مهاجرنیا، استاد و پژوهشگر مسائل سیاسی کشور: سنخ بیانیه گام دوم از جنس اندیشه و ایدئولوژی مکتبی است

DSCN2888
دومین جلسه دور جدید کرسی های آزاداندیشی با موضوع تبیین بیانیه گام دوم مقام معظم رهبری برگزار شد.
 
به گزارش خبرگزاری خانه ملت ؛ حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محسن مهاجرنیا، استاد و پژوهش‌گر مسائل سیاسی کشور در دومین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «تبیین بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی» در دانشگاه طلوع مهر قم برگزار شد، با بیان این‌که در سنخ شناسی بیانیه رویکردهای مختلفی مطرح شده است، گفت: از نظر ما، سنخ بیانیۀ گام دوم از جنس اندیشه و ایدئولوژی مکتبی است.

وی در ادامه افزود: سوال مهمی که درباره بیانیۀ گام دوم انقلاب مطرح است. اینکه بیانیه چه جنس و چه سنخی است آیا از سنخ اندیشه است؟ یعنی می‌توانیم بگوییم که اندیشۀ سیاسی مقام معظم رهبری است. بعضی معتقدند که این بیانیه از سنخ فقه حکومتی است؛ چراکه در آن، مجموعه دستور‌العمل‌هایی برای آیندۀ انقلاب‌اسلامی ترسیم شده است. بعضی دیگر نیز اظهار کرده‌اند که این بیانیه، یک مانیفست سیاسی برای آینده جمهوری اسلامی ایران است ممکن است برخی آن را از جنس سیاست های کلان یا از جنس چشم‌انداز در ترازچهل سال بعدی انقلاب بدانند . بعضی هم آن را از سنخ ایدئولوژی مکتبی تلقی می کنند.

این پژوهش‌گر مسائل سیاسی با بیان این‌که در این جلسه از نگاه ایدئولوژی  به بیانیه متمرکز می شویم، گفت: مقام معظم رهبری در مجموعۀ درس‌هایی که در سال 1352 برای طلاب و دانشجویان در مسجد کرامت مشهد داشتند ایدئولوژی‌ را شامل: « تمام طرح ها، برنامه ها و افکار عملی و زندگی ساز اسلام می دانند که هم تعیین کننده اهداف و هم تأمین کننده عناصر حفظ و ادامه اسلام است که در قالب یک مسلک فکری و اجتماعی دارای اصولی منسجم و یک آهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسان ها است »، بر اساس این تعریف ایدئولوژی مجموعه رویکردها، دغدغه‌ها، داوری‌ها، اعتقادات و باورهایی است که براساس مکتب، دربارۀ زندگی سیاسی و اجتماعی وجود دارد. براساس این تعریف و با توجه به این‌که این بیانیه را یک مجتهد سیاسی که یک ولی فقیه و نائب امام زمان (عج) است، صادر کرده و قطعاً هم براساس اعتقادات و باورهایش نوشته، می‌توان گفت که این بیانیه، از جنس ایدئولوژی مکتبی است.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که ایدئولوژی هفت ویژگی دارد، گفت: اولین ویژگی ایدئولوژی نظام‌بخشی و پیوند منطقی میان ذهن و عین در مجموعه باورها، رفتارها و کنش‌هاست. بنابراین، کسی که ایدئولوژیک رفتار می‌کند، عملش با فکرش و ذهنش با عینش در یک جهت قرار می‌گیرند. این ویژگی را مقام معظم رهبری در این بیانیه قرار داده است؛ به‌ویژه آن‌جا که می‌گوید: انقلاب‌اسلامی آرمان‌هایش را در واقعیت خارجی پیاده کرده است.

وی گفت: دومین ویژگی ایدئولوژی این است که قدرت تصویرسازی بایدها و نبایدها را در فراروی انتخاب آدم‌ها قرار می‌دهد. این بایدها گاهی جنبه اخلاقی دارند و گاهی جنبه فقهی دارند. جنبه اخلاقی‌اش یعنی این‌که شایسته است این کار را بکنی؛ شایسته است راست بگویی، دروغ نگویی. این می‌شود بایدِ اخلاقی. یک باید، نباید فقهی نیز داریم؛ باید نماز بخوانی. نماز نخوانی، می‌شوی تارک‌الصلاة و جهنم می‌روی.

این پژوهش‌‌گر مسائل سیاسی با بیان این‌که سومین ویژگی ایدئولوژی داشتن ظرفیت فوق‌العاده در تکلیف‌سازی است، افزود: این ویژگی فرد را تشجیع و ترغیب می‌کند که در راه اعتقادش ایستادگی و فداکاری کند. اگر کسی چنین نکرد، یعنی باور مکتبی‌اش قوی نیست. چهل سال مقاومت بر اساس این نگاه ایدئولوژیکی است.

استاد مهاجرنیا گفت: پنجمین ویژگی یک ایدئولوژی جامعیت نگرش به همه موضوعات و مسائل زندگی اجتماعی است. خصیصۀ ایدئولوژی این است که نگاهش به گزاره‌های بیرونی جزئی نیست؛ بلکه جامع‌نگر است. به‌همین خاطر، این بیانیه نیز همۀ ابعاد انقلاب اسلامی را به‌صورت جامع پوشش می‌دهد.

وی در ادامه افزود: ششمین ویژگی ایدئولوژی قدرت مشروعیت‌سازی، آرامش‌بخشی، و امنیت‌سازی درونی و بیرونی است. کسی که ایدئولوژی مکتبی دارد، قدرت مشروعیت‌سازی برای افکار، اعمال، رفتار و کردارهایش را دارد، خیلی زود می‌تواند در سایه باورهای مکتبی اش به رفتارهایش مشروعیت دینی بدهد و خیلی زود به آرامش برسد.

آقای مهاجرنیا با اشاره به شرایط کشور، آرامش همراه با اقتدار بعد از تحریم ها و بعد از اسقاط پهباد پیشرفته آمریکا، گفت در دنیای کنونی هیچ کشوری در موقعیت ما جرأت ندارد رسماً اعلام کند پهباد آمریکا را ما زدیم و اگر دست از پا خطا کنید مجدداً می زنیم .رئیس جمهور آمریکا برای فرار از جنگ می گوید احتمالاً یک نظامی اشتباه زده یا تمرد کرده است . ولی بیانیه رسمی سپاه مقتدر ما می گوید نخیر اشتباهی در کار نبوده است. ما لطف کردیم هواپیمای سرنشین دار شما را نزدیم. ترامپ می گوید از اینکه آن هواپیما را نزدید تشکر می کنم . این آرامش فوق تصور عالم سیاست در دنیای امروز، ناشی از ایدئولوژی اسلام ناب محمدی (ص) و مکتب علوی(ع) است.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: هفتمین ویژگی ایدئولوژی رفع تعارض‌ها، شکاف‌ها، گسست‌ها و کاستی‌هاست؛ یعنی گاهی، ذهنیت با عینیت ما جور درنمی‌آید یا ارزش‌های‌مان متعارض می‌شوند و یا شرایط زندگی مساعد نیست. در این شرایط، این، ایدئولوژی است که تعارض‌ها را رفع می‌کند و به انسان امید می‌دهد.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که حالا با این ویژگی‌ها می‌خواهیم نگاهی به بیانیه بیندازیم، گفت: در بیانیه آمده که فرهنگ انقلابی و فرهنگ ناشی از انقلاب اسلامی ریشه در فطرت و ریشه در سرشت الاهی انسان دارد و چون ریشه در فطرت دارد، کهنه نمی‌شود؛ یعنی این‌گونه نیست که چون چهل سال گذشته، دیگر فرهنگ انقلاب ازبین رفته باشد؛ بلکه همیشه زنده می‌ماند. چون منشأ آن، فطرت است.این رویکرد فطری به ارزش های والای انقلاب اسلامی ریشه در ایدئولوژی اسلامی دارد.

این پژوهش‌گر مسائل سیاسی با بیان این‌که مقام معظم رهبری در بیانیه فرموده‌اند: «جوانان عزیزم! دهه‌های آینده دهه‌های شماست. شمایید که باید کارآزموده و پرانگیزه از انقلاب خود، حراست کنید و آن را هر چه بیش‌تر به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظما ارواحنا فداه است، نزدیک کنید.» افزود: این عبارت یک عبارت اعتقادی است؛ یعنی باورهای سیاسی در مورد انقلاب اسلامی است. این سنخ مسائل نشان می‌دهد که ما می‌توانیم این بیانیه را یک رویکرد کاملاً اعتقادی و مبتنی بر ایدئولوژی اسلامی بدانیم.

وی در پایان افزود: نکته آخر دربارۀ سبک زندگی است. ایشان در بیانیه می‌فرمایند: «ترویج سبک زندگی غربی زیان‌های بی جبرانی را به ما زده است. تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران زیان‌های بی جبران اخلاقی اقتصادی، دینی سیاسی به کشور و ملت ما زده است. مقابله با آن جهادی همه جانبه و هوشمندانه می‌طلبد که باز چشم امید در آن به شما جوان‌ها است.» این نوع دستور العمل، برای آفت زدایی از سبک زندگی اسلامی، نگاهی دینی، اعتقادی و بر اساس ایدئولوژی مکتبی است. بنابراین، تحلیل همه جانبه بیانیه گام دوم نشان می دهد که این بیانیه از سنخ ایدئولوژی مکتبی است. البته در جلسات بعدی درباره سنخ گفتمانی، اندیشه ای، راهبری، چشم انداز و سیاست کلان بیانیه بحث خواهیم کرد.

DSCN2891

DSCN2897
DSCN2899

DSCN2934

دکتر مهاجرنیا: نقطه مرکزی بیانیه گام دوم انقلاب، تمدن نوین اسلامی است

Untitled2544-1
خلاصه: استاد و پژوهش‌گر مسائل سیاسی اظهار داشت: تفسیر سیاسی کردن بیانیه گام دوم انقلاب ظلم به مقام معظم رهبری است.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ نخستین جلسه دور جدید کرسی  های  آزاداندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم با موضوع «تبیین بیانیه گام دوم مقام معظم رهبری» در دانشگاه طلوع مهرقم آغاز شد.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین «محسن مهاجرنیا» استاد و پژوهش‌گر مسائل سیاسی در این نشست گفت: ما معتقدیم اگر کسی ولی فقیه شد، دستورات حکومتی او  واجب‌الاطاعه است.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که رویکرد ما به این بیانیه رویکری اعتقادی ـ تکلیفی است، گفت: ما معتقدیم اگر کسی ولی فقیه شد، دستورات حکومتی او واجب‌الاطاعه است.

وی در ادامه افزود: موضوع این دوره از جلسات، تبیین بیانیه گام دوم مقام معظم رهبری است. جایگاه این بیانیه همانند قانون اساسی است که باید تفسیر و تبیین شود؛  با این تفاوت که بیانیه گام وارد جزئیات مسائل کشور هم شده است. از این جهت خیلی مهم‌ است.

این پژوهش‌گر مسائل سیاسی با بیان این‌که واکنش‌های مختلفی در سطح جامعه و نخبگان به این بیانیه شده است، گفت: بعضی مانند بقیه بیانیه‌ها به تبریک و تهنیت پرداختند و صرفاً از آن و از حضرت آقا تعریف و تمجید کردند. این‌ها همان کسانی هستند که چند روزی جلسه و شورایی راه می‌اندازند و به‌اسم کمیسیون پیگیری منویات مقام معظم رهبری جلسه می‌گیرند و بعد از مدتی همه چیز را فراموش می‌کنند.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه  به شش رویکرد موجود به بیانیه گام دوم اشاره کرد و  اظهار داشت: رویکرد اول تمجیدی است. بعضی ها کارشان تقدیر و تمجید است. همان‌ کاری که حضرت آقا از آن، نهی کرده‌اند. بعضی ها سخنان حضرت آقا را فقط تکرار می‌کنند. ایشان بارها فرموده‌اند که نیازی به تکرار حرف‌های من نیست. آن حرف‌ها را که یک‌بار بنده گفته‌ام، دیگر نیازی نیست تکرار شود؛ در خصوص بیانیه نیز با همین رویکرد، صدور بیانیه در چهل‌امین سال انقلاب، را دارای رمز و راز دانسته اند. می گویند عددِ چهل، مقدس است و آقا چهل بار هم جوانان را مورد خطاب قرار داده و تعداد کلمات این بیانیه بیش‌از شش هزار کلمه است و نزدیک به تعداد آیات قرآن است. بنابراین بیانیه دارای جایگاه بسیار ویژه و قدسی است.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که این رویکرد معتقد است آقا در بیانیه آینده را پیش‌بینی کرده است.، گفت: نه بیانیه، پیش‌بینی نیست؛ و نه آقا در مقام پیش بینی بوده است بلکه حضرت آقا با توجه به بینش وسیع و اطلاعات گسترده‌، تحلیل درستی از واقعیت های موجود و محتمل ارائه داده‌اند؛ همان‌‌گونه که قبلاً نیز همین‌گونه بوده است. مقوله عنایات الاهی و حضرات معصومین (علیهم السلام)  جای خود دارد.

وی گفت: رویکرد دوم در واکنش به این بیانیه، رویکرد جناحی ـ سیاسی است. در زمان امام راحل(ره) وقتی ایشان بیانیه یا منشوری صادر می‌کرد، جناح چپ آن روز بر سر جناح راست می‌کوبید و می‌گفتند که منظور از اسلام آمریکایی شما هستید. الان ماجرا بر عکس شده است. هرگاه حضرت آقا بیانیه می‌دهد، جناح راست بر سر جناح چپ می‌کوبد و می‌گوید که منظور از غرب‌زده و سکولار شمایید.  این رویکرد نسبت به این بیانیه نیز وجود دارد و به‌گونه‌ای بیانیه تفسیر می‌شود که تنها خودشان داخل در بیانیه قرار بگیرند.

این پژوهش‌‌گر مسائل سیاسی با بیان این‌که ولی فقیه فراجناحی و فراسوی جناح ‌هاست، افزود: تفسیر سیاسی کردن این بیانیه ظلم به مقام معظم رهبری است. جناح‌های مختلف در حکم فرزندان نظام و انقلاب هستند. در یک خانواده، اگر فرزندی شیطنت و نافرمانی کرد، او را بیرون نمی‌اندازند؛ بلکه با تنبیه‌ و تشویق او را تربیت و به راه می آورند.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: رویکرد سوم به بیانیه ، صبغه اعتقادی ـ تکلیفی دارد. این رویکرد می‌گوید که چون رهبری نائب امام زمان (عج) است، حرفش، مانند حرف امام معصوم (ع) واجب است و به‌همین خاطر، نباید به او بی اعتنا بود و واقعیت هم همین است؛ چون دستورات و بیانیه ولایی ولی فقیه از سنخ مجعولات الاهی و واجب‌الاطاعه است.

دکتر مهاجرنیا از رویکرد علمی – تحلیلی به عنوان چهارمین برخوردی که در عرصه نخبگان نسبت به بیانیه شده است یاد کرد و گفت، حجم و فراوانی آن خیلی کم است و نیاز است فرهیختگان با این رویکرد به تبیین بیانیه بپردازند.

وی رویکرد رسمی، اجرایی را بعنوان پنجمین رویکرد برشمرد و گفت: نگاه برخی نیز به این بیانیه خشک ورسمی است،آنها می گویند بالاخره یک متنی صادر شده و خیلی خوب است و آفرین و ان شاالله بتوانیم اجرایی کنیم و پیاده کنیم و چه بکنیم. برخی از مدیران اجرایی نیز یک نگاه رسمی دارند، می گویند چون آقا، رهبر یک کشور است یک متنی به عنوان رهبری صادر شده یک سیاست کلانی برای نظام است مثل خیلی از بیانیه های دیگر، مثل سیاست های کلان، سند چشم انداز و ... که متأسفانه با چنین نگاهی همانطور که آن بیانیه هابه حاشیه رفت و عملیاتی نشد این بیانیه هم به همان سرنوشت گرفتار می شود.

دکتر مهاجرنیا ششمین رویکرد به بیانیه گام دوم را با عنوان رویکرد جامع‌نگر معرفی کرد و گفت: برخی در این رویکرد با عنایت به همه ابعاد بیانیه ،از جایگاه صادرکننده، اهمیت موضوع، جنبه اعتقادی یا فقهی آن، بر اساس رویکرد علمی، سیاسی، تحلیلی و تبیینی، خواهان توجه به بیانیه گام دوم هستند .

استاد حوزه و دانشگاه در تشریح دیدگاه ششم، گفت در این دوره از جلسات به موضوعات ذیل باید تمرکز کنیم: موضوع اول «سنخ شناسی بیانیه است» اینکه اصولاً این بیانیه از سنخ ایدئولوژی است یا از سنخ اندیشه؟، رویکرد چشم‌انداز کلی دارد یا از جنس سیاست های کلان است؟ بر اساس محور تمدنی آن، آیا از جنس نظریه پردازی علمی است یا بازسازی گفتمان انقلاب اسلامی؟آیا بیانیه  به منزله مانفیست دهه پنجم انقلاب است و به اهداف و راهبردها و خط مشی های کلان نظام عنایت دارد؟ این نوع بحث ها را در ذیل سنخ شناسی باید تعقیب کنیم .

وی در ادامه افزود: بحث بعدی دربارۀ نقطه مرکزی این متن است(که اصطلاحاً به آن دال مرکزی بیانیه گفته می شود)، این بیانیه گرچه مشتمل بر مسائل مختلفی است، اما یک نقطه و دال مرکزی دارد. ممکن است گفته شود، آن نقطۀ اصلی «انقلاب‌اسلامی» است. یا گفته شود « راهبرد مقاومت» در مرکز بیانیه قرار دارد. بعضی هم معتقدندکه آن نقطه اصلی «تمدن نوین اسلامی» است.

این پژوهش‌گر مسائل سیاسی با بیان این که اهداف بیانیه سومین موضوع قابل تبیین است، اظهار کرد: بعضی می‌گویند که هدف این بیانیه، «گفتمان‌سازی انقلابی» است و بعضی دیگر می‌گویند که هدف بیانیه «تمدن سازی» است؛ اما نکته مهم و ظریف این بیانیه، طرح بحث جهاد بزرگ است که در دوره گذشته به آن پرداختیم و تفاوت جهاد اصغر و جهاد اکبر و جهاد کبیر را بیان کردیم. یعنی هدف این بیانیه، هموار کردن راه «جهاد کبیر» است. همچنین توجه به بنیادهای معرفتی و مبانی اعتقادی این بیانیه، هم باید مورد توجه قرار گیرد. در متن بیانیه مقام معظم رهبری می گوید: «شعارهای انقلاب‌اسلامی چون ریشه در فطرت دارند ، دائمی و همیشگی و دارای پویایی و بالندگی است.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: اصول بیانیه، راهبردها، و راه‌کارهای بیانیه برای رسیدن به اهداف آن از جمله موضوعاتی است که نیازمند تبیین است.

وی در پایان افزود: آخرین موضوع مهمی که نیازمند به گفتگو است، وظیفه جریان های انقلابی، حزب اللهی وجناح های درون نظام در قبال بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی است. در دوره امام راحل (ره) و در دوره مقام معظم رهبری رویه ای بوده است که هر وقت پیام چند ماده ای یا دستورالعمل، منشور و بیانیه ای از این دست صادر می شد، مدتی در برخی دستگاه ها و مجامع احترام می کردند. احیاناً کمیسیونی هم برای پیگیری منویات رهبر انقلاب تشکیل می شد. بعد از مدت زمانی که حساسیت ها می خوابید، بدون هیچ نتیجه ای، کمیسیون هم منحل می شد. تجربه گذشته نشان می دهد این نوع مواجهه با دستورات امامین انقلاب، بیشتر برای رفع تکلیف و شاید هم برای آرام سازی فضا و یک نوع اعلام حضور بوده است. امیدوارم این بیانیه به سرنوشت بیانیه های مشابه گذشته گرفتار نشود.

جت‌الاسلام‌والمسلمین بنایی: بیانیه گام دوم حاصل عمیق‌ترین تجربیات مقام معظم رهبری است

Untitled2544-1 
حوزه/ دبیرکل مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم گفت: بیانیه گام دوم، مانند وصیت‌نامۀ حضرت امام (ره) که حاصل یک عمر معرفت و عرفان و تلاش فکری و فلسفی، ریاضت نفس و مسائل مرتبط با دوران نهضت اسلامی و سپس پیروزی انقلاب اسلامی بوده، حاصل چهل سال مدیریت عالی مقام معظم رهبری است‌.
به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین علی بنایی در  دور جدید جلسات کرسی  های آزاداندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم  که  با موضوع «تبیین بیانیۀ گام دوم انقلاب اسلامی» در دانشگاه طلوع مهر قم آغاز شد با بیان این‌که تحلیل این بیانیه برهمۀ ما فرض است، گفت بیانیه گام دوم، مانند وصیت‌نامۀ حضرت امام (ره) که حاصل یک عمر معرفت و عرفان و تلاش فکری و فلسفی، ریاضت نفس و مسائل مرتبط با دوران نهضت اسلامی و سپس پیروزی انقلاب اسلامی بوده، حاصل چهل سال مدیریت عالی مقام معظم رهبری است‌.

وی با اشاره به موضوعات  کرسی های آزاد اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم، افزود: روند مجمع و سابقۀ آن در این 22 سال نشان می‌دهد که بیان‌گذاری این تشکیلات براساس تقوا بوده است  و همیشه روند تکاملی داشته است؛ به‌ویژه بحث‌های جناب آقای دکتر مهاجرنیا به این روند، غنا و وسعت بیش‌تری بخشیده است؛ چراکه آغاز این جلسات با بحث های آسیب شناسی  شروع شد و سپس دربارۀ راهبردهای انقلاب‌اسلامی در دهه پنجم بحث و گفتگو شد هم اکنون نیز دربارۀ بیانیۀ گام دوم مقام معظم رهبری بحث و گفتگو خواهیم کرد؛ لذا گستردگی مطالب به‌سمت مباحث ملی گرایش پیدا کرده و در این سطح، مطالب تحلیل می‌شود.

این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با بیان این‌که تشخیص وظیفه و حرکت صحیح به سمت مرکز و هدف دغدغۀ همیشگی ما است، اظهار کرد: هرچند شاید به‌لحاظ اسم و رسم، هم‌جهت قرار دادن فعالیت‌های مجمع با فرمایشات مقام معظم رهبری کار سختی نباشد، ولی حقیقت آن است که آن‌قدر کارها و وظایف متنوع وجود دارد که باز هم علی‌رغم همۀ هم‌جهتی‌ها، تشخیص اولویت‌ها نیازمند تدبیر و مطالعه است. بنابراین، صرف این‌که ما مدعی حرکت در خط امام و رهبری هستیم، کافی نیست؛ بلکه اصرار بر انجام وظیفه به‌نوبه خود، حساس و مسئله‌برانگیز است و لذا در تمام مباحث از همه عزیزان هم فکر نظرخواهی به عمل می آید.

رئیس دانشگاه طلوع مهرقم گفت: در تشخیص وظیفه، بایستی مسئله را از جوانب مختلف ارزیابی و به آن را مورد دقت قرار داد. امروز که موضوع کار تشکیلاتی در رأس ضرورت ها  شناخته می‌شود، به لوازم و اقتضائات آن نیز باید توجه کرد. هرچند آن‌چه امروز به‌عنوان کار تشکیلاتی مطرح است، یک اسم بی مسماست، با این حال، این تشکل‌ها نیازمند عقبه فکری و نظام اندیش‌مندانه هستند. این کار از تهران و جاهای دیگر ساخته نیست. این کار بایستی در قم به سرانجام برسد و به‌عنوان یک عقبه فکری به پشتیبانی تئوریک از مسائل مبتلابه نظام و ضرورت های انقلاب بپردازد.

وی با بیان این‌که آنچه که مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم در پی آن است، ارائه الگویی عملی و اجرایی از مردم‌سالاری دینی است که بر پایه مشارکت فعال سیاسی، حضور اجتماعی و پر رنگ و همه‌جانبۀ آحاد مردم در ساختار نظام اسلامی صورت می‌گیرد، افزود: آن‌چه ما در پی انجام آنیم:  حرکت  بر مدار رهبری معظم انقلاب اسلامی و امام راحل(ره)؛  کار سیاسی خداپسندانه که به عنوان یک عمل صالح و مسئولانه که در راستای تعهد ایمانی و آرمان های انقلاب اسلامی باشد ؛داشتن بصیرت سیاسی براساس الگوی رفتاری  ولایت فقیه؛ مسئولیت‌پذیری و تلاش جهادی همه‌جانبه در راه تقویت نظام اسلامی می باشد.

حجت الاسلام والمسلمین  بنایی دربارۀ بیانیۀ گام دوم مقام معظم رهبری نیز اظهار کرد: اگر بخواهیم جایگاه واقعی بیانیه گام دوم انقلاب را بیان کنیم، باید بگوییم که این بیانیه، مانند وصیت‌نامۀ سیاسی-الاهی حضرت امام (ره) است. همانگونه که آن وصیت‌نامه حاصل یک عمر معرفت و عرفان و تلاش فکری و فلسفی، ریاضت نفس و مسائل مرتبط با دوران نهضت اسلامی و سپس پیروزی انقلاب اسلامی بود، این بیانیه گام دوم هم  حاصل چهل سال مدیریت عالی مقام معظم رهبری است‌. لازم است توجه داشته باشیم که ایشان در چالش‌های عظیم و بی‌مانند انقلاب اسلامی همیشه نقش مدیریتی عالی‌ای داشته اند  و به تمام مشکلات انقلاب آگاهی دارند.

وی در پایان افزود: این مباحث از منظری دیگر نیز باید تبیین شود. جامعۀ امروز بیرون ایران نیازمند چنین مباحثی است. به‌عنوان مثال، من چندی پیش نزد یکی از علمای عراق بودم و کتاب راهبردهای انقلاب‌اسلامی را به او دادم.که بسیار استقبال کرد و گفت که ما به مباحث نیاز داریم و آن را باید ترجمه کنیم؛ چراکه باعث غنای فکری ما می‌شود. این، نشان می‌دهد که اگرچه در داخل، به طرح این مسائل گاهی بی توجهی و بی مهری می‌شود ولی دنیای بیرون ما و علاقه مندان انقلاب اسلامی به‌شدت محتاج چنین مطالبی هست؛ لذا درنحوه ارائه و انتشار آن باید همت کرد و همچون یک وظیفه انقلابی به آن اهتمام بورزیم.

استاد و پژوهشگر مسائل سیاسی کشور: همه کسانی که در چارچوب نظام قرار می گیرند داخل در احزاب اسلامی هستند

Untitled-221

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محسن مهاجرنیا، استاد و پژوهش‌گر مسائل سیاسی در بیستمین و آخرین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، با بیان این‌که یکی از کارهای قرآن بازسازی جریان حزب‌الله و داخل کردن تمام افرادی است که ذیل خصوصیات حزب‌الله قرار گرفته‌اند، گفت: ما هم باید همۀ کسانی‌که در چارچوب نظام قرار می‌گیرند را داخل در احزاب اسلامی بدانیم.

وی  در جمع بندی موضوع حزب اسلامی گفت: ما برای حزب دو تعریف ارائه دادیم: یکی تعریف غربی بود که می‌گفت حزب گروه منسجمی است که بر اساس مشترکات به‌دنبال کسب قدرت و افزایش مشارکت هستند. دیگری هم تعریف اسلامی بود. که معتقد بود حزب گروه منسجمی است که براساس اعتقاد و عقلانیت جمعیِ ناشی از اصول و مبانی مشترک به‌دنبال ایفای مسئولیت اعتقادی و نقش اجتماعی خود هستند. از این دو تعریف، کاملاً تفاوت نگاه اسلام و غرب به مقولۀ حزب را می‌توان متوجه شد. تفاوت در «قدرت محوری» و « مسئولیت محوری» است. یکی قدرت را هدف می داند و دیگری آن را ابزار هدایت و انجام وظیفه می بیند. فلسفه حزب غربی«بودن درقدرت» است. اما فلسفه یک حزب اسلامی« شدن در قدرت» و عبور از قدرت است. در تفکر غربی قدرت برای قدرت و در تفکر اسلامی قدرت برای حرکت است. حزب اسلامی با عقلانیت جمعی « وامرهم شوری بینهم» و مشارکت «تعاونوا علی البر و التقوی» و با مسئولت « یدعون الی الخیر» و «یأمرون بالمعروف» قدرت سیاسی را از سنخ امانت الهی می بیند و آن را  به شایستگان « ان الله یامرکم تؤدواالامانات الی اهلها» واگذار کند. مانیفست حزب اسلامی بر پایه‌ « قیام لله مثنی و فرادی» سامان یافته است. به همین دلیل بر اساس مرامنامه، محصور و معطوف به قدرت نیستند. در هر مسئولیت‌اجتماعی ای که« ایمان و عمل صالح » اقتضا کند حزب اسلامی پیش قراول و موتور محرکه حرکت اجتماعی و چرخ دنده مردم سالاری دینی است.

این پژوهش‌گر مسائل سیاسی کشور در ادامه به چهار رویکرد اساسی در باب تحزب اسلامی در جامعه اشاره کرد و گفت: یک رویکرد از  ناحیه تجددگرایان است که چون اصالت را در بنیادهای فکری غرب می بینند، معتقدند همان طوری که ؛‌«علم دینی» و «روشنفکر اسلامی» پارادوکسیکال است، حزب اسلامی هم، تناقض نما است. زیرا در دنیای غرب علم یعنی « علوم تجربی» که تجربه مدرنیته است و حزب همانند روشنفکر یعنی اتکاء بر عقلانیت ابزاری خودبنیاد، و  اینها با خدامحوری و ایمان گرایی و وظیفه مداری دینی ناسازگار هستند. بنابراین، حزب اسلامی نمی تواند وجود داشته باشد.

استاد مهاجرنیا  رویکرد دوم مخالفت با تحزب اسلامی را به برخی از شریعت گرایان اخباری مسلک نسبت داد و دلایل هفت گانه آنها را به شرح ذیل بیان کرد:  دلیل اول‌ برای مخالفت با حزب اسلامی فقدان نص است. آن‌ها می‌گویند که ما برای حزب امروزی نه از آیات قرآن دلیلی داریم و نه از روایات. بنابراین تحزب پایه مشروعیت دینی ندارد. دلیل دوم این است که قرآن همیشه از حزب، گروه، فرقه و... به‌بدی یاد کرده است و آن را عامل تفرقه دانسته است. دلیل سوم این است که حزب با ادلۀ ولایت فقیه تعارض و در مقام عمل تزاحم دارد. دلیل چهارم اخباری مسلکان  این است که می گویند: در تحزب منافع حزبی بر منافع عمومی ترجیح داده می‌شود و بر اساس دیدگاه قرآن « کل حزب بما لدیهم فرحون»  است. دلیل پنجم آنان این است حزب باعث سلب آزادی و اراده از اعضا می‌شود. آنان در دلیل ششم می گویند که وابستگی حزبی نظام شایسته‌سالاری را از بین می برد، هفتمین دلیل  آنان این است که تحزب  با این همه کاستی و معایب اگر مزایای اندکی هم داشته باشد، مرجوح هستند.

این استاد حوزه و دانشگاه رویکرد سوم را در تفکر « اسلامی سازی» و « بومی سازی» معرفی کرد و گفت:  اینها با توجه به اینکه می خواهند همان تجربه غرب را به اسم بنای عقلا، اسلامی یا بومی کنند و مستقیم به سراغ عقلانیت وحیانی و مبانی دینی و قرآنی و روایی نمی روند، دنبال تطهیر ذبیحه مدرنیته هستند. مشکل این تفکر برای تحزب اسلامی، بیشتر از مخالفان آن است.

استاد مهاجرنیا با اشاره به روش اسلامی‌ساز گرایان در مبناتراشی و الصاق آیات و روایات به دانش و تجربه وارداتی گفت: این تفکر به دلیل تأخر زمانی و جبران ناکارآمدی و گاهی با ژست اینکه ما چیزی از غرب و مدرنیته کم نداریم  به بومی سازی و اسلامی سازی روی آورده اند.

وی در ادامه به چهارمین رویکرد به تحزب اسلامی اشاره کرد و گفت : یک جریان فکری در جامعه وجود دارد که معتقد به « تولید دینی» است. همان طوری که « علم دینی » و « روشنفکر دینی» و « عقل دینی» و « جامعه اسلامی » و « دولت اسلامی» و « تمدن اسلامی » بر اساس اسلام و منبع وحی و قرآن قابل اجتهاد و استنباط و تولید متناسب با اقتضائات امروزی است؛ دانش « حزب اسلامی» هم بر اساس آموزه های وحیانی، تجربه اسلامی و عقلانیت دینی قابل تولید و ارائه است. البته تجربه بشری هم به مثابه احکام امضایی و بنای عقلا هم کمک به سامانه تولید است. در میان متفکران  اندیشه تولیدی، روش ها و رویکردهای مختلفی وجود دارد . یک رویکرد اجتهادی همانند امام خمینی وجود دارد که در تولید دانش و اندیشه اسلامی به ضرورت های عقلی اهمیت زیاد می دهد. تا آنجا که در بیان ضرورت نظام ولاییِ فقیه محور در دوره مدرن، معتقد است؛ تصور مجموعه دین، باورها و احکام دینی، مجتهد را قانع می کند که بدون مراجعه به آیه و روایت به بداهت و ضرورت عقلی وجود حکومت اسلامی رأی بدهد. بر این اساس، تصور تحزب اسلامی در نظام ولایی با کارکردهای مثبت و بسیار مهم آن را لحاظ عقلی، ضروری می کند. در کنار این رویکرد، دیدگاه هایی وجود دارد که نقش نصوص را برجسته تر از عقل می دانند. مع الوصف بر اساس این مبنا هم به دلیل کفایت نصوص و معاضدت حکم عقل، وجود حزب و تشکل اسلامی لازم  می شود.

حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا در ادامه افزود: یکی از کارهای قرآن، بازسازی حزب‌الله و حزب‌شیطان است. قرآن دراین‌باره همه افرادی که ذیل خصوصیات حزب‌الله قرار می‌گیرند را داخل در حزب‌الله کرده است؛ هرچند با هم اختلاف نظر داشته باشند؛ مثلاً ابوذر و سلمان هر دو ذیل حزب‌الله هستند؛ اگر چه حسب روایت معروف مراتب معرفتی آنها متفاوت است. ما هم در جامعۀ خودمان باید همین کار را بکنیم. ما باید همۀ کسانی‌که در چارچوب نظام قرار می‌گیرند را داخل در احزاب اسلامی بدانیم. یکی از کارهای بنیادی مقام معظم رهبری این بود که به‌جای رویکردهای تقلیل گرایانه به دنبال تجمیع اندیشه اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی در قالب « اصولگرایی اصلاح طلبانه»، « انقلابی بودن» و«ذو مراتبی وحداکثری» هستند.

این پژوهش‌گر مسائل سیاسی گفت: نکته بعدی دربارۀ آیاتی است که به‌نوعی مرام‌نامۀ حزب اسلامی را تببین می‌کند. خداوند در سورۀ مجادله می‌فرماید که افراد داخل در حزب اسلامی باید هم به خدا، پیامبر و روز قیامت ایمان داشته باشند و هم ایمان در دل‌شان تثبیت شده باشد. بنابراین، حزب اسلامی، حزبی است که مبنایش ایمان و اعتقاد دینی است. دیگر ویژگی حزب اسلامی تبری و تولی است؛ یعنی همان‌گونه که در فقه خود پذیرفته‌ایم که باید با دوستان خدا دوست باشیم و با دشمنان خدا دشمن، در حزب اسلامی هم باید همۀ مؤمنین را دوستان خدا و همۀ غیرمؤمنین را دشمنان خدا بدانیم.

وی خاطر نشان کرد: ویژگی بعدی حزب اسلامی دوری کردن از دوستی و تعصبات عشیره‌ای، قومی و قبیله‌ای است؛ چراکه در حزب اسلامی، ملاک صرفاً خدا و اعتقاد به اوست.

حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا در پایان گفت: مهم‌ترین کارکرد حزب در آیه «قیام لله» خلاصه شده است. خداوند در این آیه می‌فرماید که باید در مسیر خدا به‌صورت گروهی یا فردی حرکت کرد که مصداق بارز حرکت گروهی تحزب اسلامی است. همچنین خداوند در این آیه می‌فرماید که نباید دربارۀ پیامبر(ص) و نظام اسلامی فکر منفی کرد و به تهمت‌ها گوش داد. بنابراین، یکی از مهم‌ترین وظایف حزب اسلامی دفاع از ولایت و دور کردن شبهات از اطراف نظام اسلامی است./1330/د102/ب
http://rasanews.ir/fa/news/608637/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%B2%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF1

پژوهشگر مسائل سیاسی مطرح کرد؛ رویکرد قرآن کریم در قبال مسأله تحزب

پژوهشگر مسائل سیاسی مطرح کرد؛
Untitled-1
حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا با اشاره به رویکرد قرآن کریم در قبال مسأله حزب گرایی گفت: سوره مؤمنون ماجرای رقابت دو گفتمان را بیان کرده است.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر مهاجرنیا، پژوهشگر مسائل سیاسی در سیزدهمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، با اشاره به رویکرد قرآن به پدیده تحزب گفت: سوره مؤمنون ماجرای رقابت دو گفتمان «حزب مؤمنان» و «حزب اشرافی ملأ» را از دوره حضرت نوح(ع) تا دوره پیامبر اسلام(ص) بیان کرده است.

وی در ادامه افزود: کلمه احزاب حدود یازده بار در قرآن در دو معنا استعمال شده است. یک معنای عام که شامل تمام گروه های مخالف و دشمن اسلام می‌شود، معنای دیگر در خصوص احزابی است که به جنگ خندق مربوط می‌شود و سوره ای هم به آن اختصاص یافته است. در آن جنگ ، احزاب، به کفار قریش و دشمنان یهودی اطراف مدینه اطلاق می‌شد که معادل «حزب‌الشیطان» هستند.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان این‌که خداوند در سرتاسر قرآن در مقابل حزب شیطان، حزب‌الله را مطرح کرده، گفت: حزب‌الله یک جریان فکری است که نگاه و جهتش به سمت خدا است و بر اساس آن، حرکت می‌کند.

این پژوهشگر مسائل سیاسی گفت: ما برای این‌که بخواهیم حزبی اسلامی با رویکر فقهی داشته باشیم، در ابتدا باید بر اساس آیات قرآن «مؤمنون‌شناسی» کنیم؛ خداوند در ابتدای سورۀ مؤمنون به‌خوبی ویژگی های  مؤمنان را معرفی می‌کند، در این آیات فرموده است که سامانه مؤمنین، تشکیلات سالمی است که در این تشکیلات، دروغ گفته نمی‌شود، عبادات آنها بر پایه خشوع و خضوع است و رفتارهای آن ها متواضعانه است، در عهد و پیمان ها و امانت داری کاملاً وفادار و پایبند هستند و در مسیر الهی دارای استقامت اند.

دکتر مهاجرنیا افزود: خداوند در بخش دوم سوره، ابتدا به مناسبت خلقت انسان و مؤمنان به خودش تبریک می گوید « فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» و پس از ار ائه گزارشی از دستگاه آفرینش، از آیه بیست‌وسوم به بعد وارد ماجرای تاریخی تقابل جریان ایمان و کفر در قالب رسالت انبیاء الهی می شود، ماجرا  را از حضرت نوح (ع) آغاز می کند که با آمدن او جریان سیاسی «ملأ‌« که شامل اشراف قدرتمند و خواص نزدیک به قدرت بودند، در مقابل او ایستادند. بعد از آن حضرت نیز در میان انبیاء بعدی، این تقابل ادامه یافت تا به حضرت موسی(ع) می رسد.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که این جریان اجتماعی همه پیامبران را تکذیب می‌کردند، گفت: به‌دلیل آن‌که انبیا داعیه‌دار در دست گرفتن هدایت جامعه و حکومت بودند، جریان مقابل آن‌ها نیز به فعالیت سیاسی دست می‌زد. خداوند نیز در مقابل آن‌ها می‌فرمود: «فبعدا لقوم لا یؤمنون»؛ یعنی رسما اعلام می‌کرد جریانی که مقابل جریان مؤمنان است ، مبغوض الاهی هستند.

وی اظهار کرد: ایستادگی جریان «ملأ» در مقابل حضرت موسی (ع) ، نسبت به زمان پیامبران قبلی تفاوتی دارد و آن اینکه در زمان پیامبران قبلی، این جریان «ملأ» کم‌تر جزء شاهان و شاه‌زادگان و اشراف‌زادگان بودند؛ اما الان تحت حمایت مستکبری، مانند فرعون بودند که خود فرعون هم رئیس اینها بود. لذا خداوند نیز با اقتدار زیادتر و دست پرتری حضرت موسی (ع) را به‌‌سوی آن‌ها فرستاد تا هدایت شوند؛ اما آن‌ها مخالفت کردند و داستان مفصل سال ها مبارزه و تبلیغ حضرت موسی (ع) و دولت سازی او و  چالش های فراوانی که برایش درست کردند همه پشتوانه این جریان تاریخی است.

حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا افزود: بعد از گزارش تاریخی مجدداً در ادامه سوره مؤمنون با نگاهی جریانی به « مؤمنان» در آیات 52-54 ، حزب مؤمنین را در قالب اصطلاح امت بیان می‌کند و می فرماید: «وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً» این جریان تاریخی همراه با انبیاء جریان امت است.

وی با بیان این که امت، یعنی همۀ کسانی که تحت یک هدف و با یک عقیده حرکت می‌کنند، گفت: این گروه را تحت قالب امت بیان می‌کند و  در مقابل آن می‌فرماید جریان سیاسی «ملأ» « فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ »؛ آنها امر دین را ميان خود قطعه قطعه كردند و‏ دسته دسته شدند؛ هر حزب و دسته اى به آنچه نزدشان بود، دل خوش كردند. بنابراین خود قرآن هم در مورد جریان مخالف تعبیر به « حزب» کرده است.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان افزود: خداوند بعد از این، باز به‌ معرفی جریان مخالف یعنی «ملأ » می‌پردازد. مبانی فکری و اقتدار آنها را با عبارت « یحسبون» بیان می کند که آنها « أَیَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مَالٍ وَبَنِینَ » که پشتوانه قدرت خود را مال و فرزند می پندارند. اما نمی دانند که جریان انبیاء و جریان حزب الله است که عاقبت پیروز است و در ادامه به پیامبر(ص) می‌فرماید که آن‌ها را تا مدتی رها کند و برایشان اهمیتی قائل نباشد./1330/ج

http://rasanews.ir/fa/news/602184/

استاد و پژوهشگر مسائل سیاسی : مهم ترین فلسفه تحزب در اسلام، کمک به گسترش ارزش های انسانی و الهی در جامعه اسلامی است

12

 
حوزه/ حجت‌الاسلام‌ والمسلمین مهاجرنیا با بیان این که در رویکرد قرآنی حزب‌الله همیشه پیروز است؛ هرچند در اقلیت باشند،‌گفت:مهم ترین فلسفه تحزب در اسلام، کمک به گسترش ارزش های انسانی و الهی در جامعه اسلامی است.

دکتر مهاجرنیا در دهمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری: عملکرد احزاب در هیچ دوره‌ای مثبت نبوده است

استاد و پژوهشگر علوم سیاسی گفت: عملکرد احزاب نه در دورۀ مشروطه، نه در دورۀ پهلوی و نه در دورۀ جمهوری اسلامی مطلوب و در حد انتظار مثبت نبوده است و ما تجربه‌ مثبتی دراین‌باره نداشته‌ایم.
 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، حجت‌الاسلام‌ والمسلمین محسن مهاجرنیا، استاد و پژوهشگر علوم سیاسی در دهمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد،گفت: عملکرد احزاب نه در دورۀ مشروطه، نه در دورۀ پهلوی و نه در دورۀ جمهوری اسلامی مطلوب و در حد انتظار مثبت نبوده است و ما تجربه‌ مثبتی دراین‌باره نداشته‌ایم.

وی با بیان این‌که موفق‌ترین حزب بعد از انقلاب اسلامی، حزب جمهوری‌اسلامی بود که آن هم بعد از مدتی خود، منشأ اختلاف ‌شد، گفت: عملکرد احزاب در هیچ دوره ای در حد انتظار مثبت و قابل قبول نبوده است و ما تجربه‌ مثبتی در این زمینه نداریم.

دکتر مهاجرنیا در ادامه افزود: نگاه قانون اساسی مشروطه به حزب، سلبی بود. متن آن قانون دربارۀ حزب این بود: اگر حزب مولد فتنه نباشد، آزاد است؛ یعنی از ابتدا، اصل را بر فتنه‌گری گذاشتند مگر این‌که خلافش ثابت شود؛ اما در قانون اساسی جمهوری‌اسلامی، اصل بر آزادی احزاب قرار داده شد مگر این‌که خلافش ثابت شود. مشکلی بزرگی که بعد از چهل سال داریم این است که هنوز دانش حزب در کشور  ایجاد نشده است.

وی افزود: اگر چند نفر بخواهند با هم مجوز یک نانوایی را بگیرند باید دوره خاصی را چه به صورت تجربی یا به صورت علمی ببینند  تا به آنها پروانه کسب بدهند و بعد هم نظارت مستمری بر کار آنها وجود دارد ولی در زمینه فعالیت حزبی همین مقدار هم نیاز به دانش ندارد و این عیب بزرگی در کشور ما است .

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که احزاب سیاسی زیادی در عرصه سیاست کشور، حضور دارند؛ اما جایگاه احزاب در قدرت مبهم است، اظهار کرد: به‌عنوان مثال، احزاب در انتخابات، حضور فعال دارند و کسانی را هم به‌قدرت می‌رسانند؛ اما اگر نماینده به ‌قدرت برسد، دیگر کاری با حزب متبوع خود ندارد، یا به سلیقۀ خودش رفتار می‌کند و یا در ساختار قدرت اصلاً جایگاهی به نام پشتوانه حزبی وجود ندارد. در برخی از کشورها اینطوری نیست مثلاً در آمریکا وقتی حزب دموکرات قدرت را در دست بگیرد، سیاست‌شان حقوق بشری می‌شود و در سیاست داخلی و خارجی، آثار تفکر حزب دموکرات دیده می شود . به ‌قول خودشان این‌ها ایدئالیست هستند در مقابل آنها جمهوریخواهان رئالیست وجنگ طلب هستند. اینکه  سهم احزاب در قدرت چه مقدار است، در کشور ما اصلاً ‌تاکنون راجع به آن بحث نشده است. با عنایت به اینکه در قانون اساسی حزب پذیرفته شده است باید دانش حقوقی و قانونی آن هم بوجود بیاید که در نظام ولایی، اصلاً حزب چه جایگاهی در تصمیم سازی، تصمیم گیری و مشارکت در قدرت دارد. نسبت حزب با دولت چیست؟

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: عملکرد احزاب نه در دورۀ مشروطه، نه در دورۀ پهلوی و نه در دورۀ جمهوری اسلامی در حد انتظار مثبت نبوده است و ما تجربه مثبتی در فعالیت حزبی نداریم. موفق‌ترین حزب ما حزب جمهوری اسلامی بود که آن هم تنها در دورۀ حضور بنی‌صدر و گروهک های اپوزیسیونی ، خوب عمل کرد؛ اما بعد از مدتی که رقبای گفتمانی خود را از دست داد، خود، منشأ نزاع داخلی شد. از اول انقلاب، با وجود احزاب مختلف ، هیچ نهادی دنبال تولید دانش سیاسی تحزب نبود. در حوزه موضوع تولید مبانی فقهی و دینی تحزب هیچ وقت مطرح نشد. شاید این جلسه، جزء معدود فعالیت‌هایی باشد که دربارۀ دینی‌سازی حزب دارد می‌شود.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که تلقی ما از حزب، تلقی‌ای سکولار است، گفت: در کشور رویکرد به حزب، کارکردی است؛ یعنی به حزب به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی نگاه می شود. درواقع، در تلقی رایج، وجود‌حزب، مساوی با حزب اسلامی نیست؛ بلکه یک نهاد اجتماعی است که با توجه به تجربه عملکرد نه چندان مثبت آن، اصلاً در هویت سیاسی و اجتماعی ما جایگاهی ندارد.

وی در ادامه با توجه به دلایل فقهی موافقان تحزب در اسلام افزود: یکی از دلایل قطعی تحزب در فقه سیاسی ، دلیل عقلی است. که در استدلال عقلی به یک موضوع، دو نوع نگاه وجود دارد. نگاه اول، براساس معیارهای ذاتی و اولیۀ آن موضوع است؛ یعنی فقیه بررسی می‎کند تا ببیند با توجه به موضوع‌شناسی که انجام داده است، آن موضوع عقلاً چه حکمی دارد. از لحاظ عقلی حزب لازم و ضروری هست یا خیر؟ فارغ از ضرورت های ناشی از عوامل خارجی آیا ظرفیت و اهمیت حزب آن قدر هست که آن را لازم و واجب کند؟ بر خلاف این معیار، در نگاه دوم  براساس معیارهای عَرَضی و ثانویۀ ناشی از ضرورت ها و نیازهای زمانی و مکانی و مصالح و اقتضائات حزب ارزیابی می شود. یعنی فارغ از این‌که خود حزب، خوب است یا بد، از منظر عوامل ،مصالح و ضرورت‌ها ، به آن نگریسته می شود. مثل این‌که گوشت‌ مردار حرام‌خوار همیشه حرام است. اما فارغ از این حرمت اگر کسی در بیابان ، گرسنه شد و در معرض تلف قرار گرفت، همان گوشت مردار حلال می‌شود. حالا آیا وجود حزب هم از باب اضطرار است یا در حالت عادی هم به حزب نیاز هست ؟

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که به‌لحاظ معیارهای اولی و ذاتی، می‌توان سه نوع به حزب نگاه کرد، اظهار کرد: نگاه اول  به اعتبار اهداف حزب است و معیار دوم به اعتبار  کارکرد آن است و معیار سوم به اعتبار جایگاه حزب است .در رویکرد ذاتی به حزب اینها مد نظر قرار می گیرند اگر اهدافش مطلوب نباشد و یا کارکردش مشروع نباشد به لحاظ فقهی نمی توان آن حزب را در نظام ولایی پذیرفت. بنابراین  اگر حزب باعث افزایش آمار مشارکت مردم در انتخابات، ارتقای سطح آگاهی مردم، ایجاد وحدت و هم‌دلی، نظارت بر قدرت، ایجاد رقابت سالم، جهت‌دهی به افکار عمومی، تجمیع منافع مردم، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی نهادمند بشود، عقل آن حزب را می‌پسندد.

وی در پایان افزود: نگاه دوم فارغ از مثبت یا منفی بودن اهداف و کارکرد و جایگاه حزب، رویکرد دیگری دارد. به‌لحاظ معیارهای عَرَضی و ثانویه به حزب توجه می شود . فقیه نگاه می کند به ضرورت های زندگی سیاسی ، اجتماعی ، به اقتضائات و مصالح ملی که آیا آنها وجود حزب را ضروری می کنند یا خیر؟ مثلاً در دنیای امروز می‌گویند چرخ دنده مردم سالاری است خوب شما هم مردم سالاری دینی را پذیرفتید . انتخاب درست قدرت، انتخاب قانون اساسی، انتخابات کارگزاران نظام، اگر وابسته به وجود احزاب باشد. حزب به اعتبار این تقاضا ضروری می شود. حزب از باب مقدمه واجب، ضروری می‌شود. در شرایطی که حکومت جور بر جامعه حاکم است، ضرورت حزب بهترین روش برای سامان دادن به نیروهای انقلابی جهت تقویت مبارزه باحاکمیت جور است. در شرایطی که در جامعه کارگزاران به سمت انحراف، فساد، استبداد، ناکارآمدی می روند، وجود عقلانیت جمعی در قالب حزب از بهترین روش های مدیریت جامعه است. در هر شرایطی عمل به برخی از احکام جمعی اسلامی همانند عمل به مثل آیه شریفه «وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» وجود عقل جمعی حزبی بهترین سازوکار خواهد بود. در زمانی که حکومت نیازمند تقویت خاستگاه اجتماعی و مشارکت عمومی است ، قدرت بسیج توده ای احزاب بسیار مفید و کارآمد است./

http://www.icana.ir/Fa/News/417596/

دکتر مهاجرنیا ، پژوهشگر مسائل سیاسی کشور:بسیاری از مخالفان تحزب با اصل نظام جمهوری‌اسلامی هم مخالف هستند

حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا در ششمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، گفت: بسیاری از مخالفان تحزب مخالف اصل نظام جمهوری‌اسلامی هستند.
 
به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت ، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا در ششمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، گفت: بسیاری از مخالفان تحزب مخالف اصل نظام جمهوری‌اسلامی هستند.

وی در ابتدا با  اشاره به اینکه در این جلسه دلایل مخالفان حزب و تحزب را بررسی می کنیم، گفت: پدیده حزب هم چون سایر پدیده های اجتماعی با موافقان و مخالفان موجودیت آن مواجه است، بنابراین در این جلسه ابتدا دلایل مخالفان حزب را تشریح و تبیین می کنیم و سپس در جلسه بعد ادلۀ موافقان حزب را مطرح و توضیح خواهیم داد.

پژوهشگر مسائل سیاسی کشور با بیان این‌که مخالفان تحزب هر امر عرفی و عقلایی را امری سکولار می‌دانند، گفت: آن‌ها معتقدند: ما برای هر آن‌چه به‌وجود می‌آوریم، باید آیه و روایت داشته باشیم. به‌همین خاطر هم با بسیاری از اصول قانون اساسی، مانند فصل حقوق ملت و حتی با خود نظام جمهوری‌اسلامی و به‌صورت کلی، با هر نوع پدیدۀ نوظهوری مخالف هستند.

وی در ادامه افزود: مخالفان حزب معتقدند که حزب در تفکر غربی و در دنیای متجدد با مبانی لیبرالیستی درست شده و اصولاً چنین چیزی ما در قرآن و روایات نداریم. در تاریخ اسلام هم چیزی به‌نام حزب نداشته‌ایم. اگر در بعضی از برهه‌های تاریخی هم وجود داشته، یک چیز منفوری و خلاف قاعده تلقی می شده است . مثلاً اگر حزب اموی یا امثال این‌ها بوده‌اند، به‌صورت خلاف شرع حضور داشته‌اند.

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که مخالفان حزب فکر می‌کنند که یک آیه هم دربارۀ حزب نداریم، اظهار کرد: آن‌ها می‌گویند: ما آیات زیادی حتی در مذمت تحزب داریم؛ مثلاً خداوند در آیۀ 159 سورۀ انعام می‌فرماید: « إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینهَمْ وَ کاَنُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنهْمْ فىِ شىَ‏ءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلىَ اللَّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بمِا کاَنُواْ یَفْعَلُون»؛ یعنی ای پیامبر! با کسانی که فرقه‌فرقه شدند اصلاً کاری نداشته باش. این‌ها هیچ نسبتی با دین ندارند و خداوند، خود می‌داند با آن‌ها چه کاری انجام بدهد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: دلیل بعدی مخالفان تحزب این است که با عقل نمی‌توان حکم شرعی درست کرد؛ چراکه عقل، تنها روش استدلال است؛ نه منبع استخراج و استنباط حکم. عقل، حکم برای ما تولید نمی‌کند؛ بلکه حکم فقط از طریق کتاب و سنت تولید می‌شود. نهایت کار عقل این است که ما راحت بتوانیم  با روش عقلی استنباط و درک بکنیم.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که مخالفان تحزب گمان می‌کنند که حتی اگر اصل حزب را هم بپذیریم، آثار منفی تحزب، ما را وادار می کند که آن را نفی کنیم، اظهار کرد: آن‌ها می‌گویند که یکی از آثار منفی تحزب، ایجاد تفرقه در جامعه است. وخداوند در قرآن به‌شدت از ایجاد تفرقه نهی کرده و تفرقه‌افکنان را بیم داده و تهدید کرده است. به‌همین خاطر، ما تحزب را نمی‌توانیم قبول کنیم.

وی در ادامه افزود: مخالفان این امر، مقتضای ایجاد حزب در یک گفتمان، را ایجاد حزب دیگر در مقابل آن گفتمان می‌دانند؛ چراکه اولاً تک‌حزبی، تنها در کشورهایی با حاکمیت استبدادی رخ می‌دهد و ثانیاً به‌طور طبیعی هر گفتمانی نقیض خود را تولید می‌کند و این، همان تفرقه‌ای است که خداوند در قرآن نهی کرده و بیم داده است.

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که مخالفین تحزب معتقدند: همان‌گونه که خداوند در آیۀ 32 سورۀ روم می‌فرماید « کلُ‏ حِزْبِ بِمَا لَدَیهْمْ فَرِحُون» احزاب بیش‌تر به‌دنبال منافع حزبی خود هستند تا منافع ملی گفت: آن‌ها می‌گویند: احزاب به‌خاطر همین خصوصیت هیچ وقت به‌دنبال حق‌ و حق‌‌گرایی نیستند؛ چراکه هر حزبی بر پایه اساس‌نامه، مرام‌نامه و مانیفست خود جلو می‌رود و چیز دیگری برایش مهم نیست؛ حتی اگر آن چیز، حق باشد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: آنها یکی دیگر از مشکلات حزب را سلب آزادی از اعضای خود می‌دانند. آن‌ها می‌گویند که اعضای حزب به کادر رهبری باید وفادار باشند و هر چه او می‌گوید، بپذیرند. ازسوی دیگر هم می‌دانیم که سلب آزادی، خلاف فطرت و طبیعت انسان‌ها است. بنابراین، خلاف شرع نیز هست. فرض کنید حزبی ده‌میلیون طرفدار دارد. این ده ‌میلیون همه منتظر فرمان رؤسای حزب هستند تا او مثلاً لیستی بدهد و همه فقط به او رأی بدهند. این به‌غیر از این‌که خلاف حق‌گرایی است، سلب آزادی از دیگران نیز هست.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که مخالفان تحزب، حزب را با ادلۀ ولایت فقیه نیز متعارض می‌دانند، اظهار کرد: آن‌ها می‌گویند: با توجه به این‌که ما معتقدیم که فصل‌الخطاب در جامعه ولی فقیه است و همه باید گوش به فرمان رهبری باشند، دیگر تحزب معنا نخواهد داشت. زیرا اگرچه احزاب باید اصل نظام را قبول داشته باشند، اما این‌گونه هم نیست که در ریز و درشت مسائل باید گوش به‌فرمان رهبر باشند؛ چراکه دیگر این امر با وفاداری به اساس‌نامه و مانیفست حزب معنا نخواهد داشت. اگر این‌گونه شد، دیگر ماهیت حزب،از بین می رود.

استاد حوزه و دانشگاه افزود: البته باید دانست که چنین افرادی به‌صورت کلی با هر نوع پدیدۀ نوظهوری مخالف هستند. بسیاری از این‌ها متحجر بر روایات هستند و اگر چیزی در روایت نیامده است آن را خلاف شرع می دانند و چیزی به نام حکم عقل برای آنها  معنا ندارد. اینها همان کسانی هستند که امام (ره) آن‌ها را در زمرۀ اسلام آمریکایی قرار داد. این‌ها با اصل نظام جمهوری‌اسلامی نیز مخالف هستند. زیرا جمهوریت در هیچ آیه و روایتی نیامده است.

وی در پایان گفت: انشاء الله درجلسه آینده، دلایل موافقان حزب و تحزب را مطرح خواهیم کرد و آن را مورد بررسی و تحلیل قرار خواهیم داد.

http://www.icana.ir/Fa/News/413711/

دکتر مهاجرنیا ، پژوهشگر مسائل سیاسی کشور: احزاب سیاسی موجود در تراز جمهوری اسلامی نیستند

مهاجرنیا با بیان اینکه معمولاً، گروه‌های سیاسی که در یک کشور، زمینه‌های مشترک ایدئولوژیک یا منافع مشترک دارند برای به‌دست آوردن قدرت با هم ائتلاف می‌کنند، گفت: تقاضای ما از مجلس شورای اسلامی که بازنگری در قانون احزاب را در دستور کار قرار داده است، این است که با همین رویکرد از طریق مرکز پژوهش ها و از طریق حوزه ابتدا در مسیر الگوسازی حزب اسلامی متناسب با شرایط موجود اقدام نماید  و بر همین اساس  قوانین آن بازنگری و نوشته شود.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا در پنجمین نشست کرسی‌های آزاد‌اندیشی مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم که با موضوع «آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی در نظام ولایی» در موسسه طلوع مهر قم برگزار شد، با بیان این‌که کمیسیون ماده ده احزاب نظارت جدی بر احزاب ندارد، گفت: کسانی با عنوان حزب مجوز گرفته اند ولی متعهد به اهداف و کارکرد حزب نیستند و برخی که فعالیت حزبی می کنند، مجوز رسمی ندارند . با این همه، رویکرد فعالیت حزبی در کشور اقتباسی از دنیای غرب است.

وی افزود: بعضی از جریان‌ها با این استدلال که تنها کار مذهبی انجام می‌دهند، به‌دنبال مجوز نمی‌روند. این درحالی‌ست که آن‌ها همۀ کارهای حزبی، مانند معرفی کاندیدا، صدور بیانیه، رقابت برای کسب قدرت و... را انجام می‌دهند. همۀ این‌ها به‌خاطر عدم نظارت کافی بر این جریان‌ها است.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که غیراحزاب نباید در کار احزاب دخالت کنند، اظهار کرد: خود احزاب و قانون نیز نباید اجازه فعالیت به چنین جریان‌هایی را بدهند؛ اما متأسفانه، این‌قدر قانون مشکل دارد و این‌قدر دربارۀ کارکرد احزاب بی‌رویه عمل شده که این اتفاقات در کشور می‌افتد.

دکتر مهاجرنیا در ادامه افزود: ما هنوز تفاوت جدی بین جناح، طیف، جریان، ائتلاف، مجمع، جامعه، اتحادیه، سازمان، انجمن، تشکل، حزب، نهضت، گروه فشار و جبهه قائل نیستیم. به‌همین خاطر، گاهی، بعضی گروه ها و جریان های سیاسی ذیل برخی از عناوین خاص برای خود، مصونیتی قائل‌اند و معتقدند که قانون نباید به آن‌ها متعرض شود.

این پژوهشگر مسائل سیاسی با بیان این‌که همۀ این اصطلاحات باید درست تعریف شود تا هرج‌ومرج ایجاد نشود، گفت: ما تعبیری تحت عنوان «جریان سیاسی» داریم که در جامعۀ سیاسی ما مبهم است؛ لذا باید ابتدا آن را تعریف کنیم.

وی افزود: جریان سیاسی، حرکت سیاسی پویا و زنده‌ای است که با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش‌های فکری خاص درونی و با کمک رهبران خود بر نظام سیاسی و نیز اقشار مختلف جامعه تأثیر می‌گذارد و جبهه، جناح، حزب، سازمان و گروه خاص خود را می‌تواند ایجاد کند. این تعبیری است که در  جامعه شناسی و علوم سیاسی آمده است؛ اما در کشور ما کسی به این‌ها پایبند نیست؛ لذا گاهی، به احزاب، گروه و طیف‌ها نیز جریان می‌گوییم.

دکتر مهاجرنیا با بیان این‌که تعبیر «طیف سیاسی» هم یکی از اصطلاحات سیاسی است که گستره آن از جریان سیاسی هم بزرگ‌تر است؛ چراکه طیف تقریباً شبیه به قطب‌بندی اجتماعی است. به‌همین خاطر هم هست که در زمان انتخابات می‌گویند: جامعه را قطب‌بندی نکنید. زیرا طیف‌های مختلف در جامعه شکل می‌گیرد.

این استاد حوزه و دانشگاه گفت: تعبیر «جناح سیاسی » هم یک اصطلاحی است که از حزب بزرگ‌تر است. جناح؛ مجموعه گروه یا گروه‌هایی با دیدگاه‌های مشترک به‌منظور کسب قدرت سیاسی در داخل یک حکومت یا حزب، گرد هم می‌آیند. جناح می‌تواند مداومت نداشته باشد، مثل اینکه در کشور خودمان، جناح‌های چپ و راست درحال پوست‌اندازی و یا حتی جابجایی هستند. به‌همین خاطر، ممکن است در آینده‌ای نزدیک، این دو جناح با این هویت، دیگر وجود خارجی نداشته باشند.

دکتر مهاجرنیا گفت: «ائتلاف سیاسی» نیز یکی از اصطلاحاتی است که در احزاب به‌کار می‌رود. معمولاً، گروه‌های سیاسی که در یک کشور، زمینه‌های مشترک ایدئولوژیک یا منافع مشترک دارند برای به‌دست آوردن قدرت با هم ائتلاف می‌کنند. این اتفاق در بقیۀ کشورها برای ایجاد دولت زیاد رخ داده؛ اما معمولاً در کشور ما برای به‌وجود آمدن دولت اتفاق نمی‌افتد؛ البته برای رقابت ریاست مجلس و برخی موضع گیری ها گاهی ائتلاف هایی صورت می گیرد.

وی در ادامه به  تعبیر «جبهه سیاسی » اشاره کرد  و گفت: جبهه نیز در ادبیات سیاسی ما دچار مشکل شده است؛ چرا که جبهه در علوم سیاسی مفهومی است از سنخ طیف و در حد جناح و جریان سیاسی. جبهه، مجموعه ای از گروه‌ها و جریان‌ها تخصصی است ؛ اما در کشورمان به احزاب کوچک نیز این واژه  اطلاق شده است.

استاد مهاجرنیا گفت: اصطلاحاتی مانند اتحادیه و جامعه که معادل های سیاسی هستند گویا اینها عناوین برنددار هستند که هر کس زیر تابلوی این عنوان برود نیاز به مجوز ندارد. ظاهراً اینها سهم حوزه و دانشگاه هستند. هم جامعه روحانیت و هم اتحادیه دانشجویان کار سیاسی و حزبی می کنند ولی هیچکدام مجوز رسمی حزبی ندارند و کمیسیون ماده ده احزاب هم متعرض آنها نمی شود.جالب است استدلال اینها این است که فعالیت آنها فراتر از حزب و سیاست است و آنها در چارچوب دین کار می کنند و مذهبی و فرهنگی هستند و همین استدلال گویا مقبول واقع شده است. در حالی که وقتی کسی کار حزبی می کند، در انتخابات کاندیدا معرفی می کند و رسماً حمایت می کند و رقابت می کند باید مجوز بگیرد. مثل این است که یک مرکز دینی و مسجدی بگوید چون ما دینی هستیم مالیات و عوارض و پول آب و برق و جریمه راهنمایی و رانندگی نمی دهیم، این مبنای درستی نیست. کسی که در مسیر یک قانونی قرار گرفت باید به آن ملتزم باشد و الا سنگ روی سنگ بند نمی شود. شما یا نباید در جاده و اتوبان رانندگی کنید و یا باید مقررات آن را رعایت کنید.

دکتر مهاجرنیا در پایان گفت: برای پایان دادن به این هرج و مرج مفهومی و سیاسی لازم است در «فقه‌التحزب» با همۀ این اصطلاحات آشنا شویم، حدود و ثغور مفهومی و ماهیتی آنها را شناسایی کنیم و با بازنگری در آنها بر مبنای منابع و نصوص اسلامی، اصول و قواعد فقهی و با روش اجتهادی، « حزب نمونه  اسلامی» و مطابق با قانون اساسی را بازسازی کنیم. تقاضای ما از مجلس شورای اسلامی که بازنگری در قانون احزاب را در دستور کار قرار داده است، این است که با همین رویکرد از طریق مرکز پژوهش ها و از طریق حوزه ابتدا در مسیر الگوسازی حزب اسلامی متناسب با شرایط موجود اقدام نماید  و بر همین اساس  قوانین آن بازنگری و نوشته شود./


http://www.icana.ir/Fa/News/412866/

حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهاجرنیا: احزاب باید تقویت‌کننده نظام ولایت فقیه باشند

Untitled-551
حجت‌الاسلام محسن مهاجرنیا، پژوهشگر مسائل سیاسی کشور گفت: احزاب باید موتور محرکه جامعه و ساز و کار مکمل سیستم ولایت فقیه باشند.

به گزارش خبرگزاری خانه ملت، حجت الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا "پژوهشگر مسائل سیاسی کشور" در اولین جلسۀ کرسی های آزاد‌اندیشی با موضوع «بازخوانی آینده احزاب و تشکل‌های سیاسی» که توسط مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم برگزار شد، با بیان این‌که در دنیای غرب، حزب کارکرد مثبتی متناسب با اهداف نظامهای سیاسی آن‌ها داشته، افزود: ما نیز حزب را که در قانون اساسی پذیرفتیم باید بر اساس مبانی دینی خودمان تطبیق بدهیم تا حزبی اسلامی برگرفته از باورهای دینی و فقهی شکل بگیرد.

وی در ادامه اظهار امیدواری کرد که در سلسله نشست های جدید بتوانیم پدیده تشکل سیاسی را به عنوان یک مسئله نوپدید و مستحدث، ابتدا موضوع شناسی کنیم سپس دیدگاه های موافق و مخالف آن را بررسی نمائیم و بعد با مراجعه به آیات و روایات و سیره معصومان(ع) و قواعد و ضوابط فقهی، ببینیم مقتضای اصل اولی چیست و احکام ثانویه و مصالح و عقلانیت به ما چه می گویند.

استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که در دنیای امروز، حزب سیاسی به تبع نظام سیاسی دو فلسفه دارد: یکی فلسفه دینامیک و دیگری، فلسفه استاتیک، افزود: ما در فلسفه دینامیک با حزب پویا با رسالت و مسئولیت مواجه هستیم. به تعبیرشهید مطهری و دکتر شریعتی  در فلسفه دینامیک عامل سیاسی «وظیفه دارد جامعه را  از وضع موجود به کمال و سعادت و وضعیت مطلوب برساند.»هم دولت و هم احزاب سیاسی چنین رسالتی دارند. اما در فلسفۀ استاتیک دولت و احزاب تنها در چارچوب خواست اکثریت حرکت می کنند و عمدتاً نقش کارگزاری، نظارتی در عرصه قدرت و مشارکت و رقابت و فعال‌سازی وضعیت موجود جامعه را دنبال کنند.

حجت‌الاسلام محسن مهاجرنیا در ادامه گفت: البته ما طبق معارف قرآنی، نقش‌های دیگری، مانند آموزش، پرورش، تهذیب، اصلاح، هدایت و اخلاق را هم برای حزب قائلیم؛ چراکه خداوند در قرآن می‌فرماید: «و منکم امة یدعون الی الخیر.» منظور از امت یعنی گروه ها، جریان ها و احزابی است که به دنبال اصلاح جامعه از طریق ارتقاء معنویت، هدایت و امر به معروف و نهی از منکر و دعوت به خیر هستند.

وی با بیان این‌که طبق این مبنا، احزاب سازوکار تکمیلی جامعه اسلامی و جریان واسطی میان توده مردم ونظام سیاسی است،ادامه داد: احزاب در دنیای غرب عمدتاً به‌دنبال رقابت برای دستیابی به قدرت هستند و برای‌شان فرقی نمی‌کند که گاو‌چرانی مانند ریگان رییس‌جمهور شود یا یک پروفسور؛ چون آنها قابل به نظام اصلح و شایسته سالاری نیستند برایشان فرقی نمی کند حاکمیت در دست مصلحان باشد یا در دست مفسدان باشد. مهم فقط این است که بر پایه حق اجتماعی و خواست اکثریت باشد. اما در حزب اسلامی، تنها شایستگان با همه ملاکات و ضوابط شایستگی باید قدرت را دردست بگیرند. در روایات معصومیین (ع) نقل شده که اگر کسی می‌داند که شایسته‌تر از خود برای یک مسئولیتی وجود دارد، نباید خود را در معرض آن مسئولیت قرار دهد و گرنه خداوند و ملائکه او را لعن می‌کنند.

پژوهشگر مسائل سیاسی کشور افزود: ما تحزب را به‌لحاظ فقهی نیز باید بررسی کنیم. ممکن است گفته شود که این مبحث، جزء مسائل مستحدثه است و در نتیجه، برای بررسی آن باید به منطقة الفراغ و اصالة الاباحة رجوع شود اما ازسوی دیگر، برخی معتقدند معانی‌ای شبیه معنای حزب در قرآن آمده است؛ مثلاً خداوند در قرآن علاوه بر واژگان سیاسی و جریانی چون حزب، قوم، طائفه، فئه، از واژگان مفهومی دیگری مانند مؤمنان، منافقان، باغیان، آمران به معروف، ناهیان از منکر، شیعیان، تابعان، قاعدین، قائمین هم یاد کرده است.

محسن مهاجرنیا در ادامه گفت: ما باید به‌دنبال بازشناسی و بازسازی کارکردهای جدی حزب باشیم که با نظام ولایت فقیه مناسب باشد. حزب به‌صورت کلی هم کارکرد مثبت دارد و هم منفی؛ اما ما می‌توانیم سعی کنیم که کارکردهای منفی حزب را ازبین ببریم یا کاهش بدهیم؛ مثلاً در اوایل انقلاب، حزب جمهوری ‌اسلامی برای تثبیت نظام و مقابله با گروهای انحرافی تأسیس شد وخیلی مؤثر بود. الان هم ما می‌توانیم با هم‌دلی و ایجاد احزابی با مبنای آموزه‌های اسلامی، اختلاف افکنی که یکی از عملکردهای منفی احزاب است را ازبین ببریم؛ اما متأسفانه درحال‌حاضر احزاب ما به میدان مسابقه‌ای می‌مانند که تنها برای حذف جناح رقیب تلاش می‌کنند . حتی برای به‌صحنه کشیدن مردم در انتخابات هم از همین حربه استفاده می‌کنند؛ یعنی به‌جای این‌که با عقلانیت، مردم را به‌سمت صندوق انتخابات بکشانند، آن‌ها را از روی کینه‌ورزی و عصابنیت به صحنۀ انتخابات می کشانند؛ درحالی‌که امام می‌فرمود: باید قصد قربت و با وضو به پای صندوق های رأی بروید.

مهاجرنیا در  پایان گفت: امیدوار هستیم بتوانیم به مدد ظرفیت های دینی، فقهی موجود در حوزه علمیه قم و با استفاده از تجربه چهل ساله انقلاب اسلامی و با بهره گیری از دیدگاه های احزاب و تشکل های موجود و قوانین کشور به بازخوانی و بازسازی مدل اسلامی یک تشکل سیاسی برسیم .

http://www.icana.ir/Fa/News/409226/

صفحه 1 از 2