوه¬های مختلف است؛ بین شیعه و سنی. امروز مقام معظم رهبری می¬فرمایند که اهانت به مقدسات اهل سنت هم حرام است و هم جرم است. ولی نگاه می¬کنیم و می¬بینیم که حالا متأسفانه در همین شهر خود ما یک عده¬ای بساطی راه می¬اندازند. خوب آثار این باعث ریخته شدن خون¬های بی¬گناه می¬شود. چه جوابی می¬خواهند بدهند؟! همین بساطی که راه می¬اندازند و یک عده¬ای ضبط کرده و فیلمبرداری می¬کنند، نشان یک عده جوان خام می¬دهند و بعد این¬ها را شستشو مغزی می-کنند و بمب به آن¬ها متصل می¬کنند و در جوامع شیعه قتل عام می¬کنند. سران آن¬ها نه دین می¬شناسند و نه اسلام می‌شناسند نه پیامبر می¬شناسند، هیچ چیز نمی¬شناسند. ولی یک عده جوان کم سن و سال، یک عده افراد احساساتی سوء استفاده می¬کنند که واقعیتی است. با همین فیلم¬هایی که از همین مجالس مختلف گرفته می¬شود. نباید اجازه دهیم که ما بالاخره در کشور خود اگر توجه نکنیم آسیب به ما وارد می‌شود. خوب امروز الحمدلله با هشیاری سربازان گمنام امام زمان و دستگاه¬های اطلاعاتی و امنیتی کشور، ما در این زمینه خوشبختانه یکی از امن¬ترین کشورهای منطقه و دنیا هستیم. شما حتی کشورهای اروپایی را نگاه کنید ببینید هر روز در آن حادثه¬ای اتفاق می¬افتد مثل حادثه¬ای که در فرانسه اتفاق افتاد. این¬ها فکر نمی¬کردند که این موجودات کثیفی که خودشان درست کردند یک روزی به جان خود آن¬ها می¬افتند. مگر داعش را چه کسی درست کرد؟ خود شما درست کردید. حالا به این شکل امنیت شما را به خطر می¬اندازند بعد هم همین را برای اسلام هراسی بهانه می¬کنید. که این هم باز نقشه¬ی خودشان است. من معتقد هستم که این داعش امروز در کادر رهبری حتماً با یک یهودی و اسرائیلی کار می¬کنند. شما ببینید از زمانی که داعش ایجاد شده است یک تیر به سمت اسرائیل شلیک کرده¬اند؟! هر چه آسیب زدند به جامعه¬ی اسلامی‌زدند. اگر ارتش اسرائیل وارد کشورهای اسلامی‌می¬شد آیا می¬توانست این¬قدر آسیب بزند که داعش زده است. خوب حالا افرادی که این مسائل را مطرح می¬کنند، فکر نمی¬کنند که زمینه را برای داعش فراهم می¬کنند. نباید اجازه دهیم که وحدت جامعه دچار خدشه شود. وحدت جامعه یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب است، یکی از یادگارهای ارزنده¬ی امام است. باید جامعه، صنف¬های مختلف، روحانی، دانشجو ببینید امام چه¬قدر به وحدت حوزه و دانشگاه اصرار داشت. نباید اجازه دهیم که فاصله ایجاد شود، نباید اجازه دهیم که فاصله¬ی بین گروه¬ها ایجاد شود. باید این¬ دستاوردها را حفظ کنیم. رشد علمی‌کشور واقعاً رشد تحسین برانگیزی است به گواهی آمار، به گواهی تأیید مجامع بین-المللی علمی‌است. این¬ها دستاورد انقلاب است. نباید اجازه دهیم که این¬ها با گفتگوها و بگومگوهای بیهوده خدای ناکرده جهت¬های علمی‌کشور ما منحرف شده و به آن خدشه وارد شود. امروز ما در بسیاری از دانشگاه¬ها جزو ده کشور برتر دنیا هستیم. این¬ها ارزش-های انقلاب است. باید مردم در صحنه باشند و از دستاوردهای انقلاب حفاظت کنند. حالا تعدادی از این دستاوردها را شمردم، تعدادی را هم شما بهتر از من می¬دانید. یک بخشی هم از مشکلات و نارسایی¬های کشور است که وجود دارد. این¬ها را هم نمی¬شود نادیده گرفت. ما اگر بخش خوب را می¬بینیم نارسایی¬ها و مشکلات را ببینیم. آن هم با حضور مردم باید مرتفع و حل شود. مسئولین باید امکان حضور مردم در صحنه را فراهم کنند که این مشکلات حل شود. یکی از مشکلات ما مشکلات اقتصادی است. من در سال 84 در استان قم بودم، مقام معظم رهبری زمانی. همه¬ی مسئولین، دست¬اندرکاران درجه¬ یک کشور را فرا خواندند و فرمودند بروید و این اصل 44 قانون اساسی، اصل خصوصی¬سازی را انجام دهید. یعنی واگذاری اقتصاد به مردم. خدا وکیلی چه¬قدر از این اصل را اجرا کردیم؟ چند سال است مقام معظم رهبری در شعارهای سالی که انتخاب می¬کنند یا می¬فرمایند جهاد اقتصادی یا مقاومت اقتصادی یا انضباط اقتصادی و در همه¬ی این عناوین نگاه کنید یک اقتصاد است. به دلیل اهمیتی که اقتصاد برای کشور دارد. ما وقتی از نظر ذخایر در جمع ذخایری که داریم؛ ذخایر نفت، گاز، آهن و سایر موضوعاتی که وقت عزیزان را نگیرم؛ جمهوری اسلامی‌در شرایط بسیار مطلوبی است. ما چرا باید از این ظرفیت‌های اقتصاد خود و چند میلیون نیروی جوان فارغ¬التحصیل دانشگاهی، این¬ همه ذخایر و امکانات، خوب چرا نباید این¬ها را به هم گره بزنیم، رشد اقتصادی درستی داشته باشیم. واقعاً با تکیه به ظرفیت-های داخل کشور ما می¬توانیم مشکلات اقتصادی کشور را حل کنیم. اگر فکر کنیم که مشکلات اقتصادی ما فقط به خاطر نگاه نامهربان دیگران یا خارج از کشور است، این تحلیل درستی نیست. ما باید به ظرفیت¬های خود توجه کنیم، به فعال کردن ظرفیت¬های خودمان توجه کنیم، به گره زدن این ظرفیت¬ها توجه کنیم. البتّه رابطه¬ی با دنیا هم یکی از موضوعاتی است که برای فعالیت اقتصادی لازم است. ولی اگر هم نباشد ما سهم خودش را باید در نظر بگیریم نه این¬که فکر کنیم همه¬ی مشکلات ما در گرو مسئله¬ی این است که رابطه¬ی ما با آمریکا خوب شود. یا همه¬ی مشکلات ما در گرو این است که این پنج به علاوه یک به نتیجه¬ای برسد یا نرسد. عرض کردم امروز اراده¬ی نظام بر این است که حتماً ما در بحث مذاکرات به نتیجه¬ای که حق است برسیم، ادامه‌ی مذاکرات، ادامه¬ی گفتگوها در چارچوب¬هایی که تعریف شده است. ولی این¬طور هم فکر نکنیم و آمریکا هم این¬طور فکر نکند، دیگران هم این¬طور فکر نکنند که اگر مثلاً مذاکرات به نتیجه نرسید به تعبیر یکی از دوستان ما رو به قبله خواهیم شد؛ نه این¬طور نیست. سی سال تحریم¬های مختلف کردید، بله مشکلات هم دارد، ایجاد مشکلات هم می¬کند. کسی نمی¬گوید تحریم هیچ مشکلی ندارد. آن تعبیری که مثلاً فرض کنید -البته اکراه دارم از این¬که خیلی وارد این بحث¬های سیاسی شوم- مثلاً بگوییم تحریم ورق¬ پاره است؛ آن خیلی نگاه درستی نیست و این هم که فکر کنیم که مثلاً با تحریم ما قرار است رو به قبله شویم، این هم درست نیست. باید به اندازه¬ی خودش برای آن ارزش قائل بود و توجه کرد، باید نگاه داشت ولی نه این¬که ما فکر کنیم حالا رابطه¬ی با آمریکا، مشکل پنج به علاوه یک این¬ها أمّ الحلّ مشکل همه¬ی ما است، مادر حل همه¬ی مشکلات است. من به دوستان می¬گویم دو کشور مثال می¬زنم یکی ترکیه و دیگری مصر، هر دو هم رابطه¬ی با آمریکا دارند. مگر مصر که رابطه¬ی با آمریکا دارد تمام مشکلات اقتصادی او حل است؟! یکی از فقیرترین کشورهای دنیا مصر است، من مصر را دیده¬ام. چند میلیون انسان در قاهره در قبرستان زندگی می¬کنند. رابطه¬ی با آمریکا هم دارند. از نظر زیرساخت¬های اقتصادی هم نگاه کنید مصر با ترکیه خیلی فرق ندارد. ولی ترکیه خود برنامه¬ریزی درستی کرده¬اند امروز توانسته¬اند خیلی از شاخص¬های اقتصادی خود را درست کنند. البته ترکیه مدینه¬ی فاضله نیست این که من می¬گویم ترکیه، این نیست؛ ولی مقایسه بین دو کشور است. لذا ما باید با اراده¬ و توان خود مشکلات اقتصادی را با حضور مردم در صحنه حل کنیم. خوب این¬که امروز نزدیک به هشتاد درصد اقتصاد کشور یا دولتی است یا خصولتی است! این کجا با واگذاری اقتصاد به مردم، تناسب دارد. بیاییم اقتصاد کشور را خصوصی کنیم، به خصولتی¬ها می¬دهیم، یعنی بنگاه¬هایی که ذات و ماهیّت دولتی دارند ولی شکل آن¬ها خصوصی است. خوب بانک¬های کشور امروز باید در خدمت اقتصاد کشور باشند. خوب ببینیم چه¬قدر بانک¬های کشور در خدمت اقتصاد کشور هستند. ریاست محترم مجلس جناب آقای دکتر لاریجانی، چند وقت پیش دیدم که فرموده بودند که قم باید صنعتی شود، فرمایش درستی است ولی همین صنایعی که در قم‌ آمدند مردم زحمت کشیدند، کارخانه درست کردند، ببینید امروز با چه مشکلاتی مواجه هستند. باید این¬ها را حل کرد. همه را هم واگذار به تحریم و این عوامل کردن، منصفانه نیست. بانک¬های کشور باید در خدمت اقتصاد کشور باشند. اقتصاد کشور یعنی تولید، یعنی ارزش افزوده. حالا حقیر به واسطه¬ی این¬که چند صباحی است در مجموعه¬ی بنیاد تعاون فعالیت¬های اقتصادی داریم، تا حدودی این مسائل را می¬فهمم. نمی¬خواهم بگویم کارشناس خیلی چیزی هستم اما تا حدودی این¬ها را می¬فهمم. امروز ببینید که چه¬قدر از منابع بانک در خدمت تولید است. چه مقدار از منابع بانک در خدمت واسطه¬گری است. بعد آن بخشی از منابع را که ما می¬خواهیم در خدمت تولید بگذاریم، مگر با نرخ سی درصد و سی و پنج درصد تولید می¬تواند روی پا قرار گیرد. کدام کار تولیدی است که بتواند با این نرخ¬ها و پول¬ها کار کند؟! این¬ها را باید اصلاح کرد. این¬ها جزو مشکلات ما است و مردم باید هم در نقش دفاع از دستاوردها در میدان و صحنه باشند و هم برای حلّ این مشکلات باشند و باید امکان حضور مردم را در صحنه¬ی اقتصاد فراهم کنند. باید مدیران و مقامات اجرایی این امکان را فراهم کنند. چه¬طور ما در جنگ اجازه دادیم مردم وارد شدند جنگ را هشت سال اداره کردند؟! فرمانده¬ی لشکر از مردم بود، فرمانده¬ی گردان از مردم بود، فرمانده¬ی تیپ از مردم بود. کمک¬های مردم از مردم بود. ماشین¬ها را مردم می¬فرستادند، البته بودجه¬ی دولت هم آن¬ روز من خودم چون در جلسات سطح بالای آن روز جنگ و مدیریت کشور را اداره می¬کرم، یک بخش قابل توجهی از بودجه¬ی کشور در خدمت جنگ بود باید منصفانه بگوییم. ولی اگر حضور مردم نبود مگر ما می¬توانستیم جنگ را اداره کنیم. در اقتصاد هم مقام معظم رهبری فرمودند بروید این اصل 44 واگذاری اقتصاد به بخش خصوصی را دنبال کنید. خوب دنبال کنیم، اجرا کنیم. مطلب بعدی که یکی از مشکلات دستگاه¬های دولتی است، دستگاه¬های دولتی که عرض می¬کنم با احترام تمام به کارمندان عزیز و شریف دولتی است؛ اصلاً این بحث با اشخاص و افراد هیچ ارتباطی ندارد. نظام اداری ما، باید اصلاح شود. نظام اداری ما باید کارآمد شود. نظام اداری ما باید کارگشا شود. خوب این¬ها جزو مشکلات مردم است. این¬ها جزو ناراحتی¬های مردم است. نظام اداری ما کارمندان با شرافت و عزیز و زحمتکش را متهم می¬کند. خوب باید این نظام اداری را اصلاح کرد، امکان آن هم وجود دارد. ما نباید فکر کنیم که ما اگر این کاستی¬ها را برطرف کنیم یک دستی از غیب می¬آید و کاستی¬ها را ناراستی¬ها و این مشکلات را برای ما حل می¬کند. مسئولین باید با کمک از مردم ایجاد زمینه¬ برای حضور مردم، کاستی¬های انقلاب را هم برطرف کنند. ما با یک نظام کارآمد و سلامت اداری با تحرک در بخش¬های اقتصادی ان¬شاء¬الله به یاری خداوند می¬توانیم بر این مشکلات فائق بیاییم، پس ما هم باید در حفظ دستاوردهای نظام و هم در رفع کاستی¬ها و مشکلاتی که وجود دارد، ان¬شاءالله حضور پیدا کنیم و به یاری خداوند روزهای خوب و بهتر از امروز را برای انقلاب و برای فرزندان خود به یادگار گذاریم. من از این¬که تصدیع اوقات کردم عذر می¬خواهم. همه¬ی شما را به خدا می‌سپارم. از زیارت همه¬ی شما خوشحال شدم. سلام به همه¬ی خانواده¬های خود برسانید. و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.