سخنرانی آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی

 

 

 سخنرانی آیت الله محمد جواد فاضل لنکرانی در دیدار با اعضای مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری به مناسبت دومین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله فاضل لنکرانی  

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَیِّبینَ الطَّاهِرِين ألمَعصومین وَ لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعینِ مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ‏ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِينا».

من هم تسلیت مصیبت بزرگ و دائمی و همیشگی شیعه و اسلام را که شهادت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است را عرض می کنم و امیدواریم که همه ما در دنیا و آخرت مشمول عنایات و مخصوصاً مشمول شفاعت آن حضرت در قیامت قرار بگیریم. تسلیت عرض می کنم رحلت مرجع زاهد حضرت آیت الله العظمی بهجت را که این هم ضایعه بسیار بزرگی بر حوزه های شیعه، مردم شیعه، مخصوصاً بر ایران و بالاخص مردم قم بود. از این که لطف و بزرگواری فرمودید مثل سال گذشته در این ایّام ارتحال برای تسلّی ما و برای اینکه یادی از آن مرجع بزرگ و آن دژ محکم برای دفاع از اسلام و مکتب اهل بیت و انقلاب بشود تشریف آوردید و ما را مفتخر کردید تشکّر می کنم. انشاءالله خداوند اجر زیادی برای همه شما قرار بدهد.

مجمع پیروان امام و رهبری یک عنوانی دارد که قائدتاً ملتزم به این عنوان هستید و خودتان را فکراً و عملاً هر چه بیشتر به افکار امام و به افکار رهبری نزدیک می کنید و جامعه را هم با این افکار آشنا می کنید. ولی خوب چند کلمه ای را به عنوان یادآوری عرض می کنم امیدوارم که وقت آقایان را خیلی نگیرم و از این فرصت استفاده احسن بشود انشاءالله. من یک جمله راجع به حضرت زهرا عرض می کنم که باز جلسه ما متبرّک به نام آن حضرت بشود. من معتقد هستم که در مورد حضرت زهرا (سلام الله علیها) ما باید ورای این عناوین منحصری که آن حضرت دارد - دخت نبیّ اکرم است، زوجه امیرالمؤمنین است، اُمّ الحسنِ وَ الحُسِین (علیهم السّلام) است و امّ الائمّة النجباء است- از روایات و از متون اعتقادی خود استفاده کنیم که آن حضرت یک حقیقتی ورای این عناوین دارد یعنی تکریم آن حضرت نه فقط برای این است که دخت پیامبر است، که هست؛ یک شرافت بی نظیر است، نه فقط برای این است که زوجه امیرالمؤمنین است که این هم افتخار بالایی است و نه برای این که امّ ائمّه ما است. ما اگر آن حضرت را تکریم می کنیم برای این است که فاطمه زهرا (سلام الله علیها) یک حقیقتی فوق ‌العاده دارد که حتّی فوق همه این عناوین است. این روایتی که از امام صادق (علیه السّلام) وجود دارد که حضرت فرمود: «وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَی»  روی این واقعاً فکر کنیم، فکر که من هنوز درست به جایی نرسیده است که امام صادق در این تعبیر چه می خواهد بگوید. می فرماید: «وَ هِيَ الصِّدِّيقَةُ الْكُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَی» قرون اولی یعنی از ازل، هر پیامبری آمده است، هر انسان کاملی آمده است، هر حقیقتی در این عالم بوده است بر محور معرفت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بوده است. «الْأُولَی» این معرفت فاطمه قرون اولی نباید باشد، قرون اولی خاموش است، قرون اولی و انبیاء گذشته معرفت ندارد، ما باشیم و ظاهر این تعبیر یک معنای اجمالی بدوی که می توانیم از آن بفهمیم این است «وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَی» آن زمان معنای قرون اولی این نیست که آینده ای چنین نیست، وقتی که قرون اولی بر یک اساس و محوری استوار باشد، قرون آینده هم همین طور خواهند بود، تا قیامت همین طور خواهد بود و لذا ما محتاج به معرفت بیشتر به آن حضرت هستیم. واقعاً در این ایّام عزاداری مجالسی را این مجمع محترم دارد، امّا بُعد اصلی پیروی از امام و رهبری این است که جنبه ولایی بودن خود را قوی کنیم. هر چه ما ولایت ائمه طاهرین (علیه السّلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را در خود قوی کنیم و هر چه به این منبع خود را نزدیک کنیم، در حرکت انقلاب خود موفّق تر خواهیم بود. واقعاً کسانی که پیرو امام و رهبری هستند می توانند ولایت ائمه طاهرین را خوب متجلّی کنند. ولایت آنها منحصر فقط به یک اظهار ادب و اظهار عزا و حرکت های ظاهری نیست. امروز خیلی ها هستند که می خواهند این معارف را در یک حد ظاهری خلاصه بکنند و شیعه را از آن حد واقعی جدا کنند. شما و اعضای محترم این مجمع و همه آنها که واقعاً معتقد به انقلاب هستند باید نسبت به این مسائل حسّاسیّت اوّل را داشته باشید. نگذاریم حتّی در قم اگر یک افرادی لون بی تفاوتی نسبت به انقلاب را دارند محور این قضایا قرار بگیرند، باید محور این قضایا فرزندان انقلاب باشند، فرزندان امام باشند، رهروان امام و رهبری باشند. امیدواریم که خداوند معرفت آن حضرت را هر چه بیشتر نصیب ما کند. یک مقدار این اکتسابی است، انسان می تواند با تلاش و با تعبّد و با ریاضت و دوری از گناه و عبادت به یک حدی از آن برسد امّا آن لایه های اصلی آن باید عنایت خاصّ خودشان باشد، باید دعای خاصّ خودشان باشد و اگر نباشد نصیب انسان نمی شود.

نکته دوم این آیه شریفه ای که اوّل عرض خود قرائت کردم، خداوند در این آیه می فرماید: «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» آیه در قضیّه ای مربوط به ازدواج بوده است، می فرماید: اگر خدا و رسول در یک موردی و در یک امری حکمی کردند، هیچ مؤمن و هیچ مؤمنه ای بعد از امر خدا و رسول دیگر حتّی در آن امری که مربوط به خود او هم می شود اختیار ندارد. این آیه می تواند یکی از آیاتی باشد که در مسئله ولایت فقیه خیلی مورد بحث قرار بگیرد و قرار هم گرفته است. اعتقاد ما نسبت به مسئله ولایت فقیه یک اعتقاد سیاسی نیست و اگر کسانی بخواهند بگویند چون در قانون اساسی مسئله ولایت فقیه آمده است پس ما می پذیریم، ما این فکر را منطبق بر فکر شیعه نمی دانیم. ما این فکر را منطبق بر آنچه که از دین و لبّ دین استفاده می شود نمی دانیم، اگر کسی بخواهد بگوید این فکر و این اعتقاد یک اعتقاد سیاسی و قانونی است، نه این طور نیست. اگر کسی بخواهد این اعتقاد را یک اعتقاد احساسی هم قرار بدهد و بگوید ما چون علاقه به پیامبر و آل پیامبر داریم، به دنبال او حبّ به جانشینان داریم،  و به اینها عشق می ورزیم، اگر بخواهد مسئله ولایت و ولایت فقیه را از دید حب و علاقه که حالا به اعتقاد احساسی تعبیر می کنید، بپذیرد باز هم به نظر ما این منطبق بر واقع دینی نیست. اعتقاد به ولایت فقیه یک اعتقاد دینی محض است، یک اعتقاد مذهبی و بنیانی محض است. این آیه شریفه در یک مورد خاصّی نازل شده است امّا به اصطلاح بزرگان مورد محصص نمی شود. اصلاً قرآن این چنین است وقتی یک قضیّه جزئیّه ای مطرح می شد یک قانون کلّی تا روز قیامت بیان می کرد. اینجا هم خدا یک قانون کلّی بیان کرده است «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ» بین هیچ مؤمن و مؤمنه ای فرق نمی گذارد. نمی گوییم فقط برای گروه عوام از جامعه، نه! عوام، عالم آنها را هم شامل می شود، نمی گوید فقط برای گروه مستضعف از جامعه، نه آن هایی که خود را اهل دانش و اهل فکر یا روشن فکر می دانند، همه اینها مشمول این آیه شریف هستند. وقتی می فرماید «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَة» یعنی همه. «إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً» اگر خدا و رسول یک امری را صادر فرمودند «أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم» یعنی حتّی در آن موردی که مربوط به امور شخصی آنها هم می شود  هم دیگر آنها نباید اختیار داشته باشند.

اعتقاد مذهبی ما این است که مسلمان باید در مقابل خدا و رسول تسلیم محض باشد البته این تسلیم عین عزّت است، این تسلیم عین شرافت است. این تسلیمی نیست که کورکورانه باشد، بلکه این تسلیمی است که وقتی ما خدا را با هزار و یک دلیل قبول کردیم، حکمت او را قبول کردیم، پیامبر و امام را قبول کردیم و هنگامی که تسلیم امام معصوم هستیم این عین عزّت شرافت است. اعتقاد ما آن زمانی که به فرمایش امام : «ولایت فقیه استمرار ولایت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است» همین معنا است؛ یعنی در موردی که ما واقعاً ببینیم فقیه زمان حکمی میکند و امری صادر می کند باید تسلیم بشویم. باز در همان خدا و رسول مادامی که به مرحله ابراز نرسیده است دیگران مختار هستند هر طور می خواهند عمل بکنند. حتّی اگر انسان بداند باطناً رسول خدا یک نظری را دارد الزام به این که به آن عمل کند ندارد، باید ابراز کند و از مردم بخواهند. این معنا درست در ولایت فقیه هم وجود دارد. باید روی مسئله ولایت فقیه خیلی بیش از این کار کنیم نسل جدید جامعه ما مبادا اینها ولایت فقیه را روی اعتقاد سیاسی بپذیرند، مبادا روی اعتقاد احساسی بپذیرند باید روی اعتقاد دینی بپذیرند البتّه اگر اعتقاد دینی و مذهبی شد احساسی آن هم دنبال آن می آید، اعتقاد سیاسی هم خود به خود دنبال آن می آید امّا باید اساس آن روی اعتقاد مذهبی باشد و متأسّفانه روی این موضوع کم کار شده است. حتّی در حوزه های ما هم درست به این نکات آن طور که انسان می خواهد توجّه نیست یک بنیادی که امام (رضوان الله تعالی علیه) آوردند که این هدیه الهی بود برای حوزه علمیّه و برای جامعه. ابعاد و آثار این مسئله در  این سی ساله بعد از انقلاب نوشته شده است، امّا به حد کافی نیست و باید روی این موضوع کار بشود. اصلاً من پیشنهاد می کنم واقعاً این مجمع و این جبهه روی این زمینه کارهای علمی کند کلاس ها و مجالس تشکیل بدهید؛ دوره های مربوطه تشکیل بدهید جوان ها را به عمق مسئله ولایت فقیه آشنا کنید.

 مسئله ولایت فقیه را اگر بیاییم از مسئله مرجعیّت و روحانیّت جدا کنیم این به نظر من یک خطر بسیار مهمّی است. ما روایاتی که در مورد ولایت فقیه داریم بر حسب آن روایات کسانی که واقعاً عارف به حلال و حرام خدا بشوند و مجتهد مطلق و فقیه جامع الشّرایط بشوند و کسانی که ما آنقدر اوصاف برای اینها قرار می دهیم، باید «حَافِظاً لِدِينِهِ» باشد «صَائِناً لِنَفْسِهِ» باشد «مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ» و «مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ» باشد.

 مرحوم پدرم یک روزی در مجلس درس می فرمودند: این «مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ» که یکی از شرایط فقیهی است که جای امام زمان (علیه السّلام) می خواهد بنشیند، اینقدر دقیق و سنگین است که حتّی اگر درامر مباحی علاقه نفسانی داشت و آن را انجام داد، دیگر «مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ» نیست، تا این درجه است. یعنی ما کم می توانیم افرادی را پیدا کنیم، در یک میلیارد و خورده ای مسلمان، چهارصد، پانصد میلیون شیعه مثلاً داریم در این چهارصد، پانصد میلیون، صدهزار روحانی داریم در این صدهزار ممکن است پانصد نفر مجتهد داشته باشیم که حالا متأسّفانه من به شما عرض کنم که تعداد مجتهدین هم روز به روز دارد کمتر می شود، در این پانصد تا دو تا، سه تا، چهار تا، پنج تا، بگوییم این عناوین و این صفات را دارند. آن معیارهایی که در روایات ما گذاشته شده است برای آن فقیهی که در زمان غیبت مورد مراجعه مردم در حلال و حرام قرار می گیرد معیارهای خیلی محکمی است و ما می آییم از بین این چهار، پنج نفر باز یک نفر را انتخاب می کنیم و می گوییم این باز در رأس است. حالا اگر ما بیاییم این فکر را القاء کنیم و بگوییم بین مسئله ولایت فقیه و مسئله مرجعیّت باید تفکیک کرد، 50 سال دیگر این فکر را بخوانید چه می شود، آینده را ببینید چه خواهد شد علاوه بر این که از نظر علمی اصلاً قابل تفکیک نیست. همان تعبیری که راجع به ائمّه داریم که اینها همه نور واحد هستند راجع به ولایت فقیه و ولی فقیه حاکم و مرجعیّت هم نظیر این تعبیر را می توانیم داشته باشیم. مرجع آن کسی است که بعد از این همه مراحل علمی و تقوایی این اوصاف را داشته باشد، کسی که این اوصاف را دارد اگر یک جایی بخواهد  حرفی بزند و موضعی بگیرد، خدای ناکرده به نفع  میل شخصی او باشد این اصلاً مرجع نمی تواند باشد، اصلاً صلاحیّت خود را از دست می دهد، کما این که خود ولی فقیه هم در مبانی علمی و دینی ما همین طور است. گاهی اوقات بعضی از این روشن فکر های جاهل می گویند: خوب آقا چه کسی گفته است ما تابع نظر یک نفر باشیم؟ ما تابع نظر یک نفر نیستیم. این یک نفر محصول مجموعه دین است، این یک نفر محصول هزاران سال تلاش علمی است تا این یک نفر به عرصه وجود آمده است. ما می گوییم وقتی می خواهد یک حرفی بزند قبل از خود و مصلحت خود،  غیر از خدا هیچ چیزی را در نظر نمی گیرد. ولی فقیه همین طور است، مرجع تقلید هم همین طور است. روی مبانی وقتی ما می گوییم اینها شرایطی دارند این چنین است حالا اگر در یک قضیّه ای بیاییم واقعاً تفکیک کنیم. من اصلاً این مسئله را به عهده شما جمع محترم می گذارم واقعاً روی آن بحث کنید این مسئله مسئله ای است که دو سه سال است فضای کشور را گرفته است، خوب حالا نمی خواهیم بگوییم خدایی ناکرده فرض کنید می خواهند نفی روحانیّت کنند یا نه که البته این هم در بعضی افرادشان بعید نیست، امّا این فکر آیا با استمرار انقلاب سازگاری دارد یا ندارد؟ آیا خود رهبری معظّم با این فکر موافق است یا نه؟ من معتقد هستم در نهایت ضربه اصلی این تفکیک به اصل ولایت فقیه می خورد. امّا اگر آمدیم و گفتیم اینها روی یک مبانی است، حرف های اینها روی اساس دین است، جامعه را ما بیشتر سوق بدهیم. شما ببینید مردم چرا به یک مرجع معتقد هستند؟ این مردمی که فرض کنید که قیافه مرجع را شاید تا بعد از رحلت او هم ندیده باشند بعد عکس او را می بینند به همین مردم عادی عوام بگوییم: چرا؟ می گوید: آقا این نایب امام زمان است. یعنی این حرف امام زمان است، فکر او در این مسیر است. ما باید این عقاید را حفظ و تقویت کنیم تا اصل انقلاب و ولایت فقیه ما استمرار پیدا کند. شما اگر آمدید این مسئله را جدا کردید آرام آرام مراجع می گویند: خوب، ما می رویم سراغ مشی کاری خود مثل قبل از انقلاب، خوب چه زمانی دیگر ما از بین اینها می توانیم ولایت فقیه بعداً صد سال دیگر انتخاب کنیم؟ چه زمانی می شود؟ امّا اگر واقعاً این مجموعه را جدا نکردیم، تکّه نکردیم مخصوصاً امروزه که بحمدالله مراجع ما واقعاً در خط انقلاب و واقعاً حامی نظام هستند، حامی رهبری هستند. بنابراین روی مسئله ولایت فقیه وقتی انسان به این آیه در قرآن می رسد خیلی باید تأمّل کند. می فرماید: دیگر کسی اختیار ندارد وقتی خدا و رسول امر کرد این چنین است. ما معتقدیم اگر رهبری یا مرجع تقلید در یک موردی امر کند ما دیگر اختیار نداریم. ولی فقیه اگر در یک موردی حتّی اموری که مربوط به خود اشخاص می شود بامر کرد لازم الاجراست. استمرار انقلاب ما در گرو این است که ما ولایت فقیه را عمیقتر و دقیقتر بشناسیم و به جامعه معرفی کنیم. بحث تعصّب و احساسات را هم کنار بگذاریم ما هستیم و متون دینی، امام هم از همین راه مسئله ولایت فقیه را استخراج کرد.

در  ایّام انتخابات باید معیارهای رهبری را لحاظ کنیم. البته خود ایشان فرمودند انتخاب به عهده خود مردم است، باید هم این باشد یعنی اگر این نباشد نظام دچار اختلال می شود. زمانی دین می آید معیارها را، ضوابط را و خصوصیّات را به عهده خود اشخاص می گذارد. در مسئله انقلاب و انتخابات باید حضور خیلی جدّی باشد. حتّی انسان باید ببیند این تعبیراتی که ایشان فرمودند اولویت بندی کند، انسان می فهمد کدام یک از این تعبیرات در نزد ایشان مهم تر است. عرض من واقعاً این است که اساس مسئله ولایت فقیه باید یک کار اساسی علمی قویتر از گذشته باشد. ما داریم برکات ولایت فقیه را می بینیم اگر ولایت بر این مملکت حاکم نبود معلوم نبود الآن این مملکت چه شده بود، اثری از حوزه ها نبود. من گاهی اوقات به بعضی از این فضلایی که مقداری اظهار نگرانی می کنند یا مثلاً بعضی از مسائل را مطرح می کنند که دین دارد کمرنگ می شود، می گویم اینطور نیست. شما فکر کنید اگر این حکومت اسلامی نبود چه شده بود، به آن طرف قضیه فکر بکنید، حالا یک نظام اسلامی 30 سال استقرار پیدا کرده است با تمام دشمنی هایی که هزاران ترفند دارد امّا به بحمدالله استوار است، پوی دینی در جامعه است، دین بر مراکز کشور ما، بر مسئولین ما حاکم است اینها خیلی ارزش دارد و ما باید خداوند را شکرگذار باشیم. امیدوارم که همه ما پیرو واقعی امام و رهبری باشیم و اسلام را و قرآن را و ولایت ائمّه معصومین (علیهم السّلام) را هر چه بیشتر بفهمیم و بر طبق آن عمل کنیم. امیرالمؤمنین بنا بوده جانشین پیغمبر باشد و خود او هم می دانست امّا تا زمانی که پیامبر زنده بود مثل یک بنده تسلیم پیامبر بود، در روایات دارد به حضرت می گویند شما چرا این کار را کردید؟ می فرماید: پیغمبر این کار را انجام داده است ما هم انجام دادیم. پیغمبر این کار را کرده است من هم انجام می دهم. باید توفیق عمل خداوند به همه ما عنایت کند.

من در خاتمه یادی از امام بزرگوار می کنم که در این ایّام در آستانه سالگرد آن مرد بزرگ تاریخ هستیم. تعبیری که مقام معظم رهبری در کردستان داشتند که امام (رضوان الله علیه) با هیچ شخصیّتی از شخصیّت های روحانی در طول تاریخ قابل مقایسه نیست، کاملاً حرف درستی است. خوب ایشان بهتر از ما می فهمند، مبالغه در آن نیست. باید یاد آن مرد بزرگ را گرامی بداریم برای علو روح او و روح همه شهدا و همه علماء و مراجع و همه خدمتگذاران به اسلام و انقلاب که امروز در میان ما نیستند و به رحمت خدا رفته اند یک صلواتی ختم بفرمایید.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته