سخرانی دکتر محمد جهرمی در نشست فعالان سیاسی؛ 16 بهمن 1385

سخرانی دکتر محمد جهرمی در نشست فعالان سیاسی مجمع هماهنگی پیروان امام ورهبری استان قم

jahromiبسم الله الرحمن الرحیم

خداوند مهربان را شاکریم که در این ایّام دهه مبارک فجر و دهه دوم ماه محرّم و در هفتم شهادت حضرت امام حسین (علیه الصلاة و السلام) در این ایّام توفیق پیدا کردیم خدمت دوستان و برادران و سروران بزرگوار در قم برسیم. خیلی وقت است آقای بنائی می ‌فرمودند و بنده هم توفیق پیدا نمی کردم، یک مقدار توفیق پیدا نمی کردم یک مقدار هم چون رفته بودم در جرگه کار و اجرا از مسائل سیاسی و مسائل مختلفی که در قبل از اینکه در دولت مسئولیّت بگیرم، کارهایی را در چه شورای هماهنگی، چه مجموعه دوستان در نظارت انجام می دادیم فاصله گرفته بودیم. افتادیم به جایی که بالاخره سرکار بودیم و سعی ما بر این بود که بتوانیم دیگران را مشغول به کار کنیم، حالا البته سرکارگذاری نه! مشغول به کار، به همین خاطر یک مقداری سعی من بر این بود که در این جلسات شرکت هم نکنم، نه اینکه شرکت در این جلسات اشتباه و یا اشکالی داشته باشد، کار دیگر و سرمایه گذاری و برنامه ریزی برای آن کار اولی نسبت به این جلسات بود. با توجّه به این‌ که بخش اعظمی از هم مجلس فعلی، هم دولت فعلی از نیروهای اصولگرا بود که همه تلاشهای گذشته برای این که چنین مجلسی روی کار بیاید و چنین دولتی شکل بگیرد و انشاءالله بتوانند با هم در جهت اهداف نظام مقدّس اسلامی به ویژه اهدافی که حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) ترسیم فرموده بودند، بتوانند با هم کار بکنند و به پیش ببرند. ولی اینطور که معلوم است بعد از یک سال و اندی نه تنها با هم خیلی کار نمی کنند، سعی می کنند که با هم هم علیه هم خیلی کار بکنند، که حالا من چون در صدد باز کردن مسائل نیستم و خوشبختانه چه در دولت باشم چه در دولت نباشم، سعی من بر این است که انصاف را در مسائل داشته باشم، اگر مقصّر امثال من و مجموعه مسئولین اجرایی باشد بگویم، آنهایی هم که مقصّر هستند در طرف مقابل بگویم. ولی در صدد چنین بحثی نیستم و امیدوارم که ما مسائل را به حساسیّت موقعیّتی که در چه از لحاظ زمانی و از لحاظ موضوعی به ویژه انرژی هسته ای و مسائلی که دنیای استکبار علیه ما دارد روی آن مسائل انشاءالله بیشتر تکیه بکنیم و به مشترکات بیشتر بپردازیم و برویم روی یک برنامه میان مدّت و بلندمدّت در جهت مسائل اساسی و ریشه ای و راهبردهای کلان کشور.

 این ایّام واقعاً در قم که چه دهه اوّل محرم، چه دهه های بعدی و ماه صفر، هر شب آن ذکر ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام) و اولاد و یاران حضرت است، در این شبها آدم بیاید در یک مراسم و از مصیبتهای کربلا نگوید جفا کرده، من فقط همین اندازه میگویم آقایان علماء تشریف دارند همیشه در محرم و ماه صفر بیشترین فکرم این است که چه شد در کربلا و با توجّه به اینکه بیش از 12، 13 هزار نفر امضاء کردند برای آمدن امام حسین (علیه السّلام) چه شد در روز کربلا چندین نوبت امام حسین از اینها اعتراف گرفت در اینکه او را می شناسند یا نمی شناسند، میدانند او پسر پیامبر است یا نمیدانند، میدانند ذکر پیامبر اکرم در رابطه با حسین را یا نمیدانند، میدانند که فرزند فاطمه است یا نمیدانند، میدانند که فرزند علی است یا نمیدانند، همه اینها را اعتراف گرفت. پس همه آن کسانی که در مقابل حسین بن علی (علیه السّلام) و یاران حسین قرار گرفتند کاملاً می شناختند، کاملاً خودشان را مسلمان میدانستند، خودشان را تابع مجموعه احکام اسلام میدانستند، خودشان را در چارچوب امّت رسول گرامی اسلام میدانستند، چه شد؟ اگر من، همیشه در ایّام محرم این در ذهنم است اگر من در آن ایّام در کربلا بودم در کدام جبهه بودم؟ این خیلی مهم است که هر روز ما خودمان را بسنجیم، در کدام جبهه بودیم؟ در مقابل حسین بودیم یا درکنار حسین؟ این که خیلی مهم است منی که امروز بعد از 1300 سال، 1400 سال از آن واقعه می گذرد و در محرّم و در صفر به دنبال پیدا کردن حقایق و به دنبال پیدا کردن مسیر هستم، خودم را بسنجم و دقّت کنم، چه شد؟ چرا یک دفعه این 30 هزار نفر در مقابل امام حسین قرار گرفتند که هم می شناختند، هم چند وقت گذشته حضرت علی در کوفه حکومت می کرده، پدرش را می شناختند، مادرش را می شناختند، جدّش را می شناختند، حق بودن او را قبول داشتند، نه اینکه آنها حق بودن امام حسین را قبول نداشتند، چه شد؟ که شمشیر کشیدند، اگر این موضوع را همیشه برای خودمان ملکه ذهنمان قرار بدهیم خیلی از مسائلمان حل می شد و می شود و مسیر را پیدا می کنیم. چیزی که می شود در این مسئله بیان کرد و گفت چند تا موضوع است یکی اینکه الگو نداشتن دین است، اگر عمیق باشد دین اگر مجموعه شکی که داریم دنبال کنیم هر شکّی نامبارک نیست ولی اگر شک را دنبال نکنیم، نامبارک است. شک را دنبال بکنیم تا به یقین برسیم. عمیق نبودن دین باوری و دین محوری یکی از مسیرهایی است که ما را احتمالاً به انحراف بکشاند. من خیلی نمی خواهم روی این مسائل بحث بکنم، فقط می خواهم بگویم سه، چهار نکته را باید همیشه مدنظر قرار بدهیم. در کنار این عمق نداشتن و عمیق نکردن دین باوری و خدامحوری مسئله دنیاطلبی است به حدّی دنیاطلبی در واقعه عاشورا و کربلا مؤثر افتاد که در مقابل حق و در مقابل پسر پیامبر ایستادند. اینقدر این دنیا طلبی شور شد که حتّی چند دِرهَم برای آلوده کردن شمشیرها به سم پرداخت کردند که بتوانند بیش از آن چند دِرهَم به دست بیاورند که بعد شب های بعد از آن یک سوم بعضی از افراد تا یک دهم آن هزینه ای که کرده بودند و شمشیرشان را به سم آخته بودند، نتوانستند پولی و درهمی و جایزه ای هم بگیرند. واقعه توّابین درست است بخش اعظم از توّابین برمیگردد به خطبه حضرت زینب (سلام الله علیها) که بعد از اینکه به کوفه رسیدند و آن خطبه را خواندند و زن های همین ها شب شوهرانشان را راه ندادند. در کنار این شوک بسیار بزرگ به مردان کوفه عدم تقریباً استفاده مادی که بسیاری از این 30 هزار نفر حتّی به کسی هم که گفته بودند که مُلک ری را به او خواهند داد که نرسید به آن، پس همه آنها علی رغم دنیاطلبی خود به هدف دنیاطلبی هم نرسیدند. و ضمن اینکه آن خطبه اثر اساسی خودش را گذاشت شوکی که به منفعت طلبی با آن ذهن دنیاخواهی و دنیاطلبی هم دنبال کرده بودند، نرسیدند، رفتند به فکر و دیدند که چه خسران والا و اساسی را پیدا کردند. نه دنیایشان، تأمین شد و نه آخرتشان، آباد شد. هم دنیا را از دست دادند، هم آخرت را و نهضت توّابین در روز بعد از عاشورا شروع شد، روز بعد از عاشورا، پس اگر مواظب نباشیم مسئله دنیا طلبی پدر همه ما را درمی‌آورد در هر زمانی پدر همه ما را درمی‌آورد و این دنیاطلبی چشم ها را کور می کند، گوش ها را کور می کند و اگر مواظب نباشیم درست است که 1400 سال از واقعه کربلا گذشته ولی در صف مقابل فرهنگ و هدف و مکتب حسین قرار می گیریم.

دنیاطلبی در همه‌ چیز هست، در پست و مقام و ثروت و همه اینها هست، حتماً من مسئولیّت داشته باشم، حتماً دیگری مسئولیّت نداشته باشد، در بعضی از اینها اگر مرز بین حق و باطل را رعایت نکنیم و رعایت منافع اسلامی را ندانیم و بیشتر منفعت شخصی، گروهی، باندی را دنبال بکنیم، حتماً بدانید که با مشکل روبرو می شویم و معلوم نیست که در کدام صف باشیم. درست است که به عنوان اصولگرا هستیم، درست است که برای پیرو خط امام و رهبری زحمت می کشیم، این را باید، من به خودم می گویم نه به شما، شما که مبرّا هستید و واقعاً در ایّام محرّم و صفر روی این مسائل خیلی تکیه می کنم که حداقل بتوانم خودم را اصلاح کنم، اگر عیبی دارم، نقصی دارم، اصلاح بکنم. اگر این منصب و مسئولیّت‌ ها شما دیگر اکثرتان بنده را می شناسید از اوّل انقلاب در این مسئولیّت ها بودم که حداقل 16 سال و نیم فقط استاندار بودم، جدا از مجموعه رئیس دانشکده و معاونت تشخیص مصلحت نظام و معاونت شورای نگهبان و اینها در همین منصب‌ ها و مسئولیّت ها اگر منصب بدانیم و واقعاً احساس می کنم که هر موقعی که نتوانم خدمتی ارائه بدهم یک روز نباید در این مسئولیّت ها باشم. هر چند که بعضی مواقع هم با فشار های زیادی هم روبرو هستم و می دانم مشکلات زیادی هم وجود دارد، شما می دانید که در ایّام انتخابات همین مجلس هفتم شاید در عرض دو ماه 15 کیلو بنده وزن کم کردم. شاید در عرض این دو ماه و اندی تقریباً، دو ماه بیشتر نمی توانم بگویم ولی متوسط سه ساعت در روز، متوسط خواب نداشتم تا این مجلس تشکیل بشود. حتماً می دانید که این مجلس شما چقدر زحمت کشیدید، نیروهای انقلاب چقدر دور هم جمع شدند و این جلسات را تشکیل دادند

این دولت برخاسته از همان هدف و آن مجموعه تشکیل شد. ، خود ما برآورد نمی کردیم که جناب آقای دکتر احمدی نژاد انتخاب بشوند تا دو هفته حدود ده روز مانده به انتخابات برآوردهایی نبود هر گروهی از مجموعه دوستان دنبال فردی بودند، هیچ اشکالی هم نداشت. فرد اصول گرا و تکیه هم به آن فرد و یا محوریّتی را برای خودشان در جهت انتخابات سلیقه ای را دنبال می کردند تا آنجایی که انتخابات برگزار می شود، طبیعی است. این موضوع طبیعی است. ولی وقتی انتخابات برگزار شد کسی انتخاب شد و اتّفاقاً کسی است که در جرگه اصولگرایان قرار می گیرد همه‌ ما باید دست به دست هم بدهیم تا به بهترین نحو این دولت و این قوه‌ مجریّه و این قوه‌ مقنّنه به بهترین نحو کار را دنبال بکند. مثل خود انتخابات مجلس بالاخره شاید در همین لیست قم تعداد زیادی اصول گرا بودند، بالاخره این تعداد انتخاب شدند. تا زمانی که اینها انتخاب شدند و جزء اصولگراها هستند همه ما موظّفیم که کمک بکنیم آن وظیفه شرعی و قانونی خودشان را این نمایندگان به بهترین نحو بتوانند به انجام برسانند.

پس اوّلین نکته این است که ما سعی مان باید بر این باشد که اتّحاد خودمان را حفظ بکنیم این اتّحاد هم ضرورت مجموعه اصولگراها است، هم ضرورت وضعیّت فعلی مملکت و نظام ما است که در مسئله‌ هسته ای که اشاره کردند شما مطلبی را بگویید واقعاً یکی از بردهایی این یک سال و اندی داریم این است که حرفی که رهبری میزند حرفی که دولت میزند، حرفی که مجلس میزند، حرفی که مسئولین میزنند، حرفی که گروه ها میزنند، تشکّل ها میزنند، یکی است. دشمن مثل گذشته از هر گروهی و از هر دسته ای و از هر قوّه ای یک حرف نمی شنود و متفاوت نسبت به حرف های هم که دشمن این را می خواهد، دشمن مجموعه هدف ‌گذاری که برای جمهوری اسلامی کرده اینکه این جمهوری اسلامی پیشرفت علمی، اقتصادی، سیاسی، نداشته باشد. از اوّل پیروزی انقلاب اگر می توانست از ریشه این انقلاب را میزد و این حکومت را می زد هرچه تلاش کرد و توان خودش را به کار گرفت، نتوانست. ولی حداقل هدفش این بود که مهار بکند این انقلاب را چون می داند این مکتب این نظام این نوع حکومت خواه یا ناخواه به منطقه کشیده می شود و به منطقه هم کشیده شده شما مسئله لبنان را جدای از انقلاب اسلامی که نمی توانید تجزیه و تحلیل بکنید.

مجموعه رشد نیروهای مردمی در کشورهای حاشیه‌ خلیج فارس را که جدای از انقلاب اسلامی نمی دانید، تصوّر کنید و تجزیه و تحلیل کنید. حتّی حضور آمریکا و ناتو و هم پیمانانش در عراق را برای مهار جمهوری اسلامی نمی توانید تجزیه و تحلیل بکنید. چون احساس می کرد که این صدام درست است که خودش رشدش داده و امکانات به او داده، این صدام زمینه نفوذ و قیام مردم را در خود عراق و منطقه دارد فراهم می کند، برای اینکه این زمینه را بخشکاند، چون ریشه‌، ریشه انقلاب اسلامی بود خودش آمد حضور پیدا کرد. این حضور فقط برای از بین بردن صدام و حکومت صدام نبود. این احساس می کرد که این صدام با حضور خودش دارد به رشد قیام مردمی را فراهم می کند، به بهانه سلاح اتمی و موشک های بالستیک آمد در عراق، چه شد؟ اینجا نشان میدهد که انقلاب اسلامی چقدر مورد عنایت و کمک خدا و ائمّه هدی است. سال اوّل که به عراق حمله کرد همه دنبال این بودند که، حالا قبل از اینکه حمله بکند بعضی ها به او گفته بودند قبل از اینکه به عراق حمله بکنی برو ریشه را حل کن، برو به خود ایران حمله بکن، تجزیه و تحلیل خود نیروهای محاسبه کننده مسائل امنیّتی و سیاسی رژیم آمریکا را بر حذر داشت که به ایران حمله بکند، رفتند به عراق حمله کردند.

 حرف خوبی را آقای حائری شیرازی امام جمعه محترم شیراز می زد، تمثیل های خوبی را ایشان در صحبت‌هایش دارد، می گفت: که این داش های محلّه و افراد قلدر محلّه هیچ موقع نمی روند با قلدر محله دیگر درگیر بشوند، می روند در محله دیگری آن کسی ضعیف ترین است می زنند، ضمن این‌ که آن ضعیفتر است می زنند می روند همه جا تبلیغ می کنند که ما رفتیم قلدر محلّه دیگر را زدیم. این آمریکا هم برای اینکه چاقوی خودش را تیز بکند اوّلین کاری که می کند، میرود افغانستان را میزند افغانستان به هم پاشیده شده از لحاظ حکومت که هیچ حکومتی را ندارد، میرود آن را میزند. بعد می آید عراق را میزند که ده سال، حدود ده سال تحریم غذایی و دارویی و مجموعه خرید نفت و امثالهم را داشت، می آید عراق را میزد. برای چه؟ برای اینکه چاقوی خودش را بیشتر تیز بکند، به رخ بکشد به بقیّه که بدانید من چنین قدرتی را دارم. خوب آمد عراق را زد، افغانستان را هم قبل از عراق زد، به کجا انجامید؟ ما اصلاً دخالتی داریم در اینکه افغانستان گیر کرده، ما واقعاً دخالتی داریم در اینکه عراق شده باتلاق رژیم آمریکا و هم ‌پیمانانش؟ این عنایت خدا است، به جایی رسیده که الان دنبال میکند که یکی بیاید به او کمک بکند از اینجا نجات پیدا بکند. این موقعیّت و این فرصت برای ما فرصت طلایی است که مسئله هسته ای ما و مسئله ی، دیگر مسائل خود را بتوانیم حل بکنیم. دیگر مسائل ما هم که در شورای امنیّت است. شاید شما بگویید خوب این که رفت شورای امنیّت، این اگر ضعیف بود که نباید با ما درگیر می شد نه اتّفاقاً عربده کشی خود را خواهد داشت، تبلیغات خود را خواهد داشت و فشار سیاسی و اقتصادی خود را خواهد داشت. ولی این فشار سیاسی و اقتصادی خودش هم می ‌داند در موقعیّتی نیست که بتواند تأثیر بالایی را داشته باشد، بدون تأثیر نیست. بیش از تأثیر واقعی به دنبال تأثیر روانی آن است. چیست؟ به دنبال این است که بگوید: گرانی بالا می رود، زیاد می شود. بگوید که در داخل کشور گروه های مختلف حرف های مختلفی را می زنند، بیاید بگوید که کل دولت و مجلس از هم جدا هستند و سعی هم بر این دارد روزنامه هایی را در داخل کشور، افرادی را در داخل کشور در این جهت هر چند به صورت غیرمستقیم جهت بدهد. بعضی از افراد هم ناآگاهانه این جهت را به نفع دشمن عمل می کنند، بیشتر مسئله روانی است، نه امنیّتی است، نه در حدّ واقعی اقتصادی برای تأثیر بالا است.

وضعیّت مالی کشور الحمدلله با توجّه به قیمت نفت و قیمت نفت در گذشته بد نیست، نمی گویم نیاز ما تأمین خواهد شد و مشکلاتی را نخواهیم داشت، ولی مثل گذشته شما تجربه بشکه ای هفت دلار هم در این کشور در زمان جنگ داشتید، هفت دلار، در زمانی این کشور مقاومت نشان داد که با 56 درصد کسری اعتبار روبرو بود. الان وضع نفت خود کسانی که بدبینانه هم محاسبه می کنند از 40 دلار و 35 دلار کمتر محاسبه نمی کنند، خوشبینانه ترین وضعیت که همین حالت بماند 55 دلار، 60 دلار، 58 دلار، 65 دلار این نواسانات به همین نحو ولی بالای 55 دلار بماند. در موقعیّتی هم نیستند که بگویند نفت ایران را نمی خریم البته درصدد برآمدند و دنبال می ‌کنند و سعی آنها بر این است که تولید عربستان را بتوانند بالا ببرند، ولی این تولید حداقل دو سال زمان نیاز دارد برایشان و از طرفی با توجّه به رشد هند، رشد چین، رشد کشورهای شرق آسیا در حدّی است که هر چند این رشد را عربستان هم دنبال بکند.

والسلام علیکم و الرحمه الله و برکاته