دکتر مهاجرنیا ، پژوهشگر مسائل سیاسی کشور:بسیاری از مخالفان تحزب با اصل نظام جمهوری‌اسلامی هم مخالف هستند

حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا در ششمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، گفت: بسیاری از مخالفان تحزب مخالف اصل نظام جمهوری‌اسلامی هستند.
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت ، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا در ششمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، گفت: بسیاری از مخالفان تحزب مخالف اصل نظام جمهوری‌اسلامی هستند.

وی در ابتدا با  اشاره به اینکه در این جلسه دلایل مخالفان حزب و تحزب را بررسی می کنیم، گفت: پدیده حزب هم چون سایر پدیده های اجتماعی با موافقان و مخالفان موجودیت آن مواجه است، بنابراین در این جلسه ابتدا دلایل مخالفان حزب را تشریح و تبیین می کنیم و سپس در جلسه بعد ادلۀ موافقان حزب را مطرح و توضیح خواهیم داد.

پژوهشگر مسائل سیاسی کشور با بیان این‌که مخالفان تحزب هر امر عرفی و عقلایی را امری سکولار می‌دانند، گفت: آن‌ها معتقدند: ما برای هر آن‌چه به‌وجود می‌آوریم، باید آیه و روایت داشته باشیم. به‌همین خاطر هم با بسیاری از اصول قانون اساسی، مانند فصل حقوق ملت و حتی با خود نظام جمهوری‌اسلامی و به‌صورت کلی، با هر نوع پدیدۀ نوظهوری مخالف هستند.

وی در ادامه افزود: مخالفان حزب معتقدند که حزب در تفکر غربی و در دنیای متجدد با مبانی لیبرالیستی درست شده و اصولاً چنین چیزی ما در قرآن و روایات نداریم. در تاریخ اسلام هم چیزی به‌نام حزب نداشته‌ایم. اگر در بعضی از برهه‌های تاریخی هم وجود داشته، یک چیز منفوری و خلاف قاعده تلقی می شده است . مثلاً اگر حزب اموی یا امثال این‌ها بوده‌اند، به‌صورت خلاف شرع حضور داشته‌اند.

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که مخالفان حزب فکر می‌کنند که یک آیه هم دربارۀ حزب نداریم، اظهار کرد: آن‌ها می‌گویند: ما آیات زیادی حتی در مذمت تحزب داریم؛ مثلاً خداوند در آیۀ 159 سورۀ انعام می‌فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینهَمْ وَ کاَنُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنهْمْ فىِ شىَ‏ءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلىَ اللَّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بمِا کاَنُواْ یَفْعَلُون»؛ یعنی ای پیامبر! با کسانی که فرقه‌فرقه شدند اصلاً کاری نداشته باش. این‌ها هیچ نسبتی با دین ندارند و خداوند، خود می‌داند با آن‌ها چه کاری انجام بدهد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: دلیل بعدی مخالفان تحزب این است که با عقل نمی‌توان حکم شرعی درست کرد؛ چراکه عقل، تنها روش استدلال است؛ نه منبع استخراج و استنباط حکم. عقل، حکم برای ما تولید نمی‌کند؛ بلکه حکم فقط از طریق کتاب و سنت تولید می‌شود. نهایت کار عقل این است که ما راحت بتوانیم  با روش عقلی استنباط و درک بکنیم.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که مخالفان تحزب گمان می‌کنند که حتی اگر اصل حزب را هم بپذیریم، آثار منفی تحزب، ما را وادار می کند که آن را نفی کنیم، اظهار کرد: آن‌ها می‌گویند که یکی از آثار منفی تحزب، ایجاد تفرقه در جامعه است. وخداوند در قرآن به‌شدت از ایجاد تفرقه نهی کرده و تفرقه‌افکنان را بیم داده و تهدید کرده است. به‌همین خاطر، ما تحزب را نمی‌توانیم قبول کنیم.

وی در ادامه افزود: مخالفان این امر، مقتضای ایجاد حزب در یک گفتمان، را ایجاد حزب دیگر در مقابل آن گفتمان می‌دانند؛ چراکه اولاً تک‌حزبی، تنها در کشورهایی با حاکمیت استبدادی رخ می‌دهد و ثانیاً به‌طور طبیعی هر گفتمانی نقیض خود را تولید می‌کند و این، همان تفرقه‌ای است که خداوند در قرآن نهی کرده و بیم داده است.

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که مخالفین تحزب معتقدند: همان‌گونه که خداوند در آیۀ 32 سورۀ روم می‌فرماید « کلُ‏ حِزْبِ بِمَا لَدَیهْمْ فَرِحُون» احزاب بیش‌تر به‌دنبال منافع حزبی خود هستند تا منافع ملی گفت: آن‌ها می‌گویند: احزاب به‌خاطر همین خصوصیت هیچ وقت به‌دنبال حق‌ و حق‌‌گرایی نیستند؛ چراکه هر حزبی بر پایه اساس‌نامه، مرام‌نامه و مانیفست خود جلو می‌رود و چیز دیگری برایش مهم نیست؛ حتی اگر آن چیز، حق باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: آنها یکی دیگر از مشکلات حزب را سلب آزادی از اعضای خود می‌دانند. آن‌ها می‌گویند که اعضای حزب به کادر رهبری باید وفادار باشند و هر چه او می‌گوید، بپذیرند. ازسوی دیگر هم می‌دانیم که سلب آزادی، خلاف فطرت و طبیعت انسان‌ها است. بنابراین، خلاف شرع نیز هست. فرض کنید حزبی ده‌میلیون طرفدار دارد. این ده ‌میلیون همه منتظر فرمان رؤسای حزب هستند تا او مثلاً لیستی بدهد و همه فقط به او رأی بدهند. این به‌غیر از این‌که خلاف حق‌گرایی است، سلب آزادی از دیگران نیز هست.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که مخالفان تحزب، حزب را با ادلۀ ولایت فقیه نیز متعارض می‌دانند، اظهار کرد: آن‌ها می‌گویند: با توجه به این‌که ما معتقدیم که فصل‌الخطاب در جامعه ولی فقیه است و همه باید گوش به فرمان رهبری باشند، دیگر تحزب معنا نخواهد داشت. زیرا اگرچه احزاب باید اصل نظام را قبول داشته باشند، اما این‌گونه هم نیست که در ریز و درشت مسائل باید گوش به‌فرمان رهبر باشند؛ چراکه دیگر این امر با وفاداری به اساس‌نامه و مانیفست حزب معنا نخواهد داشت. اگر این‌گونه شد، دیگر ماهیت حزب،از بین می رود.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: البته باید دانست که چنین افرادی به‌صورت کلی با هر نوع پدیدۀ نوظهوری مخالف هستند. بسیاری از این‌ها متحجر بر روایات هستند و اگر چیزی در روایت نیامده است آن را خلاف شرع می دانند و چیزی به نام حکم عقل برای آنها  معنا ندارد. اینها همان کسانی هستند که امام (ره) آن‌ها را در زمرۀ اسلام آمریکایی قرار داد. این‌ها با اصل نظام جمهوری‌اسلامی نیز مخالف هستند. زیرا جمهوریت در هیچ آیه و روایتی نیامده است.

وی در پایان گفت: انشاء الله درجلسه آینده، دلایل موافقان حزب و تحزب را مطرح خواهیم کرد و آن را مورد بررسی و تحلیل قرار خواهیم داد.

http://www.icana.ir/Fa/News/413711/